تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۴:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۸۱۶۹

تجربه گذشته، راه آینده


ناصر بهرامی‌راد

سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا روز گذشته عملاً کار خود را آغاز کردند و بر اساس اعتماد مردمی و به یاری لطف خداوند، پای در راهی نهادند که به حق از سوی رهبر انقلاب «مسابقه خدمت» نامیده شد.

اعضای سومین دوره شوراها در مسیر چهار ساله‌ای که پیش رو دارند، تجربه سه انتخابات و دو دوره فعالیت شوراهای شهر و روستا را در کنار خود دارند که بازخوانی آن می‌تواند کمک شایانی به ترسیم صحیح‌ترین راه و روش برای آینده داشته باشد. بازخوانی گذرای این تجربیات تلخ و شیرین ضرورت دارد و در جاده خدمت به مردم، گریزی از دیدن راه‌های پیموده و ناپیموده نیست. بخصوص نگاه اجمالی به تجربه‌های مربوط به شورای شهر تهران به لحاظ نقش تاثیرگذار و الگوسازی که برای دیگر شوراهای اسلامی شهر و روستا دارد، ضروری‌تر است.

نخستین دوره شوراهای شهر و روستا در حالی فعالیت خود را شروع کرد که موجی از شور سیاسی فضای کشور را فرا گرفته و این فضا برخی را دچار اشتباه در دید ساخته بود. این عده گمان کردند اعتمادی که از سوی مردم نثارشان شده، لزوماً به معنای پذیرش چشم بسته شعارهای سیاسی است.

در حالی که معدودی از شوراهای اسلامی دور اول آغاز خوبی را داشتند، و از باب مثال در همان نخستین روزهای سال 79 عضو شورای یکی از شهرهای استان خراسان تمامی حقوق چهار سال آینده‌اش را به منظور کمک به کودکان بی‌سرپرست، تقدیم بهزیستی کرده بود، رئیس شورای شهر تهران در اولین سال عمر این نهاد اعلام کرد: مشکلات داخلی شورا و گرفتاری‌های سیاسی اجازه نمی‌دهد شورا به مشکلات شهر به خوبی رسیدگی کند. آینده چنین راهی بسیار پرخطر می‌نمود و آگاهان فراوان در این خصوص هشدار دادند، اما گوش شنوایی در میان مدعیان نخبگی وجود نداشت. شورای اول شهر تهران در عمر نافرجام خود سه رئیس به خود دید و دو شهردار منتخب آن با جنگ و جدال بر کنار شدند. یک سال از این دوره را شهر تهران بدون بودجه مصوب گذراند. گاهی سطح دعواهای داخلی که مشحون از ادعاهای طرفین و اتهامات به طرف مقابل بود، آنچنان نازل می‌شد که رئیس وقت این شورا، انعکاس آن در رسانه‌ها را «تهوع‌آور»‌ می‌نامید. مثلاً یکی از جلسات علنی سال 80، به دلیل بحث درباره تخلفات شهردار وقت در ساخت منزل مسکونی‌اش در منطقه قیطریه به تشنج و تعطیلی کشیده شد، و حدود یک سال بعد جلسه دیگری با جدل درباره خرید اتومبیل‌های لوکس و گرانقیمت برای شهردار بعدی و میزان دارایی‌های شخصی وی پایان گرفت.

این روند نامیمون تأثیر ناپسندی روی دیگر شوراهای کشور هم گذاشت. به تأسی از جلسات مکرر به تعطیلی کشیده شده شورای شهر تهران بود که مثلا شورای شهر بوئین‌زهرا به دلیل اختلافات داخلی اعضایش طی چهار ـ پنج‌ ماه حتی یک جلسه هم تشکیل نداد. عوارض سوء سیاست‌زدگی مفرط و اختلاف‌آفرینی غیرصادقانه راهم مردم متحمل می‌شدند و هم نظام سیاسی. از سویی تیر ماه 81 عضو شورای شهر اول تهران با لحنی گلایه‌آمیز اعلام کرد: «در دو ماه گذشته قیمت مسکن در تهران بیش از 40 درصد و اجاره آن بیش از 60 درصد افزایش داشت و این مشکل که عمده دلیل آن تصمیم‌گیری غلط شهرداری درباره فروش تراکم بوده به سایر مناطق کشور هم سرایت کرده است»، و از سوی دیگر مرداد ماه 81 وزیر کشور وقت ناچار شد هیئت سه نفره‌ای را مامور رسیدگی به مسائل شهرداری و شورای شهر کند. خود شورای شهر دور اول نیز در آتشی که اعضای آن هیزمش را فراهم می‌ساختند گرفتار شد. انحلال شورای اول تهران از سوی دولت اصلاحات چنان تجربه تلخی بود که اگر همت بلند مردم در انتخابات دومین دوره شوراها و نیز نیت و عمل صادقانه اعضای شوراهای دوم نبود، بازسازی اعتماد عمومی و بر پا ماندن نهادی به نام شورای شهر، امری ناممکن به نظر می‌رسید.

در مقابل، اعضای دومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا با عمل به رهنمود رهبر انقلاب که آنان را به آغاز مسابقه خدمت توصیه کردند، توانستند تجربه‌ای ارزنده را از این نهاد مهم اجتماعی ارائه دهند. اعضای شورای تهران طی فقط چند ماه با انتخاب بدون حاشیه شهرداری خدوم و متخصص و تدوین و تصویب طرح‌های زیربنایی و عدالت گسترانه، چنان خوش درخشیدند که رهبری نظام در دیدار با آنان تصریح کردند؛ خدمت خالصانه شهرداری به مردم بخوبی احساس می‌شود. سلسله طرح‌های شورای شهر دوم تهران از الزام به ارائه برنامه 5 ساله تهران و لایحه تقسیط عوارض معوقه شهروندان بدون بهره آغاز شد، با تصویب بموقع بودجه‌های چندصد میلیارد تومانی و ارائه وام ازدواج به زوج‌های تهرانی و طرح تکریم ارباب رجوع ادامه یافت، و به تصویب بودجه 2200 میلیارد تومانی سال 86، کاهش یکصد کیلومتر مربعی محدوده شهر و تدوین طرح چشم‌انداز 20 ساله تهران انجامید.

اعتماد گسترده مردم به شهردار منتخب دومین شورای شهر تهران در انتخابات ریاست جمهوری، گزینش فوری و بی‌حاشیه شهردار جایگزین وی، نیز اعتماد مجدد اکثر مردم به همفکران اعضای شورای دوم در انتخابات آذرماه 85، و ادامه مسیر خدمت‌رسانی در تهران، همگی نشان از توفیق این شیوه دارد؛ اگر چه برخی اختلافات حاشیه‌ای، تلخ کامی‌هایی را به دنبال خود داشت.

طبعاً ادامه دادن به روش‌های موفق و امتحان پس داده و دوری گزیدن از آزموده‌های تلخ، منطقی‌ترین راهکار برای آینده کسانی است که به آهنگ خدمت خود را در معرض آرای مردم قرار داده و موفق به کسب اعتماد آنان شده‌اند. آیا بازی‌های کودکانه‌ای که بعضی رسانه‌های خبری وابسته به سیاست‌زدگان به راه می‌اندازند، قادر است بر این منطق روشن فائق آید؟  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات