بعد از آنکه شهروندان نوار غزه به دنبال پایان درگیریهای خونین که به حاکمیت سبز پرچم حماس بر این منطقه و فرار گروه خیانتکار و مزدور به کرانه باختری انجامید، نفسی راحت کشیدند، سه اصل آرامش، امید و انتظار بر فضای عمومی نوار غزه حاکم شده است.
آرامش در همهجا حکمفرما شد و مطمئنا دیگر غزه بعد از ژوئن، همچون غزه پیش از آن نخواهد بود. غزه کاملا تغییر کرده و امروز شاهد آرامشی است که پیش از این شاهد آن نبود و به اذعان دشمن صهیونیستی، پیروزی مبارزان حماس در نبرد غزه مرهون روحیه جنگاوری است که اعضای این جنبش از آن برخوردار هستند. این در حالی است که اعضای دستگاههای امنیتی که فرماندهانشان آنها را ترک گفتند و در میدان درگیری تنها گذاشتند، از چنین روحیهای برخوردار نبودند.
اکنون ساکنان نوار غزه به این منطقه به عنوان کشور حماس مینگرند و به خوبی میدانند که محاصره ملت فلسطین بعد از ورود حماس به قدرت آغاز شده است. آنها منتظر هستند تا ببینند اسرائیل با نوار غزه چه خواهد کرد؛ آیا گذرگاهها را باز میکند؟ آیا اجازه ورود نیازهای اولیه به غزه را میدهد؟ و هزاران «آیا»ی دیگر که نیازمند پاسخ است، و این حالت انتظاری است که ساکنان غزه دارند.
امید شهروندان نوار غزه هم به آن است که امنیت و آرامش در محل سکونت و زندگیشان برقرار شود، امنیتی که در طول ماههای گذشته از آن محروم بودند.
شهروندان غزه امیدوارند وضعیت از آنچه که بود، بهتر شود؛ زیرا آنها بعد از موفقیت جنبش حماس و فرزندان باعزت ملت فلسطین در بیرون راندن جنایتکاران، آزادی ربودهشدگان و بازگرداندن حقوق به صاحبان حق، طعم امنیت را چشیدهاند.
آغاز حوادث اخیر نوار غزه
حوادث اخیر نوار غزه عصر روز یکشنبه 20/3/1386 و در حالی آغاز شد که برخی از نیروهای وابسته به دستگاههای امنیتی تحت فرمان ابومازن قصد تعقیب اعضای حماس و نصب کمین را داشتند و از همین رو، در بالای برجها جای گرفتند و ایستهای بازرسی دایر کردند. هنگامی که یکی از نیروهای مذکور به نام «محمد السویرکی» مشغول بالا رفتن از دیوار یکی از برجهای واقع در منطقه امنیتی وابسته به تشکیلات خودگردان بود، ناگهان سقوط کرد و کشته شد. به سرعت برق و باد، بوقهای تبلیغاتی مخصوص فتنهانگیزی و دروغپردازی انگشت اتهام به سمت جنبش حماس و نیروهای یگان اجرایی وزارت کشور نشانه رفتند و مدعی شدند که حماس فرد مذکور را از بالای برج به پایین پرتاب کرده است تا از این طریق، هر جنایتی را که در حق فرزندان جنبش مذکور مرتکب شوند، توجیه کنند. مردم این دروغ را که حماس به پرتاب یکی از نیروهای امنیتی از بالای برج به پایین اقدام کرد، باور نکردند و چگونه میتوان باور کرد که نیروهای یگان اجرای وزارت کشور یکی از نیروهای امنیتی را از بالای برجی که در منطقه تشکیلات خودگردان واقع شده است، پرت کرده باشند. دروغپردازیهای دستگاههای امنیتی تحت امر ابومازن به این حد نیز خاتمه نیافت و وقتی که السویرکی 21 ساله که در گارد ریاست تشکیلات خودگردان فعالیت میکرد، نقش زمین شد، سریعا دست و پاهایش را بستند تا اینکه اتهام را کامل کنند. خانواده السویرکی دیدند که او ـ دست و پا بسته ـ به پایین افکنده شده است. نیروهای گارد ریاست تشکیلات خودگردان بلافاصله بعد از این دسیسهچینی، راهی منزل شیخ مبلغ «محمد الرفاتی» (30 ساله) امام جماعت مسجد العباس غزه شدند و به منزل سه طبقهای که شیخ محمد در آن زندگی میکرد، حملهور شدند و بعد از بر هم زدن اسباب و اثاثیه دو طبقه، راهی طبقه سوم یعنی منزل مسکونی شیخ محمد شدند. شیخ در اتاق خواب را بسته بود. جنایتکاران تهدید کردند که فرزند هفت ساله شیخ به نام حمزه را خواهند کشت و ایشان نیز برای حفظ جان فرزند، از اتاق بیرون آمد. جنایتکاران بلافاصله بعد از مشاهده وی، به سمت پاهایش تیراندازی کردند و او را بر روی تشک انداختند. سپس چهار نفر از آنها وی را با خود بردند.
شیخ رفاتی توسط نیروهای گارد ریاست تشکیلات خودگردان ربوده شد و شدیدا مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفت و بعد از آن نیز در مجتمع امنیتی «انصار» به ضرب گلوله کشته و بعد از این جنایت، پیکر ایشان در نزدیکی دانشگاه اسلامی انداخته شد. الرفاتی از زمان آغاز انتفاضه دوم امام مسجد بود. او در مسجد تربیت شد و سخنرانیهای فراوانی را در جهت هدایت مردم ایراد میکرد. همگان به تقوی و پرهیزگاری شیخ محمد و گفتمان وحدتجویش گواهی میدادند و همین اخلاق و تفکر باعث شد تا تاثیر مثبتی بر فلسطینیها داشته باشد و محبت مردم را جلب کند.
در همان شب، حوادث روند شتابندهتری به خود گرفت و جنایتکاران عضو گارد ریاست تشکیلات خودگردان دست و پای یکی از شهروندان به نام «حسام ابوقینص» که دارای محاسن و ظاهری اسلامی بود، با این خیال که عضو حماس است، بستند و از بالای یکی از برجها به پایین پرتاب کردند تا اینکه این باور را در ذهن مردم جای دهند که قاتلان سویرکی از اعضای فتح بودهاند؛ ولی بعد از مدتی فهمیدند که فرد پرتاب شده از اعضای فتح بوده است. جنایتکاران عضو گارد ریاست تشکیلات خودگردان دست به نقشه جدید زدند و یکی از شهروندان به نام «موسی ابوزینی » را کشتند و جسدش را در نزدیکی تفرجگاه شهرداری غزه انداختند که البته این تفرجگاه فاصلهای با مجتمع امنیتی «السرایا» وابسته به دستگاههای امنیتی نداشت. در بامداد روز دوشنبه (21/3/1386) افراد مسلح که وابسته به یکی از طوایف مورد حمایت جریان کودتاگر و مزدور بودند، به منزل دکتر «ماهر عجور» استاد دانشگاه اسلامی غزه یورش بردند و به قتل برادرش مازن که در نیروهای پشتیبانی وزارت کشور فعالیت میکرد، اقدام ورزیدند و منزل دکتر «ماهر عجور» استاد دانشگاه اسلامی غزه یورش بردند و به قتل برادرش مازن که در نیروهای پشتیبانی وزارت کشور فعالیت میکرد، اقدام ورزیدند و منزل دکتر ماهر و نجاری وی را به آتش کشیدند و برادر، همسر و فرزندانش را ربودند. بعد از این ماجرا، گردانهای قسام تهدید کرد که اگر کوچکترین آسیبی به دکتر ماهر و خانوادهاش برسد، رهبران جریان کودتاگر فتح را هدف قرار خواهد داد. طولی نکشید که روند حوادث به بیت حانون کشیده شد و نیروهای تشکیلات فاسد خودگردان اقدام به بازداشت «باسل بارود الکفار نهو 25 ساله که عضو یگان پشتیبانی وزارت کشور بود، کرده و او را در برابر همگان تیرباران کردند. به دنبال این جنایت، خانواده مقتول به بیمارستان شهر حمله کردند و سه شهروندی که به اعتقاد آنها در قتل فرزندشان دست داشتهاند، کشتند. بعد از بیت حانون، حوادث به بیت لاهیه کشیده شد. در این منطقه جنایتکاران یک جوان فلسطینی به نام «محمد محجز» از اعضای گردانهای قسام را به قتل رساندند و در همان روز «باسم نعیم» وزیر ورزش و امور جوانان نیز مورد سوء قصد نافرجام قرار گرفت. افراد مسلح عضو فتح دفتر این وزیر فلسطینی را در غرب غزه گلوله باران کردند؛ ولی آسیبی به او وارد نیامد.
افراد مسلح در همان روز چهار دانشآموز دبیرستانی را که از اولین جلسه امتحان نهایی بازمیگذشتند، ربودند. به گزارش شاهدان عینی، افراد مسلح چهار دانش آموز مذکور را در نزدیکی منزل «ماهر مقداد» از رهبران جریان کودتاگر و مزدور فتح ربودند و بعد از چند ساعت آنها را آزاد کردند.
در بامداد روز بعد جنایتکاران «عصر نبهان الرنتیسی » 20 ساله برادرزاده شهید دکتر «عبدالعزیز الرنتیسی » را کشتند و پیکر ایشان را در نزدیکی مدرسه الهدی واقع در منطقه قیزان النجار انداختند. تمامی این جنایتهای به هم پیوسته و مستمر اتفاق افتاد، بدون آنکه رئیس تشکیلات خودگردان یک کلمه در مورد آنها حرف بزند. در همان روز (سهشنبه) جنایتکاران بحران را به استان مرکزی منتقل کردند و «محمد صافی» از اردوگاه النصیرات و «ایهاب سعید نصار» از نیروهای یگان پشتیبانی و اجرای وزارت کشور را به قتل رساندند. تمامی این جنایتها انجام شد؛ ولی باز هم گردانهای قسام خشم خود را نسبت به این گروه جنایتکار خوشایند نبود و از این رو یک گلوله آر.پی.جی به سمت منزل «اسماعیل هنیه» نخستوزیر فلسطین که در اردوگاه الشاطی در غرب شهر غزه واقع است، شلیک کردند که این اقدام جنایتکارانه، خسارتهای مادی را برای منزل هنیه به دنبال داشت؛ ولی هیچ کشته و زخمی بر جای نگذاشت.
کاسه صبر لبریز شد
عصر دوازدهم ژوئن (سهشنبه) دیگر کاسه صبر گردانهای قسام در مقابل اقدامات گروه مزدور که برای اجرای دسیسههای صهیونیستی و آمریکایی جهت براندازی جنبش حماس تلاش میکردند، لبریز شد. در حالی که مسئولان تشکیلات خودگردان در مقابل جنایتهای زیردستانشان سکوت اختیار کرده بودند، گردانهای قسام نیروهای خود را برای حمله به لانههای جاسوسی و خیانت و قتل که به نام مقرهای دستگاههای امنیتی شناخته میشدند، صادر کرد. طرح پاکسازی از شهر خانیونس در جنوب نوار غزه شروع شد. نیروهای قسامی دو مقر اصلی امنیت ملی تشکیلات خودگردان را که به نام گردانهای 35 نامیده میشد و در نزدیکی بیمارستان اروپایی واقع در شرق خان یونس قرار داشت، محاصره کردند. قسامیان از کسانی که در داخل مقر اصلی امنیت ملی مستقر شده بودند، خواستند تا محل مذکور را ترک گویند که شماری از افراد خارج و شماری نیز حاضر به این کار نشدند. به دنبال این مسئله، نیروهای قسامی به مقابله با کسانی که مقاومت میکردند، پرداختند تا اینکه در نهایت آنها نیز تسلیم شدند و سلاح خود را به نیروهای قسامی تحویل دادند.
پس از این مرحله، نوبت به مقر گارد ریاست تشکیلات خودگردان رسید که یک پایگاه بسیار بزرگ و مستحکم بوده است، و در منطقه «معن» در مسیر جاده خانیونس به رفح واقع شده است. نیروهای قسامی مکان مذکور را محاصره کردند و از افراد مستقر در آن خواستند که محل را ترک گویند؛ ولی آنها امتناع کردند و به دنبال آن، درگیریهای محدودی صورت گرفت که تا زمان تسلیم افراد ادامه داشت. بعد از انتهای ماجرا، گردانهای قسام وارد محل شدند و مقادیر زیادی اسلحه و تجهیزات جنگی در آن یافتند. ضمنا افراد مستقر در این مکان نیز پس از تسلیم شدن مورد عفو قرار گرفتند. نیروهای قسامی بعد از این مرحله، به پایگاه مهندسی امنیت ملی تشکیلات خودگردان در منطقه قراره حمله کردند. در این پایگاه که در زمینی با مساحت بیست دونم ساخته شده بود، یک انبار سلاح وجود داشت. نیروهای قسامی پایگاه مذکور را محاصره کردند. برخی افراد مستقر در آن تلاش کردند تا تسلیم شوند؛ ولی برخی دیگر از همکارانشان مانع از این کار آنها شدند . سپس درگیری کوچکی میان دو طرف صورت گرفت و در نهایت افراد مستقر در پایگاه مجبور به ترک آن شدند که نیروهای قسامی نیز آنها را آزاد کردند. در پایگاه مهندسی امنیت ملی تشکیلات خودگردان مقادیر فراوانی سلاح، مواد منفجره، نقابهایی که مهر اسرائیل را داشتند، گلولههای آر.پی.جی که پرچم اسرائیل و فلسطین بر روی آنها بود، مقادیر زیادی موشکهای مقاومت و بمبهایی که از مبارزان مصادره شده بود و همچنین شماری خودرو یافت شد که بر روی آنها سلاح سنگین نصب شده بود.
نیروهای گردانهای قسام در ادامه برنامه خود برای پاکسازی نوار غزه، راهی مقر اصلی سازمان اطلاعات شدند که یک پایگاه بزرگ و مستحکم بود. نیروهای مبارز فلسطینی اقدام به محاصره محل کردند، ولی هیچکسی در داخل آن نبود و بعد از آنکه تمامی اسناد، تجهیزات و سلاحهای موجود در آن را مصادره کردند، این لانه جاسوسی را نیز تخریب کردند. ضمناً جیرهخواران صهیونیسم برخی از اسناد و پروندهها را تا پیش از فرار خود از محل، نابود کرده بودند.
دلاورمردان مقاومت راه خود را به سمت جنوب پیش گرفتند و کار پاکسازی شهر رفح را آغاز کردند. در ابتدا، یکی از بزرگترین پایگاههای سازمان حفاظت اطلاعات تشکیلات خودگردان در رفح را که به عنوان یکی از بزرگترین مراکز جاسوسی به شمار میرفت، محاصره کردند. در این پایگاه، جوانان مبارز بازداشت شده فلسطینی نگهداری میشدند و بعد از آن نیز به قتل میرسیدند. قسامیان حرکت خود را به سمت نقطه مرزی فلسطین با مصر ادامه دادند و پایگاههای وابسته به گارد ریاست تشکیلات خودگردان را محاصره کردند. بعد از این محاصره، شمار زیادی از افراد مستقر در پایگاهها تسلیم شدند، برخی دیگر فرار کردند و برخی نیز از اعتبار نداشته خود دفاع کردند که سرنوشت آنها مرگ یا زخمی شدن بود.
در بامداد روز سیزدهم ژوئن (چهارشنبه)، مبارزان قسامی پایگاه ابوجراد وابسته به یگان اجرایی فتح (در جنوب شهر غزه) را محاصره کردند و بعد از انجام برخی درگیریهای محدود وارد پایگاه مذکور شدند و توانستند به مهمات موجود در آن دست یابند که در میان آنها سلاحهای جدید آمریکایی نیز یافت میشد.
در مرحله بعد، اعضای گردانهای قسام به سراغ پایگاههای سازمان حفاظت اطلاعات تشکیلات خودگردان و امنیت ملی در استان مرکزی نوار غزه رفتند؛ ولی این پایگاهها بیش از چند ساعت تاب تحمل در برابر دلاورمردیهای گردانهای قسام را نداشتند و تسلیم شدند. ضمناً در همین روز، مبارزان قسامی از کنترل کامل نوار غزه نیز فارغ شدند و آن را به عنوان یک منطقه بسته نظامی اعلام کردند. مبارزان فلسطینی در همین روز توانستند مقرهای امنیت ملی و سازمان حفاظت اطلاعات تشکیلات خودگردان را در اختیار بگیرند.
پاکسازی پایگاههای شهر غزه
مبارزان قسامی بعد از پایان روند کنترل پایگاههای امنیتی در شمال، جنوب و مناطق مرکزی نوار غزه، راهی شهر غزه شدند تا مقرهای امنیتی را که نظامی پیچیدهتر و استحکامی بیشتر داشتند، به کنترل خود در آوردند. در عصر آن روز، گروههای قسامی راهی مقر اصلی سازمان حفاظت اطلاعات تشکیلات خودگردان در محله تلالهوی واقع در غرب شهر غزه شدند و به مدت یک روز و نیم آن را در محاصره خود داشتند و در جریان درگیری با افراد مستقر در این پایگاه، شماری از مبارزان فلسطینی به نامهای محمد سالم العالول، محمد الحولی، زید البرادعی، احمد طلال بصل و عوض الجوجو به شهادت رسیدند.
در حالی که روند درگیری و محاصره مقر اصلی سازمان حفاظت اطلاعات تشکیلات خودگردان در شهر غزه تشدید مییافت، گروه دیگری از مبارزان قسامی سازمان اطلاعات کل تشکیلات را در منطقه السودانیه شهر غزه به محاصره خود در آورده و مشغول درگیری با مزدوران خائن بودند که در این درگیری و محاصره، شماری از مبارزان به نام عماد ابوقادوس (مسئول یگان ویژه گردانهای قسام)، محمد ابوراس، محمد الاسود، رائد ابوعبید، احمد جحا، بلال شامیه، محمود المقید و عبدالله مقداد به شهادت رسیدند. دو مقر مذکور بعد از دو روز محاصره سقوط کردند و گردانهای قسام کنترل کامل آن را به دست گرفتند. در روز چهاردهم ژوئن تیمهای عملیاتی قسام به بزرگترین مقر نیروهای امنیتی ملی در نوار غزه موسوم به «السرایا» حمله کردند؛ ولی حتی یک گلوله نیز از لوله تفنگ مبارزان شلیک نشد، چرا که کودتاگران از محل مذکور گریخته و راهی مقر ریاست تشکیلات خودگردان در غزه شده بودند و در آنجا با سرقت قایقهای ماهیگران، راهی فلسطین اشغالی و مصر شدند. برخی از ساکنان منطقه گفتند، به چشم خود دیدند که قایقهای نظامی رژیم صهیونیستی برخی از کودتاگران را سوار میکردند.
با تشدید درگیریها و نزدیکشدن زمان حاکمیت کامل گردانهای قسام بر مقرهای امنیتی نوار غزه، برخی از چهرههای برجسته جریان کودتاگر فتح نیز برای فرار از این منطقه تلاش زیادی به خرج دادند. حذف یکی از برجستهترین چهرههای جریان کودتاگر فتح «سمیح المدهون» یکی از جنایتکاران مزدور بود که قصد داشت از نوار غزه گریخته و به مصر پناه ببرد. المدهون از غزه گریخت، ولی در مسیرش به سمت خط ساحلی، گروهی از اعضای یگان پشتیبانی وزارت کشور راه را بر وی بستند. این جنایتکار به روی آنان تیراندازی کرد که در این جریان «جمال ابوسویرح» به شهادت رسید، ولی مبارزان قسامی موفق به دستگیری او شدند و بعد از بازداشت، وی را به منزل شهید ابوسریرح منتقل کردند. المدهون مورد بازجویی قرار گرفت و تصمیم بر آن شد که در مقابل منزل مذکور تیرباران شود تا اینکه عبرتی برای دیگر کودتاگران باشد. مبارزان قسامی وی را تیرباران کردند و بعد از آن نیز مردم و خانواده خشمگین ابوسویرح جسد پلید او را به زیر مشت و لگد گرفتند. در پایان روز چهاردهم ژوئن، جنبش حماس کنترل کامل نوار غزه را به دست گرفت و توانست امنیت را به شکلی عالی برقرار کند تا جایی که شهروندان با خیال راحت و آسوده چشم برهم گذاشتند، چیزی که مدتها از آن محروم بودند.
موضع جنبش حماس
در پی این پیروزی، جنبش حماس اعلام کرد، این گروه مزدور و تبهکار که از برافروختن هیچ آتشی ابا ندارد، تابع هیچ ارگانی نیست و هیچ اصول اخلاقی را رعایت نمیکند. اگر مزدوران رها میشدند، آسایش را از تمامی شهروندان سلب میکردند از همین رو، پایان دادن به حضور این جماعت یک ضرورت بود.
حماس خاطرنشان ساخت که هیچ جنگ و درگیری با جنبش فتح ندارد و هیچ مورد اختلافی میان فتح و حماس که بر سر آن نزاع و مناقشه باشد، وجود ندارد. این جنبش مبارز فلسطینی در ادامه از جنبش فتح نیز خواست تا موضع خود را در قبال آدمکشهای جنایتکار اعلام کند و به حمایت سازمانی خود آنها پایان دهد تا مبادا افراد مزدور آنچه که در غزه رخ داد، را به عنوان چالش میان فتح و حماس بر سر قدرت تلقی کنند. حماس همچنین تصریح کرد، دیگر کارد به استخوان رسیده است و استفاده از سیاست خویشتنداری یا توافق در برخورد با کودتاگران کارگر نیست. این گروه مزدور بر ادامه جنایتهای خود تاکید دارد و اگر به حال خود رها میشد، همه را با خود غرق میکرد؛ از این رو، باید جلوی فعالیتشان گرفته میشد و هویتشان آشکار میگردید و قصاص در مورد آنها انجام شد، زیرا تنها با قتل است که میتوان جلوی مجرمان و جنایتکاران را گرفت. حماس در ادامه از هیئت امنیتی مصری خواست تا برای مردم حقیقت را بیان کند و پرده از ماهیت شیطانی گروهی که در اندیشه تبدیل غزه به حمام خون بود، بردارد، زیرا دیگر جای سکوت کردن باقی نماند. جنبش مذکور در ادامه از گروههای ملی، اسلامی و کمیته پیگیری امور مربوط به گروههای فلسطینی خواست تا نقش خود را به صورت کامل ایفا و حقیقت را بیان کنند و تنها به محکومکردن اکتفا نکنند.
گروههای فلسطینی
گروههای فلسطینی به این یقین رسیدند که حمله به لانههای جاسوسی، تنها راهکار مقابله با نابسامانیهای امنیتی، ترور افراد و سرقت بوده است.
«انور رجا»، عضو دفتر سیاسی جبهه خلق برای آزادی فلسطین، در خصوص حوادث غزه گفت. با نظر به آمادگیها و جذب نیروهایی که جریان کودتاگر با حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی صورت میداد، اگر جنبش حماس مسئله را قاطعانه خاتمه نمیداد، روند امور به شکلی سریع به سمت یک جنگ گسترده داخلی پیش میرفت. «خالد ابوهلال» از رهبران جنبش فتح نیز تصمیم گرفت یک جنبش جدید شکل دهد که نام «فتح الیاسر» به خود گرفت. ابوهلال میگوید: رئیس تشکیلات خودگردان از چارچوب قوانین عدول کرده و تمامی تصمیماتش باطل و غیرقابل اجرا است.
وی افزود: در نشستهای آتی، بحثهایی در خصوص سیاستهای کلی جنبش موسوم به فتح الیاسر در سطح داخلی، خارجی و روابط ملی و منطقهای انجام خواهد گرفت.
این رهبر برجسته فتح تصریح کرد دیگر ماهیت حقیقی افراد مشخص شده است و دلایلی وجود دارد که نشان میدهد ابومازن شخصاً در فعالیت جریان کودتاگر نقش داشته و شریک مستقیم اقدامات و دسیسههای «محمد دحلان» است که از جمله این دسیسهها میتوان به ترور «یاسر عرفات» و همکاری با اشغالگران و دولت آمریکا برای گرسنه نگاه داشتن و به زانو در آوردن ملت اشاره کرد.
هدف از کنترل نوار غزه توسط حماس
«سامی ابوزهری» سخنگوی جنبش حماس میگوید: آنچه در غزه رخ داد. در واقع یک اقدام اضطراری و گریزناپذیر بود و جنبش حماس در آن اختیاری نداشت . حماس وقتی تمامی تلاشهایش برای مهار گروههای مرگ وابسته به «محمد دحلان» که از هیچ جنایتی ابا نداشتند. با شکست مواجه شد، اقدام به پاکسازی آنها کرد.
وی افزود: ما در جنبش حماس دیگر هیچ گزینهای جز حمله به این گروهکهای جنایتکار نداشتیم آنها از دستگاههای امنیتی به عنوان یک حاشیه امنیتی برای خود استفاده میکردند و دست به ربودن مبارزان، شکنجه و قتل آنها میزدند این اقدام بعد از سکوت مرگبار ابومازن صورت گرفت، سکوتی که از همدستی وی با گروههای مرگ حکایت داشت ابوزهری در خاتمه تأکید کرد: جنبش حماس با تمامی قوا در راستای برقراری امنیت در نوار غزه میکوشد و در تأمین مایحتاج مردم کوتاهی نمیکند.