پژمان موسوی
اصرار طیفی از اصلاحطلبان بر کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی در انتخابات مجلس هشتم میرود تا ابعاد گستردهتری پیدا کند به ویژه آنکه شخص خاتمی تاکنون چندین بار اصل این موضوع را نفی کرده و به صراحت اعلام کرده است که در انتخابات آینده به هیچ روی قصد کاندیداتوری ندارد.
شرکت سیدمحمد خاتمی در انتخابات آینده مجلس نه لازم است و نه مفید؛ این را از چند جهت میتوان مطرح کرد:
1- خاتمی در طول ماههای پس از اتمام دوران ریاست جمهوری خود به صراحت نشان داده است که توان گردآوری اصلاحطلبان را دارد زیرا خاتمی از یک طرف به واسطه نقش خود به عنوان ریاست مجمع روحانیون مبارز و از طرف دیگر به واسطه محبوبیتش میان طیفهای مختلف اصلاحطلب، میتواند با رایزنیها و دور هم جمع کردنهای اصلاحطلبان، امکان اجماع آنها را در انتخابات مختلف فراهم آورد؛ از طرف دیگر خاتمی تاکنون بارها تاکید کرده است که لیدر و محور جریان اصلاحات نیست و اتفاقا نقش فوق نیز نیازی به لیدر بودن شخص وی به تنهایی ندارد و انتظار از وی تنها به عنوان یکی از شخصیتهایی است که میتوان به آن اعتماد کرد.
2- اصل گردش نخبگان و حضور طیفهای مختلف فکری «با کلیت اصلاحطلب» ایجاب میکند که اصلاحطلبان در انتخاباتهای مختلف، گروههای متفاوتی را برای حضور در نظر بگیرند و با توجه به پتانسیلهای بالقوه و بالفعل هر گروه، آن دسته را برای انتخاباتی خاص درگیر نمایند و وضعیت به گونهای نباشد که اعضای هیات دولت برای شورای شهر ثبتنام کنند و رئیسجمهور برای نمایندگی مجلس.
3- یکی از انتقاداتی که همواره به اصلاحطلبان به طور اخص و فعالان سیاسی به طور اعم وارد است این است که ما چهرههای برجسته خود را تنها برای پستهای دولتی میخواهیم و علیرغم تاکیدمان بر نقش و اهمیت نهادهای مدنی و غیردولتی، از آنها تنها انتظار ورود به عرصههای دولتی و رقابت برای دستیابی به آنها را داریم در حالی که اگر به نقش خاتمی در طول ماههای گذشته نگاه کنیم به این نتیجه میرسیم که سیدمحمد خاتمی در طول این ماهها به عنوان یک «دیپلمات آزاد» و نه مقامی دولتی، نقش خود را در معادلات سیاسی داخلی از یک طرف و چالشهای سرنوشتساز بینالمللی از طرف دیگر به خوبی ایفا کرده است و به نظر میرسد که تاثیرات این فعالیتها اگر بیشتر از فعالیتهای وی در کسوت دولتمردان نباشد، کمتر نیست. از همین رو اصرار طیفی از اصلاحطلبان بر بازگرداندن وی به قدرت دولتی از این جهت هم مفید به فایده به نظر نمیرسد.
4- همانطور که خاتمی هم اعلام کرده است وی تمام توان خود را برای اجماع اصلاحطلبان و ترغیب آنها برای حضور در انتخابات مجلس مبذول خواهد داشت و شخصا از حضور در انتخابات اجتناب خواهد کرد که به نظر میرسد این بهترین تصمیم است زیرا از یک طرف وی به سبب مقبولیتی که از آن برخوردار است میتواند موجب اجماع و احتمالا پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات پیشرو شود و از طرف دیگر میتواند نقش خود را به عنوان یک «دیپلمات آزاد» در داخل و خارج از کشور به خوبی ایفا نماید.
خلاصه آن که: در این شرایط و با توجه به آنچه در بالا ذکر آن رفت اصرار برخی اصلاحطلبان و تعبیرهای خاص از سخنان صریح وی مبنی بر «عدم کاندیداتوری در انتخابات» به آنچه این طیف از اصلاحطلبان مبنی بر اینکه «آقای خاتمی منظور دیگری داشته است»، هیچ توجیهی ندارد و تنها دستاورد آن بهرهبرداری سیاسی از ریشه این اصرارهاست، همانطور که سیدرضا اکرمی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز نیز میگوید: «این افراد دایه مهربانتر از مادر هستند و بیشتر از آنکه دلشان برای آقای خاتمی بسوزد، برای خودشان دل میسوزانند»...