* سردار، در ابتدا چه مبنا و تاریخی را میتوان آغاز روند پذیرش قطعنامه 598 در نظر گرفت؟
** با سلام، به روح پرفتوح حضرت امام خمینی(ره) و شهدای انقلاب و دفاع مقدس.
در بحث روند و علل پذیرش فطعنامه 598، از نظر زمانی بعضیها به سال 67 تکیه میکنند، بعضیها به سال 66 و بعضیها نیز به قبلتر. در کل با پیروزیهای موفقیتآمیز رزمندگان اسلام در عملیاتهای موفقیتآمیز «والفجر 8» و «کربلای 5» که بعد از عملیات بیتالمقدس سرنوشتسازترین عملیاتها بودند استکبار جهانی به هیچوجه تمایلی در جهت پیروزی مطلق ایران نداشت؛ نه تنها آمریکاییها بلکه شوروی سابق، اروپا و حتی کشورهای عربی نیز همین عقیده استکبار را داشتند بنابراین از سالهای 65 و 66 و قبل از آن یعنی بعد از آزادی خرمشهر که استکبار کمکهای اطلاعاتی و تجهیزاتی زیادی به عراق ارائه میکرد، اما اینجا علنا وارد میدان شد و کمکهایش نیز رسمی شد و حتی با لشکرکشی به عمان به ویژه خلیجفارس جبهه جدید وسیعی مقابل ایران باز کردند.
* اولین پیامد اینگونه اقدامات استکبار در جبهه خودی چه بود؟
** با اینگونه اقدامات و با کمکهای همهجانبه استکبار به عراق به ویژه در دریا و هوا، مقدار زیادی از فکر و دقت فرماندهان ما به آن سو معطوف شد.
* بنابراین از اوایل سال 67 ارتش عراق وارد فاز جدیدی شد؟
** بله. در حقیقت سیاست ارتش عراق از این به بعد تا حد زیادی تغییر کرد یعنی از آخر فروردین آن سال آمد که میدان نبرد را به دست بگیرد و تا حدی نیز این امر محقق شد و هر چند پیش از این نیز پدافندهای متحرک خیلی محدودی انجام داده بود اما از اوایل سال 67 طوری شد که این پدافندها به شدت افزایش یافت چون عراق استعداد ارتش خود را به پنج برابر استعداد سال اول جنگ تحمیلی رسانده بود. یعنی اگر در روزهای اول جنگ 12 لشکر داشت در سال 67 توان رزمی خود به 61 تا 62 لشکر افزایش داده بود. هر چند بیشتر افراد این لشکرها عراقی بودند اما از کشورهای دیگری نیز نیرو گرفته بود. دلارهایشان را عربها میدانند و تجهیزات نیز توسط کارخانههای آمریکا و اروپا تامین میشد.
* عراق در این فعل و انفعالات دقیقا از چه زمانی حملات جدیدش را آغاز کرد؟
** از شب 31 فروردین سال 67 این کشور پاتکهایش را آغاز و یک تا دو شب بعد از آن به فاو حمله کرد.
* با وجود این که ایران در فتح فاو کار بسیار بزرگی انجام داده بود چرا نتوانست آن چنان که باید در مقابل ارتش عراق مقاومت کند؟
** دلیل داشت. یکی از آن دلایل این بود که ما در فاو نیروی آنچنانی که بتواند در مقابل تجهیزات بسیار زیاد عراق مقاومت کند نداشتیم؛ از سوی دیگر جو جامعه ما در آن مقطع در راستای انتخابات دوره سوم بود. نزدیکی امتحانات پایان سال هم مزید بر علت شده بود که عراق در بازپسگیری فاو راحتتر باشد چون عمده نیروهای ما بسیجیانی بودند که آماده امتحان میشدند. در جبههها هم یک حالت آرامش وجود داشت. همه این عوامل دست به دست هم دادند تا عراق، آن هم با پشتیبانی آمریکا به فاو حمله کرد و آنجا را بازپس گرفت.
* آیا عراق با این اقدامات به این نتیجه رسیده بود که میتواند به امتیازات سیاسی بیشتری دست یابد؟
** به هر حال این عوامل در روحیه ارتش عراق اثرگذار بود؛ بنابراین عملیاتهای دیگری را نیز طراحی کرد. اما به جرأت میگویم این کار به تنهایی از دست عراق ساخته نبود چون این کشور جسارت انجام این کار را نداشت و با حضور فیزیکی آمریکا در منطقه آنها این جرأت را پیدا کردند که نمونه شاخص دخالت مستقیم ارتش آمریکا در خاورمیانه به ویژه خلیجفارس در آن مقطع ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران بود.
* نحوه مقابله ایران با آمریکا در آن مقطع چگونه بود؟
** خیلی از کشورها پیش از این نیز ارتش بعثی عراق را پشتیبانی میکردند اما این جا جبهه بسیار وسیعی بر علیه ما باز کرده بودند هر چند ما نیز به آنها ضرباتی وارد کردیم و حتی یکی از ناوهای آمریکا را زدیم اما توانمندی ما برای رویارویی با ارتش عراق بود و برای مقابله با ارتش آمریکا در آن حد کافی نبود البته رزمندگان اسلام روحیه مقابله را داشتند.
* ایران در آن مقطع چه راهبردی را در پیش گرفت؟
** با توجه به مسائل پیش آمده باید سیاست درستی در پیش میگرفتیم بنابراین مسئولان پس از بررسیهای فراوان و همهجانبه، پیشنهادات خود را خدمت حضرت امام خمینی(ره) ارائه کردند، حضرت امام(ره) نیز با تصمیمی که اتخاذ فرمودند (پذیرش قطعنامه 598) همه سیاستمداران دنیا را غافلگیر کردند. از تدابیر عالمانه حضرت امام(ره) حتی تا یک روز قبل از پذیرش قطعنامه ادامه مقابله با استکبار تا رفع فتنه بود البته حضرت امام از این تدبیر و شعارشان دست بر نداشتند. اما آن مقطع تشخیص دادند این بهترین تصمیم است و واقعاً هم به جا بود.
* اعلام پذیرش قطعنامه 598 چه تأثیری بر جبههها و رزمندگان داشت؟
** همانطوری که پیش از این نیز اشاره شد رزمندگان اسلام همواره آماده دفاع از کشور بودند و هیچ ترسی به دل راه نمیدادند چون این امر در طول جنگ ثابت شده بود و بر همین اساس با پذیرش قطعنامه در ابتدا ناراحت شدند، بیشتر از این امر ناراحت بودند که به آرزوی خود که همانا شهادت بود نرسیدند اما از سوی دیگر مطیع رهبرمان بودیم، اینجا بود که گفتیم همانطور که با فرمان امام در مقابل دشمن ایستادیم حالا هم از تصمیم ایشان اطاعت میکنیم و همین هم شد. وقتی حضرت امام راحل پذیرش قطعنامه را اعلام کردند آرامش خاصی حاکم شد و مشکلی پیش نیامد چون همه به حضرت امام ایمان داشتند.
* به پنج برابر شدن استعداد ارتش عراق در سال 67 اشاره کردید به نظر شما اینگونه تجهیز کردن یک کشور آن هم در مدت کوتاهی چه اهدافی را دنبال میکرد؟
** به نکته خوبی اشاره کردید. آنها توطئههای واقعاً گستردهای را طرحریزی کرده بودند. یعنی «مثلث شوم» (استکبار، عراق و منافقان). چون منافقان قبل از عملیات فروغ جاویدان، در مهران عملیاتی به زعم خود موفقیتآمیز انجام داده بودند و شعار «امروز مهران فردار تهران» را نیز یکی دو ماه قبل مطرح کرده بودند؛ بنابراین با در اختیار گرفتن انواع سلاحهای سنگین و نیمه سنگین همچون نفربر و غیره خود را سازماندهی کرده بودند و حتی پس از اسارت، تعدادی از منافقان اعتراف کردند که قرار بود در سالروز آغاز جنگ تحمیلی و با همکاری عراق به اصطلاح دست به کار بزرگی بزنند، اما پذیرش قطعنامه از سوی حضرت امام تمام این توطئهها را خنثی کرد.
و ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران نیز در راستای همین توطئهها بود...
دقیقاً. آنها در 12 تیرماه سال 67، هواپیمای مسافربری ایران را در آسمان خلیجفارس ساقط کردند تا بین مردم رعب و وحشت ایجاد کنند. اما در مقابل این جنایت بزرگ و حرکت ناجوانمردانه، کشورهای مدعی مدافع حقوق بشر نه تنها عکسالعملی از خود نشان ندادند بلکه آمریکا به راجر، فرمانده ناو «وینسنس» که با شلیک دو فروند موشک به هواپیمای مسافربری ایران، 290 نفر انسان بیگناه که از اتباع چند کشور خارجی نیز در بین آنها حضور داشتند را به قتل رسانده بود، مدال شجاعت اعطاء کرد! این کجای دفاع از حقوق بشر است؟
از سوی دیگر، آنها میگفتند ایران به دنبال جنگ است در حالی که ما به دنبال پیاده کردن کلام خدا بودیم، اما حضرت امام راحل با پذیرش قطعنامه، در عمل یک بار دیگر دروغ بودن ادعاهای استکبار جهانی را ثابت کردند.
* در طول جنگ تحمیلی، رژیم بعث عراق هر زمان در مقابل رزمندگان اسلام عاجز میشد با همکاری کشورهای پشتیبان خود خواستار آتشبس میشد چرا با وجود پذیرش قطعنامه از سوی ایران دوباره حملات خود را شروع کرد؟
** حملات عراق بعد از پذیرش قطعنامه از سوی ایران، نشان از خوی ستیزهجویی و جنگطلبی این کشور داشت و همگان دیدند که گستردهتر از روز اول جنگ به ایران حمله کرد و ارتش عراق در جنوب حتی قصد تصرف دوباره خرمشهر و اهواز را داشت با این تفاوت که برخلاف سال 59، ما نیرو داشتیم.
در غرب نیز اگرچه اول جنگ نتوانست «گیلان غرب» و «سرپل ذهاب» را تصرف کند اما این بار این کار را انجام داد؛ بنابراین این امر نشان میدهد که استکبار به دنبال آرامش نیست بلکه به دنبال دستیابی به منافع خود حتی با توسل به زور است.
* تصور نادرست از وضعیت داخلی ایران در آن مقطع تا چه حد بر تصمیمات رژیم بعث عراق و همپیمانانش تأثیرگذار بود؟
** یکی از اشتباهات استراتژیک «مثلث شوم» این بود که تصور میکردند مردم ایران از نظام اسلامی خسته شدهاند و از رهبری بریدهاند، اما مردم ایران مجدداً نشان دادند طرفدار ولایت هستند و دیدیم چگونه در آن زمان جبههها را پر کردند. به صورتی که بیشترین نیرو در طول هشت سال جنگ و در آن مقطع برای دفاع از کشور به جبههها سرازیر شدند؛ مثلا هیچ وقت نشده بود که یک لشکر بیشتر از 12 گردان داشته باشد اما در آن زمان یک لشکر 30 گردان تشکیل داد. عراقیها هم که به سوی جاده اهواز ـ خرمشهر میآمدند با صفآرایی رزمندگان اسلام تا مرز عقبنشینی کردند.
* با گذشت چند سال از پذیرش قطعنامه 598 سؤالاتی در مورد بند مربوط به پرداخت غرامت جنگ تحمیلی از سوی متجاوز مطرح میشود سرنوشت این بند از قطعنامه چه سرانجامی خواهد داشت؟
** جمهوری اسلامی ایران به این دلیل قطعنامه را پذیرفت که خواستههایش برآورده شود. اگر چه عراق به عنوان متجاوز تعیین شد اما ایران خسارت جنگ تحمیلی را از سازمان ملل، استکبار و عراق طلبکار است و ما بندبند قطعنامه را به نتیجه میرسانیم. در حال حاضر عراق به عنوان یک کشور ورشکسته مطرح است اما قوانین بینالمللی نیز سرجایش هست.
* و نکته آخر؟
** این رویداد در تاریخ ثبت شده است که زمانی همه با هم جمع شدند تا انقلاب نوپای ایران اسلامی را از پای درآورند اما ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) آنچنان مقاومتی از خود نشان داد که در دنیا کمنظیر است و امروز هم با پیروی از مقام معظم رهبری راه درخشان خود را طی میکند.