سیدمحمدسعید مدنی
ـ هفته گذشته حرم مطهر امام هادی و امام حسن عسکری(علیهماالسلام) در سامرا برای دومین بار منفجر شد. این در حالی است که منطقه ذکر شده تحت کنترل شدید اشغالگران کشور عراق قرار دارد و آخرین اخبار به نقل از مردم سامرا و شاهدان عینی حکایت از نقش مستقیم اشغالگران در ایجاد این انفجار دارد.
ـ چند روز پیش خبر رسید که ملکه انگلیس از سلمان رشدی رسماً تقدیر کرده و به او لقب «شوالیه» داده است. سلمان رشدی همان نویسنده هتاکی است که سالها پیش با نوشتن رمان موهن «آیات شیطانی» که در آن تصویری دروغین و مغایر با واقعیتهای تاریخی از پیامبر بزرگوار اسلام(ص) ارائه داده بود،. خشم مسلمانان جهان را برانگیخت و موجب صدور فتوای معروف و تاریخی امام خمینی(ره) مبنی بر ارتداد وی شد.
ـ دیروز روزنامهها از انفجار مسجد شیعیان در شهر بغداد خبر داده بودند که شهادت 75 تن از نمازگزاران و مجروح شدن عده بیشتری از آنان را در پی داشت.
ـ و... اینها فقط نمونههایی است از آخرین اقدامات و جنایتهایی که سردمداران نظام سلطه و قدرتهای ظالم و ضد بشری علیه مکتب اسلام و مومنان به این مکتب مرتکب شدهاند و حتما با این انگیزه و هدف که جریان بیداری اسلامی را که بزرگترین حرکت ظلم ستیز در عصر حاضر است، مهار و مسلمانان را وادار به عقبنشینی و دست برداشتن از مقاومت و حرکت آگاهیبخش و ضد استکباری خود کنند.
اقدامات و حربههایی که هیچکدام تازگی ندارند و به شهادت تاریخ، دشمنان بشریت و قدرتهای سلطهگر همواره در برخورد و مقابله با جریانات حقطلب و در راس آنها نهضت آگاهیبخش و انسانساز انبیاء و اولیاء(علیهمالسلام) از آنها بهره بردهاند و علیرغم آن که آخرین امکانات و پیشرفتهترین ابزار و سلاحها را در اختیار داشتهاند، حداقل در بلند مدت هرگز از آنها طرفی نبسته و قادر به خاموش کردن ندای حقجویانه و عدالتطلبانه بشری نبودهاند. تاریخ اسلام و مسلمانان از صدر تا به امروز، مملو از حوادث و صحنه برخوردهایی از این دست است که هر یک بیش از هر چیز اثبات میکنند که مکتب اسلام و پیروان راستین و مومن به آن هر چه بیشتر مورد فشار و ستم و تهدید و تحریم دشمن قرار گرفتهاند، نه تنها ضعیف نشده و از میدان به در نرفتهاند که علیرغم تحمل شداید و رنجها و تلفات و مصیبتها و هجرتها و جهادها و... هر بار قدرت بیشتری پیدا کرده و با ایمان و انگیزه مضاعف به مسیر خود ادامه داده و با مقاومت و پایداری تحسینبرانگیزی آرمانها و اهداف خود را پی گرفتهاند و عجیب هم اینجاست که امروز نیز، در زمانه و روزگاری که دشمنان اسلام بیش از هر زمان دیگری خود را مدعی مجهز بودن، به علم میدانند و عملکرد خود را با یافتههای علمی توجیه میکنند و عصر امروز را عصر اصالت علم (سیانتیسم) لقب دادهاند، اما به هنگام برخورد با مکتب عدالتخواه اسلام و مبارزه با حرکت استقلالطلبانه مسلمانان، بیاعتنا به یافتههای علمی و درسهایی که تجربه بشری در اختیارشان گذاشته و عبرتهایی که تاریخ به همگان میآموزد، عملاً همچون جاهلان قدارهبند و مشرکان کوتهنظر ادوار گذشته به ویژه در صدر اسلام به سلاحهای ناکارآمد و ترفندهای تکراری و شناخته شده تمسک میجویند و عربده میکشند و تهدید میکنند و منفجر میکنند و میکشند و تحریم میکنند و تفرقه میاندازند و... تا مصداق دقیقی باشند برای این جمله منسوب به هگل که «از تاریخ میآموزیم که از تاریخ نمیآموزیم»!
عملکرد و نحوه مقابله دشمنان بیداری اسلامی و مقاومت مسلمانان، نظارهگر آگاه را به یاد آن نیایش امیدبخش و سپاسگزاری پرمغز حضرت امام سجاد(ع) میاندازد که «خدا را سپاس میگوییم که دشمنان ما را از احمقها قرار داده است»! به راستی کسانی که با پیامبران خدا و مکتب آنها و امروز با رهروان آنها در میافتند، چه لقبی جز احمق میتوان داد؟! آنهایی را که برای محو و خاموش کردن صدای عدالتخواهانه مردم با ایمان همواره و همیشه به سلاحها و ترفندهای ناکارآمد و شکست خورده متوسل میشوند، با چه نام و صفتی میتوان وصف کرد...؟ شاید آنان با این تصور که دوران نبوت و پیامبری گذشته است و اینک نه با خود آن بزرگوار بلکه با پیروان او طرف هستند، باز به حربههای زنگزده و ترفندهای شکست خورده متوسل میشوند و باز بر همان راه و مسیر غلط و ناکارآمد اصرار میورزند و این بار با مظاهر و نمادهای دین او، چه مادی و چه معنوی، چه امروزی و چه تاریخی در میافتند و حرم ائمه(علیهمالسلام) را هدف قرار میدهند و مسلمانان را میکشند و سرزمینهای آنها را اشغال و غصب میکنند و مساجد را آتش میزنند و علیه پیامبر(ص) و جانشینان به حق او کتاب مینویسند و کاریکاتور میکشند و دشمنان اسلام را مورد تقدیر و نوازش قرار میدهند و ... اما دشمن از این هم غافل است که این اعتقاد و ایمان و عشق با این سلاحها و جنایتها محو شدنی نیست، اینها جملگی از «آگاهی» ناشی میشود و این اعتقاد با روح آنان در آمیخته و با جان آنان عجین شده است و مهمتر از همه دشمن غافل از این است که در فلسفه تاریخ اسلام و تشیع، پیروزی نهایی و حتمی از آن مستضعفان است و در مراحل تاریخی این مکتب، پس از پایان دوران نبوت و عصر غیبت، مسئولیت رهبری و رسالت آگاهیبخشی مردم بر عهده علم و شانههای عالمان قرار دارد. علمی «پیامبرانه» و «عالمی پیامبروار»! عالمانی نه مثل عالمان اجیر شده قدرتها، مزدور و توجیهکننده جنایت و ستم آنها، بلکه عالمانی که در مکتب جانبخش اسلام جوهر قلمشان از خون شهید برتر است و «وارثان» پیامبرانند. عالمانی که پیامبر گونه در دستی کتاب و «پیام» پیامبر را برای آگاهی و تبلیغ اسلام محمدی و تشیع علوی دارند و در دست دیگر «سلاح» در اختیار گرفتهاند برای عمل و رهبری و مبارزه با ظلم و حاکمیت عدالت و دفاع از کرامت انسانی و... برپایی «امت نمونه».
چند روز پیش جهان اسلام در ماتم یکی از عالمان دین و مراجع تقلید سوگوار شد. عالم و مرجعی که همه افتخارش در این شعار مردم که در مراسم باشکوه و حماسی تشییع آن بزرگوار شرکت کرده بودند، خلاصه میشد: «فقیه آل عصمت و حامی ولایت...» این واقعیت و نظایر آن است که دشمن قادر به درک آن نیست و خوی و خصلت تجاوزکارانه و اهداف ضد انسانی او را از فهم و درک حقایق عاجز کرده است. دشمن نمیداند که مردم مومن و آگاه هر کس را و هر جا را که رنگ و بوی اسلام و سمت و سوی ولایت داشته باشد، تکریم میکنند و بزرگ میدارند و هر قدرت و جریانی را در تضاد با اسلام و در صف مقابل حرکت عزتبخش مسلمانان ببینند، دشمن میدارند و بنابراین توطئهها و ترفندها و تهدیدها و تحریمها و جنایات و انفجارها و... نه تنها خللی در اراده و ایمان مسلمانان به وجود نمیآورد، بلکه آنان را آگاهتر و چهره دشمن را هر چند بزک کرده و نقاب زده، برای آنان آشکارتر میکند و عزم و اراده آنان را در ادامه راهی که به برکت پیروزی انقلاب اسلامی و رهبری عالمان راستین و آگاه و زمانشناس در جهان اسلام آغاز شده، جزمتر و قویتر میکند...