ناصر ایمانی
10 سال پیش در روز دوم خرداد 1376 یکی از مهمترین حوادث سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی رقم خورد و موجب اتفاقات کمسابقهای در عرصه سیاسی کشور شد. آقای سیدمحمد خاتمی نامزد جریانهای موسوم به چپ به طور غیرقابل باور و انتظاری در این روز بر رقبای دیگر خود فائق آمد و جریان سیاسی خود را پس از سالها به صحنه سیاسی کشور بازگرداند. خاتمی با شعار توسعه سیاسی و تفوق آن بر توسعههای دیگر به میدان آمد. منظور وی از توسعه سیاسی و تقدم آن، پالایش عرصه سیاسی، اعطای آزادیهای بیشتر سیاسی به مردم، شفافسازی صحنه سیاست از پنهانکاریها و فساد سیاسی و تقویت سازمانهای مردمی و غیردولتی بود. اما اتفاقی که در سالهای بعد در صحنه عمل افتاد، حوادث دیگری را رقم زد. کسانی که بر قوه مجریه تسلط یافته و نام طیف سیاسی خود را دوم خرداد نهادند، بسرعت تمامی مدیران رقیب را از صحنه مدیریت کشور حذف کرده و به این نیز اکتفا نکردند. فشار تبلیغاتی و ژورنالیستی فراوان برای تسخیر و یا منفعل کردن نهادهای قانونی دیگر نظام نیز اقدام بعدی این جریان بد. به راه انداختن فضاهای مجازی و بازی دیو و دلبر و ایجاد تنشهای شدید اجتماعی و سیاسی در سطح مطبوعات و دانشگاهها از سوی فعالان مربوط که بسیاری در درون قوه مجریه نیز مسوولیت داشتند، فضای جامعه را بسرعت ملتهب کرد.
از سوی دیگر، دستگاه ایدئولوژیسازی جریان مذکور نیز وارد میدان شد. طرح موضوعاتی از قبیل مشروعیت و مقبولیت، عدم اجتماع دین با مقوله مردم سالاری و ناتوانی دینداران از اداره اجتماع، آغاز این حرکت بود بتدریج به دلیل آن که بسیاری از مقولات یاد شده با آموزههای دینی و بخصوص دیدگاه تشیع، همخوانی نداشت و پاسخهای محکمی در رد استدلالات این جریان روشنفکری از سوی معتقدان به مبانی دینی مطرح شد.
مقولههای دیگری توسط جریان مذکور مطرح شد و آن، قرائتها و تفاسیر آزاد و هر منوتیکی از متون دینی بود تا هیچ کس قادر به سخن گفتن از منظر آموزههای دینی نباشد.
رادیکالیسم فعال شده در این مدت، بتدریج اساس هویت و تمامیت نظام جمهوری اسلامی را نشانه گرفت و آموزههای معمار بزرگ انقلاب را به چالش طلبید. این جریان اما گهگاه با کارت زرد طیفهای خط امامی جریان دوم خرداد روبهرو میشد؛ اما هیچگاه از آنان کارت قرمز نگرفت و عموما طیف خط امامی، مقهور جریانسازیها و بحرانآفرینیهای رادیکالیسم حاکم شد.
تلاش عمده این گروه برای همراه کردن کامل چهره اصلی جریان دوم خرداد یعنی آقای خاتمی اواخر دوره دوم ریاست جمهوری ایشان با شکست کامل مواجه شد آنها نتوانستند مماشات خاتمی را تحمل کنند و برای تسخیر کامل این قله، گام برداشتند که با مقاومت خاتمی، از او نیز عبور کردند. عبور از خاتمی و خستگی مفرط جامعه از بحرانهای پی در پی و آگاهی بخشی رهبر انقلاب از این جریان خزنده، خود را در انتخابات شورای شهر دوم نشان داد و بسیاری از شوراها در سراسر کشور، به اصولگرایان سپرده شد و همین مساله آغاز واگذاری قدرت از سوی جریان دوم خرداد بود؛ طوری که در جریان انتخابات ریاست جمهوری نهم، فردی از طیف اصولگرا، پیروز قطعی انتخابات شد. آنان در دور دوم انتخابات، حتی به آقای هاشمی رفسنجانی نیز رضایت دادند اما شاید همین مساله و حمایت مطلق آنان از آقای هاشمی، زمینهای برای کسب بیشتر آراء از سوی آقای احمدینژاد شد.
به هر حال مردم پس از 8 سال انتخاب خود را کردند. این انتخاب شاید، انتخابی میان دو جریان سیاسی عمده کشور نبود، زیرا بیشترین نغمهای که از طیف دوم خرداد به گوش میرسید، آوای کنار نهادن ارزشهای انقلاب و دین سیاسی بود و مردم از میان این گزینهها، بیشترین فردی را که به ارزشهای انقلاب نزدیکی نشان میداد، انتخاب کردند. کنار رفتن دوم خرداد از تمامی مناصب قدرت به باور ناپذیرترین شکل ممکن، شوک بزرگی را به آنان وارد کرد و جریان مذکور را تا مدت زیادی در محاق فرو برد.
کنار رفتن رادیکالها و به دست گرفتن عنان امور از سوی طیف خط امامیها، طبیعیترین انتظاری بود که از دوم خردادیها توقع بود. اگر چه هیچ قرینهای دال بر کنار گذاشته شدن بحران آفرینها در جریان دوم خرداد به چشم نمیخورد و به نظر میرسد که این اقدام صرفا یک حرکت تاکتیکی و کوتاهمدت است، زیرا به هر حال طیف خط امامیها برای تحرکات سیاسی در سطح جامعه، نیاز مبرم به موتور رادیکالها دارند.
با وجود این، همین اقدام تاکتیکی، به اقبال اندک مردم به آنان در جریان انتخابات اخیر شورای شهر سوم منجر شد تا آنها را برای انتخابات بعدی، امیدوار کند، اما سرنوشت جریان دوم خرداد در انتخابات آینده کشور چگونه خواهدبود؟ آیا آنان دوباره بخشی از نهادهای قدرت را به دست خواهند گرفت؟
رفتار خردورزانه و منطبق با مصالح کشور و نظام از سوی طیفهای جریان دوم خرداد که به قواعد بازی در چارچوب نظام معتقد باشند، میتواند روند حضور آنان در قدرت را تا حدودی فراهم سازد. صد البته اشتباهات جریان اصولگرا نیز میتواند زمینه موثری برای حضور مجدد طیفهای دوم خردادی باشد.