سیدعباس دانشگر
هر چند که سالها از طولانیترین جنگ جهان گذشته، اما سایه شوم آن هنوز از دیار مقدس ما بر چیده نشده و اثرات ناخوشایند آن کماکان روح و روان این صبورترین مردمان جهان را میخراشد و میآزارد.
آن هنگام که مصدوم شیمیایی دیگری پس از سالها تحمل رنج و درد، شمع وجود نازنینش بر اثر جراحات شیمیایی و میکروبی به خاموشی میگراید بار دیگر فریاد اعتراض مردم به سیاستهای مماشاتگونه سیاستمداران در مناسبات با عاملان اصلی این پلیدترین جنایت ضدبشری در طول قرون بلند میشود. کشورهائی که بار این ناجوانمردانهترین کار بیش از آنکه بر دوش صدام و صدامیان سنگینی کند بر دوش آنان الی الابد سنگینی خواهد کرد و آلمان کشوری است که بیشترین سهم را در میان سایر کشورها از این جنایات مافوق تصور نصیب میبرد. کشوری که به تاکید هیچ ماجرای میکروبی و شیمیایی در دنیا نیست که ردپایی از آن در آنجا به چشم نیاید.
هنوز تصاویر مصدومان شیمیایی ما در افکار عمومی جهان باقی است که تصاویر دلخراش مصدومان مظلوم افغانی از پای در آمده بر اثر مصرف موادغذایی به عهده آلودهشده و اهدایی آلمانیها بر گیرندههای تلویزیونی نقش میبندد. افکار عمومی جهان از یاد نخواهد برد خبر اقدام رذیلانه و ناجوانمردانه آلمانها در آلودهسازی مواد غذایی ارسالی برای کودکان مظلوم و مردان و زنان دائمالمصیبة افغانی در پوشش کمکرسانی را.
مقامات رسمی آلمان خود نیز بعدها اعتراف کردند که این مواد را به منظور استفاده برای مقاصد خاص ـ بخوانید پیگیری آزمایشهای کثیف و ضد بشری خود ـ در اختیار آمریکاییها گذاشتهاند.
آلمانها به ظاهر در جنگ با ایران حضور نداشت اما نقش این کشور بسیار کثیفتر از سایر شرکاء در جنگ بود و این مهم تحت هیچ شرایطی انکارنشدنی یا قابل اغماض نیست. اگر در کنار تمام سهمخواهیها و داعیهطلبیها در دولتهای گذشته در کشور قدری هم به این مهم توجه میشد و آلمان با فاکتور هزینههای ناشی از اقدامات ضدانسانی خود مواجه میشد شاید اکنون میزبانی از تروریستهای بیمقداری چون پژاک را از تریبونهای رسمی خود گستاخانه فریاد نمیزد.
آلمان سالهاست که از استیلای فاشیسم به در آمده اما بر هیچ کس پوشیده نیست کشوری که میتوانست با برخوردی از توان بالقوه و ظرفیتهایش منشاء بسیاری از تحولات مثبت شگفتیآفرین و در خدمت بشریت باشد امروزه به نحوه بسیار خفتباری در چنبره صهیونیسم گرفتار شده است. این کشور و سیاستمداران وا داده آن سالهاست که آنچه میگویند و آنچه میکنند جز به اراده صهیونیستها نیست.
کارگزاران خود فروخته آلمانی که با تسلیح شگفتآور شیمیایی و میکروبی صدام مقبور نتوانستند به خواست اربابان خود برای به زانو در آوردن ملت سرافراز و مقاوم ایران جامه عمل بپوشانند معلوم نیست که با کدام مصلحت مصالح ملی خود را به حمایت از گروهی تروریستی پیوند زدهاند که در میان دشمنان تابلودار نظام هیچ محلی از اعراب ندارد. مصالح ملیای که اگر مصلحت! ایجاب کند و اراده سیاستمداران ما بر آن تعلق گیرد که آنرا کمی تا قسمتی با خطر مواجه کنند!