بسماللهالرحمنالرحیم
حلقههای یک زنجیره توطئه علیه ایران عزیز، یکی پس از دیگری و به تدریج تکمیل میشوند و اجزاء جدیدی از این طرح جنونآمیز آشکار میشود ولی تعجب در اینست که بخشی از لوازم و بسترهای عملیاتی برای موفقیت دشمن را، خودمان فراهم کردهایم!
1- «جرج سوروس» را حتماً میشناسید. این سرمایهدار صهیونیست آمریکائی، ارتباطات نیرومندی «با لابی صهیونیستها» دارد و برخی او را بعنوان «کارگزار غیر رسمی آمریکا» در کشورهای جهان سوم میشناسند. او مجری طرح «انقلابهای مخملی» یا انقلابهای رنگین در کشورهای نو استقلال جدا شده از اتحاد شوروی سابق است و در این باره کارنامه درخشانی! از خود بجا گذاشته است.
«سوروس» با پیشنهادهای بظاهر فریبندهاش به مالزی باعث شد در یک فقره از نتایج و پیامدهای اجرای پیشنهادهایش 45 میلیارد دلار به اقتصاد ملی مالزی لطمه وارد شود و ارزش پول ملی این کشور «سقوط آزاد» کند. او بازار بورس مالزی را بیثبات کرد، باعث بیثباتی ارزش پول مالی مالزی شد و «رمق اقتصاد ملی» مالزی را آنچنان کشید که اکنون حتی پس از گذشت سالها از آن ماجرا، هنوز هم آثار و تبعات شیطنتهای سوروس از میان نرفته است.
اخیراً وزارت اطلاعات با دستگیری برخی از مهرههای بظاهر ایرانی مرتبط با «جرج سوروس» تلاش کرد بلکه بتواند از روی طرحهای وی برای ایران، پرده بردارد. ارزش این مهرهها برای آمریکا در حدی است که سفیر آمریکا در عراق که سرپرستی هیئت مذاکره کننده با ایران را بر عهده داشته، از دستگیری این عناصر افسوس خورد و گفت: اگر تصمیمگیری در این مورد بر عهدهاش بود، قطعاً تا زمان آزادی این مهرهها با ایران مذاکره نمیکرد.
2- بر اساس مصوبهای که به تأیید مراجع ذیصلاح کشور نیز رسیده است، از این پس بانکها و طرفهای خارجی مجاز خواهند بود در بازار سهام ایران حضور فعال داشته باشند، در ایران شعبههای بانکی خود را دایر نمایند و حتی سهام برخی بانکها و شرکتهای ایرانی را خریداری و معامله نمایند. مسئولین اقتصادی کشور هر روزه برای اثبات جاذبههای اقتصادی ایران و صد البته نشان دادن کارنامهای موفقیتآمیزتر برای فعالیتهای بینالمللی خود، از استقبال روزافزون بانکهای خارجی برای حضور فعال در ایران و استقبال از مصوبات اخیر خبر میدهند و مرتباً ارقام بیشتری را اعلام میکنند.
3- بوش کوچک رئیسجمهور آمریکا اخیراً حکمی را امضاء کرده که به سازمان جاسوسی سیا رسماً و علناً اجازه میدهد به دخالت در امور داخلی ایران ابعاد تازهای بدهد و به خرابکاری در اقتصاد داخلی و تجارب خارجی ایران بپردازد، برای تزلزل پول رایج ایران به دخل و تصرف در هر مقیاسی که صلاح میداند بپردازد و بطور همزمان، از تمامی ابزارهای سیاسی ـ تبلیغاتی بمنظور جنگ روانی علیه ایران بهرهگیری کند و با ترویج اخبار و اطلاعات جعلی و نادرست و سایر مواردی که خود مصلحت بداند، زمینههای لازم و موثر در تامین اهداف آمریکا علیه ایران را فراهم سازد. در طول تاریخ مداخلات سلطهگران در سایر کشورها، کمتر مرسوم بوده است که اهداف و برنامههای ضد مردمی علیه دیگران، پیشاپیش اعلام شود لکن واشنگتن سعی دارد حتی از همین اعلام طرحهای خود نیز بعنوان ابزاری برای جنگ روانی علیه ما استفاده کند.
شبکه خبری «ای.بی.سی» گزارش میدهد که «سیا» روی این طرح مخفیانه حدود یکسال کار اطلاعاتی و برنامهریزی انجام داده و جزئیات آن به تأیید کاخ سفید و سایر مراکز اطلاعاتی و اجرائی آمریکا که احیاناً ارتباطی با این مقوله داشته یا خواهند داشت، نیز رسیده است.
به نظر میرسد نیروی محرکه اصلی در پشت این طرح بایستی «ایپاک» لابی صهیونیستی فعال در آمریکا باشد که مشخصاً در ارتباط مستقیم با شبکههای رسانهای صهیونیستی، منابع بانکی و سرشاخههای اطلاعاتی صهیونیستی در گوشه و کنار جهان نیز هست.
هدف از بیان این مطالب و تشریح جزئیات آن، انتشار اهداف و برنامههای آمریکا و صهیونیستها علیه ما نیست بلکه منظور اصلی اینست که با شناخت سیاستها و تاکتیکهای دشمن، در صدد خنثی کردن توطئهها برآئیم و دستکم به تصمیمات و اقداماتی دست نزنیم که ابزارهای مورد نظر دشمن را در اختیارش قرار دهیم و حتی بر این اقدام خود نیز مباهات کنیم!
در چنین شرایطی و بویژه با در نظر گرفتن اهداف اعلام شده آمریکا برای متزلزل ساختن پول ملی و تخریب مناسبات اقتصادی ـ تجاری ما در سطح بینالمللی، ضرورت دارد در تصمیمات و اقدامات منجر به صدور مجوزهای خاص برای شروع فعالیت بانکهای خارجی و موسسات مالی بیگانه در شبکه اقتصادی ـ بانکی کشور بویژه در بازار بوری، قویاً تجدیدنظر شود.
وقتی آقای رئیسجمهور از اقدام چند نفر ایرانی بکمک بانکهای داخلی برای تزریق نقدینگی به بازار مسکن بعنوان یک توطئه یاد میکنند، بفرض صحت موضوع، در واقع به حساسیت و شکنندگی شرایط اقتصادی در بخشهای مختلف و از جمله بازار مسکن اشاره دارند و قبلا نیز همین اشارات را با تصریح بیشتری درباره نقش همین طیف افراد در بازار بورس داشتند و کاهش ارزش سهام و سقوط شاخصها را به آنها نسبت میدادند. دولت نهم تا چه اندازه به اهداف و نیات و برنامههای بیگانگان اطمینان دارد و یقین حاصل کرده است که آنها انشاالله مطابق ذهنیت دولتمردان کنونی با مهرورزی وسعهصدر، در خدمت آحاد مردم ایران عمل خواهند کرد؟
هنوز کاملاً روشن نیست آندسته از سرشاخههای ارتباطی «جرج سوروس» در ایران که بعضاً دستگیر شدهاند، چه اندازه از ماموریت خود را انجام دادهاند و تا چه میزان در انجام کار خود موفق بودهاند؟ ولی آیا واقعاً قابل تصور نیست که همین دو قلم اختلافاتی که در بازار مسکن و بازار بورس رخ داد، با شوکهای بیشتر و در مقیاس وسیعتر، توسط همین عوامل از نوع داخلی یا خارجی آن مجدداً تکرار شود؟
فراموش نکنیم که یک مفسد اقتصادی در یک فقره از اعترافاتش در دادگاهی که قاضی آن وزیر کنونی اطلاعات دولت نهم بود. از یک شگرد ساده برای کسب درآمد پرده برداشت که طی آن با دریافت 6 میلیارد تومان وجه نقد از بانک صادرات و خرید ارز خارجی توانسته بود ظرف 3 روز 5/1 میلیارد تومان سود کند و پس از 3 روز هم اصل وجه دریافتی از بانک را مسترد نماید.
اگر چه ممکن است گفته شود نباید از ورود بیگانگان به اقتصاد کشور، بیهوده نگران باشیم زیرا ما هشیاریم و همه چیز را زیر نظر داریم، ولی باید گفت که در خارج از کشور ابتدا سازوکار لازم برای نظارت غیرمحسوس و حتی محسوس و پیگیری فعالیتهای اقتصادی همگان را ایجاد کردهاند و سپس درها را برای ورود بیگانگان به اقتصادشان گشودهاند و با نظارت دقیق و حساب شدهای که اعمال میکنند، فرصتی برای تخطی هیچکس وجود ندارد. ولی ما در اینجا حتی برای نظارت و کنترل عملکرد خودیها هم مشکل داریم تا چه رسد به بیگانگان!
خوبست برای آگاهی آن دسته از کسانی که نمیدانند، خاطر نشان شود که بانکهای خارجی بیش از 1500 یورو وجه نقد تحویل نمیدهند و حتی تحویل هم نمیگیرند و اگر کسی مایل به دریافت بیش از این رقم باشد بایستی دو روز زودتر اعلام کند تا برایش فراهم گردد و نکته مهمتر اینکه فرصت نظارت بر عملکردش مهیا شود. بعلاوه اگر بیش از این مقدار به حساب خودتان یا دیگری واریز کنید، مبداء و منشاء پول نقد شما حتماً مورد سئوال قرار میگیرد که مبادا از طرق غیرمجاز و مسئلهدار باشد.
ملاحظه میفرمائید که حتی قبل از ورود اعوان و انصار «جرج سوروس» به ماجرا هم، این فرصت برای جرج سوروسهای وطنی فراهم است و ممکن است انگیزههای ضدامنیتی و ضدانقلابی هم نداشته باشند و فقط برای مقاصد منفعتجویانه میتوانند از فرصتهای طلائی موجود برای کسب درآمدهای میلیاردی از راههای به ظاهر قانونی استفاده کنند و هیچکس هم معترض آنها نشود که نمیشود!
سیستمهای هشداردهنده و نظارتی ما برای ردیابی خطاکاران جزء و آفتابهدزدها بسیار حساس، عالی و بموقع عمل میکنند و بایستی به آنها دست مریزاد گفت ولی همین سیستمها برای زیرنظر گرفتن دانه درشتها، شدیداً غیرکارآمد، غیرفعال و حتی بعضاً همراه نیز بودهاند که البته جای شرمساری است.
اکنون فرصت مناسبی برای ملامت سیستمهای نظارتی ما بویژه در بخشهای اقتصادی ـ تجاری نیست ولی بدون در نظر گرفتن این نقایص عمده و شدیداً آشکار که فقدان آن کاملاً محرز است، گشودن درهای اقتصادی و شبکه بانکی و بورس کشور به روی بیگانگان، خطای عظیمی است که درک ابعاد آن از هم اکنون میسر است و نیازی نیست که همچون مالزی به جرج سوروسها فرصت دهیم و آنها همسازی بزنند که فردا صدای آن شنیده شود. چرا که از هماکنون محرز است آنها «رمق اقتصاد ملی» را، هر آنچه باقی مانده، همانرا هدف قرار دادهاند!