رشید غریبی اندبیلی
چندی پیش یکی از اعضای ستاد اجرایی اصل 44 قانون اساسی با انتقاد شدید از رسانهها گفت برای رسانهها و مطبوعات قیمت گوجهفرنگی مهمتر از اصل 44 قانون اساسی است و برای اجرای اصل 44 قانون اساسی رسانهها اهتمام مناسبی از خود نسبت به این موضوع نشان نمیدهند. واقعیت این است که متاسفانه علیرغم تاکید صریح قانون اساسی مبنی بر واگذاری بخش قابل توجهی از فعالیتهای کلان اقتصادی به بخش تعاونی و خصوصی اهتمام مناسبی از سوی دولتها برای اجرای این اصل انجام نگرفته است و هر روز شاهد بزرگتر شدن دولت و در دست گرفتن فعالیتهای قابل توجهی از اقتصاد در دولت بودهایم بهطوری که مقام معظم رهبری بارها مسئولین را بر اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی تشویق نموده بودند و نیز سیاستگذاری اصل 44 قانون اساسی توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تهیه شده بود و به دولت ابلاغ گردیده است و دولت مکلف به اجرای جدی در این مورد گردید اما در مورد اظهارات جدید جناب آقای آقامحمدی نکاتی قابل ذکر است. آیا واقعا رسانهها و مطبوعات در انعکاس اهمیت و جایگاه اصل 44 بقدر کافی به کنکاش پرداختهاند؟ آیا اعتراض جناب آقای آقامحمدی از رسانهها درست و مناسب است و بقول آقای آقامحمدی به مسئله کمارزش مثل گوجهفرنگی بهایی بیش از اصل 44 دادهاند؟ اگر رسالت مطبوعات و رسانهها را بعنوان رکن چهارم دموکراسی و انعکاسدهنده آراء، افکار و دغدغههای مردم بدانیم رسانهها در انعکاس اهمیت اصل 44 و چیز کمارزشی به قول آقای آقامحمدی گوجهفرنگی که سمبل قوت مرسوم مردم است.
با دقت به نقش و جایگاه آنها و تاثیر ملموس آنها در سطح زندگی عموم مردم بررسی کنیم پر واضح است که برای اکثر مردم و سطوح اجتماعی اهمیت گوجهفرنگی بیش از اصل 44 قانون اساسی است. چرا که مردم از خصوصیسازی و واگذاری کارخانجات و مجتمعهای تولیدی تحت عنوان خصوصیسازی خاطره خوشی ندارند و همواره شاهد دستهای آشکار و پنهانی بودند که با ایجاد رانتهای اطلاعاتی و مالی کارخانجات را با قیمت بسیار نازلی تصرف کرده و از این راه به سودهای سرشاری دست پیدا کردند و مشکلات عدیدهای نیز برای کارگران و کارکنان کارخانجات و مراکز فوق بوجود آوردهاند و حتی باعث اخراج و بیکاری کارگران شدهاند. درست است که هر عقل سلیم و سالمی کمی با دقت به اصل 44 قانون اساسی تامل کند تصدیق خواهد نمود که اگر اصل 44 بدرستی اجرا میشد علاوه بر رونق اقتصادی و رفاه اجتماعی و تقسیم ثروت میان آحاد جامعه کشور را به سوی شکوفایی اقتصادی سوق میداد. اما واقعیت این است که بدلیل رانتهای اقتصادی و باندبازی و تبعات خصوصیسازی بعضی از کارخانجات نه تنها ثروت و رفاه را برای عموم جامعه فراهم نساخته بلکه در این میان عدهای اندک به ثروت انبوهی دست یافته اما چه بسیاری که بر اثر همین خصوصیسازی دچار خسران و خسارت فراوانی شدهاند و کار و زندگی آنها به خطر افتاده و بسیاری از آنها ماهها از دریافت حقوق خود عقب ماندهاند بطوری که امروزه در گوشه و کنار کشورمان شاهد اعتراضات گسترده آنها هستیم و متاسفانه هر از چند گاهی خبرهای بسیار ناگواری از زندگی و حتی خودکشی کارگران بر اثر فقر و مشکلات ناشی از آن در رسانهها انعکاس پیدا میکند لذا در چنین فضایی برای عموم مردم که دنبال تهیه قوت معمولی خودشان هستند قیمت گوجهفرنگی بیش از اصل 44 اهمیت دارد.
جناب آقای آقامحمدی و امثال ایشان متاسفانه نتوانستهاند واقعیتهای زندگی مردم را درک کنند و گرنه این چنین مقایسهای انجام نمیدادند واقعیت این است وضعیت معیشتی مردم روز به روز به واسطه تورم و گرانی به شدت سیر نزولی پیدا کرده است و اگر تنها در بخش مسکن به مشکلات مردم نگاهی بیندازیم خواهیم دید عدهای اندک با ایجاد رانتهای مافیایی از یک طرف و سیاستهای غلط و بیمحتوای دولت از طرف دیگر باعث رشد سرسامآور قیمت مسکن گردیده که فشار آن تنها متوجه اقشار کمدرآمد جامعه شده است در این میان مقایسه کوچک میان افزایش اجارهبهای یک منزل که به طور متوسط حداقل 60 درصد نسبت به سال گذشته رشد داشته و در مقابل 10 الی 15درصد افزایش حقوق کارمندان آیا انتظاری باید جز این داشت که برای عموم مردم قیمت گوجهفرنگی اهمیتی بیش از اصل 44 قانون اساسی داشته باشد. همفکران آقای آقامحمدی اگر به رشد قارچگونه پروندههای فساد اقتصادی که اکثر آنها با ایجاد رانتها و بدهبستانهای متقابل امروزه به یک معضل اساسی در اقتصاد ایران تبدیل شده بطوری که طبق اعلام رسمی قوه قضائیه هماکنون بیش از 500 پرونده فساد اقتصادی هر کدام با ارقامی بیش از میلیاردها تومان در حال پیگیری است تامل کنند خواهند دید که کاخهایی که این افراد برافراشتهاند از خراب شدن خانههایی است که با تضییع حقوق مردم بدست آوردهاند و این عده با ثروتمند شدن خود عامه مردم را به تباهی سوق دادهاند آیا در این وضعیت نباید انتظار داشت اخبار گرانی گوجهفرنگی بیش از اصل 44 قانون اساسی برای مردم جذابیت داشته باشد. جناب آقای آقامحمدی باید بداند برای اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی به جای تبلیغات و مصاحبهها باید با برنامهریزی و حساب شده و به دور از تبلیغات و هیاهو به اجرایی شدن آن اهتمام بورزد و در این راه نباید با ایجاد فضای کاذب تبلیغاتی راه کسانی را بروند که باعث بدگمانی مردم و کارشناسان و اصل خصوصیسازی شدهاند.