تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۵:۳۸  ، 
کد خبر : ۲۸۱۸۰

دروغ‌پردازی قبل از مذاکره


با اینکه هنوز زمان دور بعدی مذاکرات ایران و آمریکا بر سر موضوع عراق و تحولات این کشور مشخص نشده، موضعگیریهای دو طرف در سطح تبلیغاتی و رسانه‌ای، خبر از نزدیک‌ بودن آن می‌دهد.

در حالی که وزارت خارجه کشورمان «نجابت» به خرج می‌دهد و می‌گوید گروه کارشناسی ایرانی به جمع‌بندی خود درباره دور اول مذاکرات رسیده و آن را زمانی اعلام می‌کند که آمریکاییها نظر خودشان را گفته باشند، طرف آمریکایی به همان شیوه خود را آماده مذاکرات می‌کند که جز این هم از سیاستمداران آمریکایی انتظار نمی‌رود.

آمریکاییها می‌گویند فردی را بازداشت کرده‌اند که عضو «حزب‌الله» لبنان است، ولی در «عراق» به عده‌ای آموزش می‌داده تا به سربازان آمریکایی حمله کنند و ماهی 3 میلیون دلار هم پول خرج می‌کرده است. همچنین، معلوم شده ایرانیها در حمله چند ماه قبل به مرکز عملیاتی ارتش آمریکا در کربلا، نقش داشته‌اند. داستان از این قرار است که آخر دی‌ماه گذشته عده‌ای با لباس ارتش آمریکا و سلاحهای آمریکایی به مقر نیروهای آمریکایی در کربلا حمله کردند و 5 سرباز را کشتند و سپس گریختند. آمریکاییها که نمی‌توانند بگویند کار «خودی»ها بوده، در پی عامل خارجی برآمدند؛ و چون ضربه بسیار سختی خورده بودند، دنبال دشمن «قدری» هم گشتند و سرانجام پس از گذشت 5 ماه، این داستان را سر هم کردند که ایران و لبنان و حزب‌الله و نیروهای مقتدا صدر دست‌اندرکار بوده‌اند تا این 5 سرباز کشته شوند. آنان به ظاهر  نمی‌دانند ـ یا خود را به نادانی زده‌اند ـ که هم اینک حدود 200 شرکت امنیتی در عراق فعالند که با ارتش آمریکا قرارداد بسته و مزدوری می‌کنند و لباس سربازان آمریکایی را می‌پوشند و خودرو  و تانک و بالگردهای ارتش آمریکا را هم سوار می‌شوند، حتی به کاروان فلان وزیر عراقی هم حمله کرده‌اند و به القاعده نیز مهمات می‌رسانند!

قبل از آنکه دور قبلی مذاکرات هم بین ایران و آمریکا در عراق به راه بیفتد، آمریکاییها همه ارباب رسانه‌ها را در بغداد جمع کردند تا به آنها تصاویری را از چند خودروی نظامی آمریکایی نشان دهند که سوراخ ‌سوراخ شده بود و مدعی شدند تنها سلاحهای ساخت ایران است که می‌تواند چنین سوراخهایی را در بدنه ماشین جنگی آمریکا ایجاد کند و تصاویر چند گلوله خمپاره را هم نشان دادند که بر بدنه آنها عبارت «ساخت ایران» حک شده بود.

در آن زمان، هیچ‌کس ادعاهای آمریکاییها را باور نکرد و تنها برخی شبکه‌های داخلی آمریکا ـ آن هم برای مصارف داخلی ـ به آن دامن زدند، وگرنه در سطح رسانه‌های منطقه و حتی برخی دولتهای عربی یا گروهها و جناحهای سیاسی عراق و... که با ایران مخالفت می‌کنند، چندان خریداری نیافت و همه آن را در چارچوب جنگ روانی قبل از آغاز مذاکرات قرار دادند.

مشکل آمرکاییها این است که آن قدر به خود و دیگران دروغ گفته‌اند که کسی باورش نمی‌شود و هر حرفشان اول چنین تحلیل می‌شود که منظور اصلی از آن چیست، و گرنه حک‌کردن یک یا دو واژه روی چند گلوله خمپاره یا تصاویری مبهم از خودروهای نظامی منهدم شده، از جمله کارهای پیش پاافتاده امنیتی و تبلیغاتی شمرده می‌شود که هر کسی به راحتی می‌تواند آن را انجام دهد.

رامسفلد را هنوز برخی در خاطر دارند که می‌گفتند بعد از کسینجر هیچ وزیری در هیچ کابینه آمریکایی این همه قدرت و سطوت نداشته است. وی، با همکاری شخصی که بعدها رئیس بانک جهانی شد و بعد هم با افتضاح او را کنار گذاشتند، و عده‌ای دیگر، اداره و ستادی را در وزارت دفاع آمریکا تشکیل داده بود که وظیفه‌اش جعل دورغ برای رسیدن به زمینه‌ای روانی مناسب به منظور اجرای اقدام نظامی بود. رامسفلد عملاً دروغگویی را در وزارت دفاع آمریکا رسمیت بخشید و جرج بوش هم مدعی می‌شد هر روز صبج که از خواب بر می‌خیزد، احساس می‌کند خدا به او می‌گوید چه کارهایی را باید انجام دهد، عده‌ای را بدون محاکمه در گوانتانامو نگه دارد و برخی را در زندان ابوغریب شکنجه دهد و اهالی روستایی را در افغانستان قتل‌عام کند و...

به هر تقدیر، دور اول مذاکرات میان ایران و آمریکا شروع شد و پایان یافت. برخی از دولتهای عربی از آمریکاییها خواستند سراغ ایران نروند و مشکل عراق را با آنها حل کنند. اسراییلیها هم همزمان اخباری را منتشر کردند که اسراییل کاسه صبرش لبریز شده و همین امروز و فرداست که آمریکا و اسراییل به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کنند. حتی در اروپا هم خیلی نگران بودند که نکند ایران و آمریکا به توافقی برسند و نقش آنها کم‌رنگ شود. هم از یاد برده بودند که اصل این مذاکرات به درخواست برخی گروهها و جناحها و شخصیتهای عراقی صورت گرفته و خود ایران به هیچ وجه در راه آن  پیشقدم نبود. این عده می‌گفتند آمریکا به عراق لشکر کشیده و آن را تصرف کرده است و مشکلات زیادی را ایجاد نموده که در نهایت به زیان مردم عراق و تمامیت این کشور تمام می‌شود. ایران هم قوی است و قدرت نفوذ دارد و تاکنون اقدامهایش برای بهبود وضعیت عراق بوده است. بهتر است این مذاکرات صورت بگیرد تا آمریکا برای حل این مشکلات در عراق به سراغ نیروهایی در منطقه نرود که هیچ نیت خیری برای عراق و مردمش ندارند. مذاکرات انجام وسایلی مطرح شد و طرف ایرانی حتی پیشنهاد داد کمیته‌ای سه جانبه (عراق و ایران و آمریکا) برای بررسی مسایل امنیتی عراق تشکیل گردد تا گامهایی عملی برداشت شود.

این موضوع هم مطرح است که واشنگتن دیر یا زود ناچار است نیروهایش را در عراق چنان تغییر آرایش دهد که افکار عمومی خسته خود را متقاعد سازد ارتش آمریکا از عراق تا حد قابل توجهی خارج شده است. اگر چنین تغییری صورت گیرد، خلایی در عراق پدید می‌آید که ایران به سبب سابقه تاریخی و دینی و فرهنگی و سیاسی و داشتن روابط با بیشتر مردم عراق، تا حد زیادی آن را پرخواهد کرد. آمریکا نمی‌تواند این نفوذ را نادیده بگیرد. بخش عمده گزارش توصیه‌ای «پیکر  ـ همیلتون» به دولت آمریکا نیز همین موضوع است. بنابراین، مذاکرات با ایران، هم خواست بسیاری از گروههای عراقی است و هم محافل تأثیرگذار آمریکایی در دو حزب جمهوریخواه و دمکرات از آن حمایت می‌کنند. با این همه، دولت آمریکا از سیاستی کهنه و نخ‌نما پیروی می‌کند که قبل از حضور برسر میز مذاکرات می‌خواهد دست خود را قوی و برگه‌های خود را برای فشار بیشتر کند؛ ولی روشن نیست که این سیاست به پیشرفتی در مذاکرات بینجامد. چنین اقدامهایی ممکن است طرف ایرانی را بیشتر متقاعد کند که دولت بوش در پی حل مشکلی از مشکلات عراق حتی طبق توصیه‌های «‌بیکر ـ همیلتون» ‌نیست. در واقع ادامه چنین سیاستی از جانب آمریکا موجب برهم خوردن حداقل اعتمادی می‌شود که برای رسیدن به توافق لازم است. اگر دور جدیدی از مذاکرات قرار است به دعوت دولت عراق برگزار شود، در همان سطح سفیران دو کشور در عراق خواهد بود، ولی برای موفقیت باید به بحثها و موضوعات عمیقتری بپردازد تا به «مذاکراه برای مذاکره» تبدیل نشود.

پرسش اصلی این است که جعل چنین داستانهایی «سخیفانه» دال بر مشارکت ایران در عملیات ضدآمریکایی در عراق، آیا ایران را به ادامه مذاکرات ترغیب می‌کند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات