تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۳  ، 
کد خبر : ۲۷۹۳۸

تندروها و پرچمداری اصلاحات


محمد گیلانی

روزنامه کارگزاران روز چهارشنبه بخش عمده‌ای از دومین صفحه خود را به مطلبی با تیتر "تندروی؛ واژه‌ای که با اصلاحات ترکیب نمی‌شود" اختصاص داده بود و چنین القا کرده بود که گویا در میان گروه‌های دوم خردادی هیچ گروه تندرو و افراطی وجود ندارد. در آغازین جملات این مقاله چنین آمده بود: "گویا دعوت «سیدمحمد خاتمی» رئیس‌جمهوری سابق و یکی از شیوخ سه‌گانه ائتلاف اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده مجلس به در پیش گرفتن اعتدال زمینه‌ای فراهم کرد تا اصولگرایان ادعای پیشین خود را درباره افراطی‌گری اصلاح‌طلبان ثابت شده فرض کنند و بار دیگر بر این مدعا که آنان به دو دسته خوب و بد تقسیم می‌شوند، اصرار بورزند. "نگارنده مقاله که گویا حتی از نظرات اعضای حزب خود نیز بی‌خبر بوده است، زیرا تنها چند روز قبل از درج این مقاله محمد هاشمی از اعضای شاخص شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در مصاحبه با خبرگزاری دانشجویان ایران در واکنش به این گفته برخی چهره‌های اصلاح‌طلب که امروز باید اصلاح‌طلبان معتدل به صحنه بیایند و اصلاح‌طلبان باید مشی اعتدالی در پیش بگیرند گفته بود: "به این دوستان باید گفت چند سال دیر به این تعریف رسیده‌اید از ابتدا بحثی که در دولت سازندگی از سوی هاشمی رفسنجانی و حزب کارگزاران مطرح می‌شد بحث اعتدالگرایی بود اما برخی دوستان بعد از چندین سال امروز به این نتیجه رسیدند که روش صحیح در جامعه در پیش گرفتن مشی اعتدالی است."

این سخن محدود به یک عضو کارگزاران نیست. این روزها خبرگزاری‌ها مملو از مصاحبه اصلاح‌طلبانی است که خواستار معرفی لیست اصلاح‌طلبان برای مجلس هشتم ازمیان غیرافراطی‌ها هستند که تنها به نمونه‌ای دیگر اکتفا می‌گردد: "محمدرضا راه‌چمنی، رئیس شورای عالی حزب همبستگی گفت: اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هشتم باید به دنبال افرادی توانمند و معتدل و مقبول در لایه‌های پایینی جامعه باشند، چرا که افراطی‌گری و تندروی برخی افراد در دوره گذشته، باعث شکست جبهه اصلاحات شد."

نکته قابل تامل آن است که اغلب گروه‌هایی دم از یکپارچگی اصلاح‌طلبان می‌زنند و طرح وجود افراطیون در میان اصلاح‌طلبان را به گردن رقیب می‌اندازند که جایگاه خود را در خطر می‌بینند؛ چه آنکه آنها خود در مقام متهم ردیف اول افراطی‌گری قرار دارند. کافی است به پرونده برخی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جبهه مشارکت در دوره‌های گذشته نگاهی بیاندازیم تا پرچمداری حرکت‌های افراطی گوناگون را در آن میان آشکارا ببینیم. جریاناتی همچون چاپ نامه جعلی منسوب به سعید امامی در سلام و به صحنه کشیدن بخشی از جنبش دانشجویی در حمایت از این اقدام که به آشوبهای پس از 18 تیر منجر گردید و نقش افرادی همچون تیم سردبیری روزنامه سلام و همچنین مسئولان وقت وزارت کشور همچون تاج‌زاده که خود در صف آشوبگران حضور داشتند فراموش‌ناشدنی است. نقش امثال سعید حجاریان در ایجاد جنگ روانی و آشوبهای مختلف با روزنامه‌های زنجیره‌ای و ترور سعید حجاریان که پس از افشاگری‌هایی در خصوص خود ساخته بودن ترور با پس گرفتن شکایت حجاریات پرونده ناتمام اما بهره‌برداری‌های سیاسیش به قوت خود باقی ماند، افشای اسناد محرمانه نظام در مسائل علمی، فناوری و نظامی، توهین به مقدسات توسط آغاجری و حمایت بی‌دریغ سازمانش از او و دنبال کردن پروژه ناموفق تکرار 18 تیر که تا مدتها فضای دانشگاهها را ملتهب نگه داشت، ناکارآمد کردن قوه مقننه از طریق گذراندن وقت مجلس به مباحث تند سیاسی که تا سرحد تحصن و تعطیلی مجلس پیش رفت و صدها پروژه دیگر تنش‌آفرین در کشور را می‌توان از جمله حرکات افراطی دانست؟

البته در این باب یک نکته دیگر نیز نیاز به واکاوی دارد؛ در این مقاله از یکی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب نقل شده است که افراط و اعتدال لغاتی نسبی است و نیاز به تعریف دارد، شاید در این زمینه اختلاف باشد اما من تعریف خود را از سخنان رهبری وام می‌گیرم، آنجا که در تعریف تندروها فرمودند: "جاده صاف‌کن دشمنند؛ یعنی مدل یلتسینی! همه دستگاهها باید با مدل یلتسینی به شدّت مقابله کنند و نگذارند یک جاه‌طلب، یک فریب‌‌خورده، یک مغرض و یک غافل بیاید و حرکت را از حالت صحیح خودش خارج کند و حالت مسابقه و حالت تعارض به وجود بیاورد." (بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع کارگزاران نظام، 19/4/1379)

گرچه انتخابات 24 آذر و نوع حضور دوم‌خردادی‌ها در صحنه این تصور را به وجود آورد که آنان از افراطی‌گری فاصله گرفته‌اند و چهره‌های معتدل می‌خواهند میدان‌دار آن جناح باشند ولی رویکردهای اخیر علی‌الخصوص در رسانه‌های ایشان چنین وانمود می‌کند که بار دیگر افراطیون آمده‌اند و با ترساندن اعتدالیون از سوءاستفاده رقیب قصد دارند خود را در یک صف جلوه دهند و بار دیگر چنان کنند که در هشت سال دوره موسوم به اصلاحات کردند.

اگر چنین باشد باید پرسید، آیا در میان گروه‌های دوم‌خردادی هنوز از داعیه‌داران خط امام کسی هست تا این سخنان آن رهبر کبیر را بازخوانی کند که فرمود: "این مساله روشن است که بین افراد و جناح‌های موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفا سیاسی است ولو اینکه شکل عقیدتی به آن داده شود، چرا که همه در اصول با هم مشترکند و به همین خاطر است که من آنان را تایید می‌نمایم... اکثریت قاطع هر دو جریان می‌خواهند کشورشان مستقل باشد... اختلاف بر سر این است که هر دو عقیده‌شان است که راه خود باعث رسیدن به این همه است. ولی هر دو باید کاملا متوجه باشند که موضع‌گیری‌ها باید به گونه‌ای باشد... که ذره‌ای از سیاست "نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی" عدول نشود که اگر ذره‌ای از آن عدول شود، آن را با شمشیر عدالت اسلامی راست کنند... خداوندا! تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جریان بگویم گفتم، حال خود دانند.... باید از واسطه‌هایی که فقط کارشان القاء بدبینی نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود. ما آن قدر دشمنان مشترک دارید که باید با همه توان در برابر آنان بایستید." (منشور برادری 10/8/67)

آنها که هنوز خود را وفادار به خط امام می‌دانند را مخاطب قرار داده‌ام. آیا به فکر شناسایی واسطه‌هایی که فقط کارشان القاء بدبینی نسبت به جناح مقابل است فکر کرده‌اید؟ بر فرض که این هشدارها را تنها اصولگرایان داده بودند و هیچ اصلاح‌طلبی نیز چنین نگفته بود آیا محکوم کردن برادران منتقدتان ـ که براساس رهنمود امام در تلاشند به بازشناسی افراط و تفریط‌ها روی آورند ـ به تفرقه‌افکنی صحیح است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات