علی کرمی
ناکام جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا در حل بحران عراق، سرانجام کاخ سفید را ملزم کرد در مورد عراق با جمهوری اسلامی ایران مذاکره کند. لازم به ذکر است کمیته تخصصی بیکر- همیلتون در گزارش چند ماه قبل خود در ارائه راهکار به بوش در حل بحران عراق، به کرات به نقش فعال و موثر ایران در کل منطقه و حل بحران عراق تاکید کرده بود.
با گذشت 4 سال تمام از جنگ آمریکا علیه عراق، حل بحران در این کشور تبدیل به یک کابوس شده و تمام تلاشهای منطقهای و بینالمللی در قالب کنفرانسهای مختلف برای مرتفع شدن بحران عراق چندان کار آمد و موثر نبودهاند.
آخرین کنفرانس برای ایجاد راهکاری موثر در حل بحران عراق، کنفرانس شرمالشیخ مصر بود که در نهایت کنفرانس شرمالشیخ منجر به امضای سند بینالمللی همکاری با دولت نوری مالکی برای تامین امنیت، ثبات و آرامش در کشور بحرانی عراق شد.
به طور کلی تاکنون چند رویکرد برای حل بحران عراق ارائه شده است. از رویکرد یکجانبهگرایی گرفته تا رویکرد چندجانبهگرایی. ولی اکنون با درخواست کتبی آمریکا برای مذاکره با ایران در مورد عراق، که این درخواست از حاشیه امنیتی شرمالشیخ قوت گرفت و قبول تهران برای مذاکره با واشنگتن، حل بحران عراق رویکرد جدید را تجربه خواهد کرد، یعنی رویکرد دوجانبه. آنچه از همه مهمتر میباشد این است که مذاکره دو کشور با داشتن ارتباط دیپلماتیک سیاسی و حقوقی فرق دارد. ایران 28 سال است با آمریکا روابط دیپلماتیک سیاسی و حقوقی ندارد ولی تاکنون دو بار با آمریکا در مورد مسائل بحرانی جهان گفتوگو و همکاری استراتژیک انجام داده است. تهران- واشنگتن قبلا در جنگ بوسنی و هرزگوین و جنگ آمریکا علیه طالبان در کشور همسایه دیگر ایران یعنی افغانستان مذاکره و همکاری کردهاند.
مذاکره ایران با آمریکا در مورد عراق سومین همکاری قلمداد میشود. نقشآفرینی و تامین منافع ملی در مناسبات بینالمللی به قدرت و توانایی دولتها بستگی دارد و قطع روابط دیپلماتیک در این فرآیند معضلی را به وجود نمیآورد.
براساس رهیافتهای مختلف در روابط بینالمللی میتوان چهار نوع منافع ملی را از یکدیگر بازشناخت: منافع ملی همگون، منافع ملی مختلف، منافع ملی متعارض و منافع ملی مختلط. دو نوع از این منافع مذاکره آمریکا و ایران درباره عراق را منطقی جلوه میدهد.
اول،منافع همگون، دوم منافع مختلط، منافع ملی همگون زمانی است که تحصیل آن، موجب نقص منافع دیگران نشود. در این صورت قاعده بازی که در صحنه عراق بین تهران- واشنگتن اعمال میشود، بازی با حاصل جمع جبری متغیر یا مثبت است. منافع ملی مختلط هم زمانی است که میزانی از اشتراک و تعارض منافع بازیگران با هم آمیخته شده است. در این صورت قاعده بازی با حاصل جمع جبری مضاعف خواهد بود. منظور آن است که در هر مبادله میزانی برد با میزانی از هزینه عجین شده است. نقطه اشتراک ایران و آمریکا در عراق مقوله امنیت است.
هم ایران به خاطر همسایگی با عراق از ادامه ناامنی در این کشور ضرر خواهد دید و هم هزینههای مالی و جانی و تلفات رو به تزاید نظامی آمریکا ادامه خواهد داشت ولی در عوض هر دو کشور به اندازهای دچار برد شدهاند. از یک طرف در عراق شیعیان طرفدار ایران به قدرت رسیدند و از طرف دیگر آمریکا با راهاندازی جنگ عراق حضور نظامی و جدید خود را در منطقه فراهم کرده است.
به هر حال، موقعیت برتر ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران در همسایگی عراق، موقعیت مشترک قومی و مذهبی ایران با عراق به خصوص شیعیان این کشور، شناخت ایران از بافت تاریخی و سیاسی عراق و از همه مهمتر ارتباط و تبادل اندیشه اسلامی توسط مراجع تقلید که از طریق حوزههای عملیه و دو کشور صورت میپذیرد، در نهایت منجر به عامل تعیین کنندهای برای مذاکره آمریکا با ایران شد و کاخ سفید در مورد عراق ترجیح داد پای میز مذاکره با ایران بنشیند. با این شرایط مذاکرات واشنگتن- تهران درباره عراق میبایست در چارچوب بازی با حاصل جمع جبری برد-برد صورت پذیرد. در قالب این بازی ایران میتواند نفوذ و منافع خود را در عراق به طور خاص و خاورمیانه به طور عام گسترش دهد.
بدین ترتیب تامین منافع ملی و مصالح متقابل بشری در تعاملات بینالمللی تلفیقی از هماهنگیها- تعارضها و همگراییها - واگراییهاست. در نتیجه سیاستگذار خارجی با عنایت به شرایط نظام بینالمللی باید منافع ملی کشور خود را در پرتو منافع دیگر واحدهای سیاسی مورد توجه قرار دهد.
جمهوری اسلامی ایران هم با عنایت به اصول روابط بینالملل در طول مذاکرات خود با آمریکا در مورد عراق میتواند امتیازات بیشتری را نصیب خود گرداند و از همه مهمتر جایگاه خود را به عنوان هژمون و قدرت برتر منطقهای به آمریکا دیکته کند. نکته پایانی اینکه انتظار میرود مذاکرات ایران- آمریکا در مورد عراق علاوه بر تامین منافع، وضعیت بحرانی عراق را هم مرتفع کند زیرا با استقبال طرفهای عراقی از این مذاکره، مردم این کشور چشم انتظار تحول جدید میباشند.