بهمن هدایتی
جمهوری اسلامی ایران با تاکتیک ایستادگی هستهای و پیشرفتهای فنی هستهای خود موفق شده است تا حدود زیادی موتور داغ زورگویی و زیادهخواهی غرب را سرد کند. اروپا اکنون دچار یک «بهت سرد» در برابر ایران هستهای شده است و طرح تعویق انداختن صدور قطعنامه علیه ایران نیز میتواند از پیامدهای همین بهت سرد باشد، اما این «سرمای دیپلماتیک» میتواند یک ذاتالریه منطقهای را رقم بزند.
به نظر میرسد در ادامه چالش هستهای و در شرایط فعلی دو گزینه روی میز تصمیم مردان هستهای ایران در قبال اروپا (به عنوان یک طرف موثر در معادله هستهای) قرار دارد: «آغاز یک دوره تخاصم خاموش و سرد با اروپا» یا «تلاش برای ایجاد نظم جدید در روابط با غرب و به خصوص اروپا». در تحلیلی گذرا از رفتار سیاسی اروپا در قبال موضوع هستهای ایران میتوان این مسیر خاکستری را مورد شناسایی قرار داد که اروپا به مرور از گفتمان «ارایه بسته پیشنهادی» و «تعامل» خارج شده و از سرناچاری به گزینه «توقف صدور قطعنامهها در برابر توقف سطح غنیسازی» رسیده است بدون تردید این روند چندان دلنشینی برای دو شریک اقتصادی قدیمی و راهبردی یعنی ایران و اروپا نیست و ظرفیتهای متنوع ایران و اروپا بسیار فراتر از موقعیت کنونی است و البته این نکته هم جای تامل دارد که اروپا به مرور از تعامل با ایران ناامید میشود. واقعیت این است که به دلایل ژئوپلتیکی کاملا واضح و روشن، ایران و اروپا انتخاب سنتی و واقعی برای تعاملات اقتصادی و سیاسی یکدیگر هستند و حتی در جریان چالش هستهای با وجود همه فرازها و فرودها و ناملایمات باز نقش اروپا به طور نسبی در برخی از مواقع مثبتتر و واقعبینانهتر از طرفهای شرقی معادله هستهای چون روسیه، هند و چین بوده است.
همانطور که گفته شد از میان دو گزینهای که در برابر مردان هستهای کشورمان وجود دارد یک گزینه آغاز دوران و نظم جدید روابط ایران و اروپا است، اما باید بررسی کرد که انتخاب این گزینه چه ضرورتها و پیامدهایی دارد.
همانطور که تداوم سیاست ایستادگی بر حقوق مسلم هستهای لازم است به همان میزان هم توجه و در نظر گرفتن متغیرها و شرایط جدید در موضوع هستهای ضروری است و دلیلی ندارد که ایران ادامه این مسیر را صرفا با یک «تاکتیک» ادامه دهد اما متغیرهای جدید چیست! موضوع عراق و تحولات اخیر کشورهای عربی (فلسطین ـ لبنان) را میتوان از جمله مهمترین متغیرهای جدید موضوع هستهای دانست که آثار مستقیمی بر پرونده هستهای و روابط ایران و غرب خواهند گذاشت، عراق صحنه تمام عیار توطئهها و برنامهریزیها برای مقابله با قدرت فزاینده شیعیان و حامی معنوی آنها یعنی ایران است و اخیرا زمزمههای شومی از تصمیمات جنونآمیز برخی کشورهای عربی در عراق به گوش میرسد...
در حالت فعلی که کشورهای عربی همه تلاش خود را به کار گرفتهاند که ایران را از صحنه معادلات عراق و منطقه اخراج کنند و از طرف دیگر چالش هستهای هم حالتی سرد و بنبستگونه پیدا کرده تجمیع این دو اتمسفر زمینه و شرایط را برای ایجاد یک انزوای خطرناک برای کشورمان مهیا کرده است لذا باید سیاست ایستادگی هستهای با سیاست پیچیدهتری تلفیق شود تا از این حالت انزوا جلوگیری کند.
بدون تردید بسته شدن و انسداد کامل همزمان دو راه ارتباطی «اعراب» و «غرب» برای کشورمان نمیتواند اهداف استراتژیک و بلندمدت ایران را که در سند چشمانداز بیست ساله متجلی است تامین کند و میتواند عواقب سوء و نامطلوب درازمدتی را هم برای کشورمان رقم بزند.
ضمن آن که اروپای سرد و ناامید و متوقف شده در برابر ایران هستهای میتواند بستر مناسبی برای همراهی با سیاستهای براندازی نرم ایالات متحده آمریکا باشد و یک سرمایه عالی و ارزان برای این سیاستهای خصمانه آمریکایی شود. با توجه به تجربیات گذشته نمیتوان از این نکته غافل شد که تعامل با اروپا برای ایران به مراتب آسانتر و کمهزینهتر از تعامل تام با کشورهای عربی است و همین ضرورت و اهمیت، در انداختن طرحی نو در روابط با اروپا و آغاز یک تحرک دیپلماتیک گسترده را بیشتر میکند.
شاید با اندکی تدبیر دیپلماتیک مقطع فعلی میتواند مقطع توقف بحران و عمیق شدن بیاعتمادی بین ایران و اروپا و گرم کردن روابط با قاره سبز شود و اگر به سرعت اقدامات ترمیمی دیپلماتیک در این روند آغاز شود آثار مثبت خود را نشان خواهد داد و نیل به یک راهحل میانه در موضوع هستهای سهلتر خواهد شد.