معصومه ستوده
زیاد دور نیست ذهنها هنوز به یاد دارند که چگونه سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور به صراحت در جمع مردم همدان اعلام کرد که حادثه 18 تیر تاوان پیگیری و کشف عوامل قتلهای زنجیرهیی بود ...
این سخنان در جریان بهت و ناباوری مردمی بیان شد که هنوز داغدار حادثه 18 تیر بودند؛ حادثهیی که به دنبال قتلهای زنجیرهیی در پاییز 77 مزه شیرینی پیروزی خاتمی را اندکی گس آلود کرد. هدایت این پروژه توسط بخشی از قدرت آن زمانی کلید خورد که دوم خرداد متولد شد و در میان ناباوری همگان نام سیدمحمد خاتمی به عنوان رئیسجمهور منتخب از رسانهها اعلام شد اما همگان میدانستند که چه کسانی بیشتر برای پیروزی خاتمی زحمت کشیدند؛ کاندیدایی که حتی حامیان وی نیز تصوری از پیروزی او نداشتند و این دانشگاهیان بودند که در فضای سرد و یخزده دی ماه 75 که اما و اگرهای زیادی بر صحنه سیاسی ایران سایه انداخته بود، بازار انتخابات را اندکی گرم کرند. کاندیدایی که بیشترین حامیان وی تحصیلکردهها و دانشگاهیان بودند و خود نیز بارها اعتراف کرده بود که فردی دانشگاهی است و خود را متعلق به جامعه دانشگاهی میداند. زمان زیادی طول نکشید تا سیدمحمد خاتمی در کسوت رئیسجمهور راهی خیابان پاستور شود اما این حضور تاریخی مبداء زمانی برای شروع فعالیت کانون ضداصلاحات شد؛ کانونی که تا مدتها در شوک پیروزی خاتمی به سر میبرد و پس از آنکه اندکی فرصت تأمل یافت، به واکاوی دلایل شکلگیری این حماسه تاریخی پرداخت؛ حماسهیی که در نوع خود بینظیر بود. واکاوی ریشه و عوامل این حماسه یک نتیجه را برای این کانون به ارمغان آورد و آن این بود که راز این اقبال گسترده مردم به خاتمی، حمایت دانشگاهیان بود، به خصوص آنکه دفتر تحکیم وحدت به صورت رسمی از سیدمحمدخاتمی درخواست کرد که در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود ... درخواست دانشجویان، بسیج مردمی و فعالیت برای پیروزی خاتمی زمینهساز پیروزی غیر منتظره او و شکست رقبا شد؛ رقبایی که تصور نمیکردند خاتمی بتواند تمام رویاهای ترسیم شده آنان برای کسب پست ریاست جمهوری را نقش بر آب کند و این بار کانون ضداصلاحات درصدد برآمد که از عاملان شکلگیری این حماسه انتقام بگیرد... دانشجویان که مدتها برای به ثمر نشستن این روزهای طلایی ثانیه شماری میکردند باز هم نظارهگر زمان شدند تا شکوفههای آرزو و آرمانهایشان به گل نشیند... اما این انتظار را پایانی نبود و توقیف روزنامه سلام به عنوان ارگان اصلاحطلبی، این انتظار را به آرشیو تاریخ سپرد. درست زمانی که روزنامه سلام از اقدامات سعید امامی و تلاش وی برای تحدید مطبوعات پرده برداشت، روزنامه سلام توقیف شد. توقیف سلام در واقع گامی در جهت توقف پروسه اصلاحطلبی ارزیابی شد. دانشجویان معترض به رسم دیرین اعتراضهایی را شکل دادند و خواستار برخورد با عوامل توقیف سلام شدند اما واکنش نیروهای مخالف این بار بسیار متفاوت بود و ضرب و شتم و برخورد فیزیکی و کتک زدن راهکاری بود که توسط بخشی از این نیروها صورت گرفت و اوج این هتک حرمت زمانی صورت گرفت که نیروهای لباس شخصی شبانه به صورت خودسر کوی دانشگاه را عرصه تاخت و تاز خود قرار دادند و علاوه بر تخریب خوابگاه به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند و حتی تعدادی از دانشجویان را از طبقات بالا به پایین پرتاب کردند. صحنههای کوی دانشگاه تهران پس از چند ساعت بسیار تأسفبار بود به گونهیی که جزءجزء آن مظلومیت دانشجویانی را به تصویر میکشید که دیگر رمقی نداشتند تا از این همه هتک حرمت به جامعه دانشگاهی و قشر فرهیخته جامعه، فریاد تظلمخواهی را سر بدهند. به هر حال بستر شکلگیری فاجعه 18 تیر به عواملی برمیگردد که هنوز هم محل بحثهای کارشناسی است. چنانچه غلامرضا ظریفیان معاونت دانشجویی وزارت علوم در تیر 78 بستر شکلگیری حادثه 18 تیر را دوم خرداد ارزیابی میکند و میگوید که واقعه 18 تیر در بستر دوم خرداد شکل گرفت و دوم خرداد نیز فرآیندی بود که به صورت طبیعی بر زیر ساختهای جامعهشناختی ایران استوار شد و مهمترین پایگاه پیروزی دوم خرداد، جریان روشنفکری دینی و نهاد دانشگاه بود به خصوص اینکه بعد از 76 دانشگاه با مجموعه عظیمی از دانشجویانی روبهرو شد که به صحنه سیاسی جامعه آمده بودند، در حالی که قبل از آن مقطع انزوای سیاسی بر دانشگاه حاکم بود.
نمود از بین رفتن انزوای سیاسی در دانشگاه شکلگیری صدها کانون و تشکل و انتشار چندین هزار نشریه دانشجویی بود و وجود این اقدامات باعث شد که نگاه بدبینانهیی متوجه دانشگاهها شود و اصلاحطلبی را یک پروژه ارزیابی کنند نه یک پروسه، پروژهیی که درصدد است مبانی جامعه را متحول کند و دانشگاه به عنوان نقطه عزیمت این نگاه آماج حمله قرار گرفت و قرار شد با این کانون تحول برخورد جدی صورت بگیرد و برای نیل به این هدف برخورد خشن نیز توجیه شد و حتی لزوم وجود خشونت را با برخی از شعارهای اعتقادی تقویت کردند. علی تاجرنیا عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم نیز اعتراضهای دانشجویی که موجب شکلگیری حادثه 18 تیر شد را یک امر عادی اعتراضی تلقی کرد که این اعتراض دانشجویی مانند سایر حرکتهای جنبش دانشجویی در جهت تحقق خواستههای جنبش دانشجویی صورت گرفت اما حاکمیت در 18 تیر تاوان دوم خرداد را از دانشجویان گرفت.
دلایل شکلگیری فاجعه
تاجرنیا ضمن اینکه تأکید میکند اعتراض جنبش دانشجویی در برابر توقیف روزنامه سلام یک اقدام هوشمندانه و طبیعی بود، دلایل شکلگیری فاجعه 18 تیر را عدم تحملپذیری ذکر و تصریح میکند: کسانی که نسبت به توقیف سلام تجمع اعتراضی شکل دادند با کلیت نظام مخالفت نداشتند بلکه منتقد رفتار بخشی از حاکمیت بودند، رفتار کسانی را نقد کردند که میخواستند جنبش اصلاحطلبی و جنبش دانشجویی را به خاطر تأمین منافع خودشان محدود کنند و این مسأله به هیچوجه به فاجعه تیان آن من چین شباهت نداشت زیرا در آن واقعه دانشجویان به کل نظام کمونیستی معترض بودند. اما ظریفیان ضمن ابراز تأسف از فاجعه 18 تیر، آن فاجعه را مولود بیتدبیری بخشی از حاکمیت میخواند و میگوید: افرادی که از کارنامه مناسبی برخوردار نبودند از این فضا بهره گرفتند در واقع اعتراضی که نسبت به تعطیلی سلام صورت گرفت یک اقدام طبیعی بود که در زمانهای گذشته نیز تکرار شده بود و همواره پلیس با واکنش مناسبی که نشان میداد این اعتراضها را بدون درگیری به داخل کوی دانشگاه تهران هدایت میکرد اما در 18 تیر افرادی رهبری این نیروها را در مقابله با دانشجویان عهدهدار شدند که از تجربه و درایت مناسبی برخوردار نبودند و به گونهیی رفتار کردند که عواطف جامعه به شدت جریحهدار شد.
نشاط از دست رفته
زمانی که فاجعه 18 تیر به وقوع پیوست تمام مسوولان حکومتی آن را محکوم کردند اما با وجود این فضای یأس و رکودی بر جامعه دانشگاهی بعد از تیر 78 مستولی شد که دیگر هیچ امیدی به بازگشت به آن دوران طلایی مشاهده نشد. علی تاجرنیا عضو کمیسیون دانشجویی مجلس ششم با اشاره به هزینه بالای فعالیت سیاسی دانشجویان گفت: دانشجویان پش از 18 تیر دریافتند که هزینه اعتراضهای ساده بسیار بالا است و دیگر لازم نیست در جهت تحقق آرمانهای جنبش دانشجویی هزینه داد و همین نگاه حاکم انسجام موجود در جنبش دانشجویی را خدشهدار کرد.
ظریفیان با اشاره به نگاه بدبینانه به اصلاحات تصریح کرد: نگاه بدبینانه و کژاندیشانه نسبت به دانشگاه به همراه بیتدبیری منجر به شکلگیری واقعه 18 تیر شد و شکلگیری این فاجعه نشاط جنبش دانشجویی را هدف قرار داد زیرا شوک سنگینی را بر جامعه دانشگاهی تحمیل کرد اما مورد مؤاخذه قرار نگرفتن عوامل این فاجعه حتی به صورت سمبلیک و در نهایت محاکمه یک سرباز برای دزدیدن یک ریشتراش موجب شد که جامعه دانشگاهی بهتزده شود و این مسأله منجر به شکلگیری شوک بزرگتری شد به گونهیی که بسیاری از فعالان سیاسی و دانشجویی عطای فعالیت سیاسی را به لقای آن بخشیدند و دانشجویانی که روزگاری نشاط را به جامعه دانشگاهی تزریق میکردند با دلسردی از فضای سیاسی دانشگاه کنار رفتند و بازتاب این دلسردی ناامید شدن از اصلاحات و عدم امکان انجام تغییرات بنیادین بود و چنین مسائلی زمینهساز طرح شعار عبور از خاتمی و طرح عدم حضور در حاکمیت شد و بسترساز شکلگیری افراطیگری و رادیکالیسم در جامعه دانشگاهی شد.
هزینه بالا
فشارهای اجتماعی بر فعالان سیاسی و دانشگاهی شدت یافت و بسیاری از فعالان دانشجویی برای بیان عقاید خود هزینه سنگینی پرداخت کرده یا با ستارهدار شدن از ادامه تحصیل و استخدام محروم شدند و این مسائل موجب شد که دانشجویان وارد فضای ارزیابی کنشها از منظر هزینه و فایده شوند و دریابند که هزینه کار سیاسی بسیار بالا است و به دلیل ضعف برنامههای حمایتی از جنبش دانشجویی ضرورتی ندارد که جنبش دانشجویی کارهای پر خطر را پیشه کند به خصوص اینکه اکثریت بدنه جنبش دانشجویی زمینه پذیرش شعارهای تند و افراطی را ندارد. چنین مسألهیی موجب شد که یک تغییر رویکرد در جنبش دانشجویی مشاهده شود و فعالیت جنبش دانشجویی از فعالیت سیاسی به سمت فعالیت اجتماعی تغییر شیفت یابد. هر چند با وجود این تغییر رویکرد هنوز نیز یک سرگردانی در جنبش دانشجویی وجود دارد زیرا هنوز توده دانشجویی به یک راهحل قابل قبول و مورد پذیرش همه دانشجویان دست نیافته است. ظریفیان با اشاره به تغییرات ملایم جنبش دانشجویی تصریح کرد: در حال حاضر جنبش دانشجویی در حال تغییر و تحول است و جنبش دانشجویی در یک اقدام مشارکتجویانه از جنبش سیاسی به سمت جنبش اجتماعی تحول یافته است. جایگزین شدن جنبش دانشجویی در مقام یک جنبش سیاسی در کشورهایی دیده میشود که به لحاظ عدم نهادینه شدن احزاب با جنبش دانشجویی ناچار است بار فعالیت احزاب را به دوش بکشد. علی تاجرنیا عضو سابق شورای مرکزی جبهه مشارکت با اشاره به نقش جنبش دانشجویی در مقام یک فعال سیاسی اظهار کرد: نباید از یک دانشجو خواست تا به صورت حرفهیی وارد فعالیت سیاسی شود بلکه این وظیفه احزاب است که این نقش را ایفا کنند و برای تحقق چنین مسألهیی باید رفتارهای دولت دگرگون شود. در عین حال جنبش دانشجویی نیز باید در مورد اصول خود باز تعریف جدیدی ارائه دهد زیرا اینکه جنبش دانشجویی از چه جایگاهی برخوردار است میتواند منجر به اتخاذ رویکردی مناسب شود، هر چند اتخاذ این تصمیم مهم نیازمند یک خانه تکانی گسترده و افزایش میزان تحملپذیری جنبش دانشجویی است.
آینده جنبش دانشجویی
شناخت ویژگیهای جنبش دانشجویی به خصوص پس از 18 تیر میتواند جنبش دانشجویی را در مسیر پردالان فعالیت سیاسی به سر منزل مقصود برساند و این مهم در پرتو واقعبینی نسبت به اجتماع صورت میگیرد؛ واقعبینی که نیاز ملموس جامعه دانشگاهی امروز است. جنبش دانشجویی میتواند بین بقا به عنوان یک تشکل ساده یا بقا به عنوان یک نهاد تأثیرگذار خود تصمیم گیرنده باشد، میتواند خود را به یک تشکل ساده تنزل دهد یا اینکه با گرفتن پوزیشن عدالتطلبی نقشآفرین باشد. تاجرنیا عضو کمیسیون دانشجویی مجلس ششم بهرهگیری از نیروهای جدید را رمز ارتقای جایگاه جنبش دانشجویی میداند و تأکید میکند: «جنبش دانشجویی باید از برخوردهای درون جناحی خود بکاهد و با اصرار بر آزادیخواهی و عدالتطلبی طی مسیر کند اما در غیر این صورت تبدیل به یک تشکل ساده میشود به خصوص اینکه عدهیی از افراد که در جنبش دانشجویی حضور دارند چون جایگاهی برای فعالیت سیاسی در درون جامعه ندارند در مجموعه جنبش دانشجویی رسوب کردند و با محور قرار دادن رویکرد منزلتطلبانه جنبش دانشجویی را از ایفای نقش اساسی خود باز میدارند.»
سخن آخر
هشت سال زمان کمی نیست تا جنبش دانشجویی نتواند پرونده عملکرد خود را بررسی کند؛ پروندهیی که در آن جنبش دانشجویی به عنوان مهمترین اهرم قدرت جامعه معرفی شد تا اینکه جنبش دانشجویی ترجیح داد تا در پیله آرمانهای خود اندکی راحت باشد. اما و اگرهای زیادی در مورد طی این طریق توسط دانشجویان وجود دارد به گونهیی که بسیاری بر این باور هستند که در 18 تیر تکلیف دانشجویان روشن شد و به دانشجویان گفتند که دیگر دوران رهبری فرماندهی دانشجویان گذشته است و آنان باید بیش از آنکه در فکر تعیین معادلات سیاسی باشند در اندیشه علمآموزی به دور از سیاست باشند. بالا بردن هزینه فعالیت سیاسی برای دانشجویانی که جز نامهنگاری مأمنی ندارند موجب شد که دانشجویان دیروز که با آرزوهای بسیار برای رئیسجمهور شدن خاتمی تلاش میکردند در این هنگام شعار عبور از خاتمی را مطرح کنند و استراتژی تحریم انتخابات را پیشه کنند؛ استراتژی که دانشجویان را کاملاً از نهادهای قدرت کنار زد.... هر چند لازم بود که جنبش دانشجویی در این مورد اندکی بیندیشد که برای تحقق آرمانهای خود در بستر جامعه امروز که بسیاری اصلاحات را بر نمیتابد، چگونه باید رفتار کنند که در عین آوانگاردی بتوانند به مدینه فاضله خود نیز دست یابند اما ظاهراً جنبش دانشجویی قصد ندارد اندکی در شرایط جامعه خود تأمل کند؛ شرایطی که مشخص کرد جنبش دانشجویی در حالی که هزینههای سنگینی را پرداخت میکند و بازداشت شورای مرکزی تحکیم وحدت از این موارد است، هنوز نتوانسته است دستاورد در خوری داشته باشد. به عبارت بهتر تا زمانی که جنبش دانشجویی نمیتواند در سالگرد 18 تیر به یاد یاران دبستانی خود شمعی روشن کند و تجمعی را برگزار کند، چگونه میخواهد ساختار سیاسی کشور را تغییر دهد.