چارلز گرانت / ترجمه: مسعود حبیبی
یکی از بزرگترین چالشهایی که اتحادیه اروپا با آن روبهرو است دستیابی به یک مصالحه موقت با دو کشور همسایه بزرگ و مهم است. راهی که اتحادیه برای این چالش انتخاب خواهد کرد ویژگیهای اتحادیه را در آینده ترسیم میکند. اگر اتحادیه نتواند یک سیاست مشترک موثر و منسجم را در مورد روسیه توسعه دهد تلاش برای ساختن یک سیاست امنیتی و خارجی مشترک ناکام خواهد ماند و اعتبارش را از دست میدهد.
اگر اتحادیه تقاضای عضویت ترکیه را رد کند اعتبار و نفوذش نه تنها در میان کشورهای مسلمان بلکه در همه جا کاهش خواهد یافت. همچنین اگر اتحادیه اروپا نتواند یک رفتار مناسب با ترکیه و روسیه داشته باشد ممکن است که این دو کشور را به طور ناخواستهای به طرف یک ائتلاف ضداروپایی سوق دهد. ظاهرا روسیه و ترکیه اشتراکات زیادی با هم دارند، هر دو در میان آسیا و اروپا قرار دارند و از دل امپراتوریهای چند قومی سر برآوردهاند و در هر دو نوسازی اقتصادی سریع نخبگانی بسیار ثروتمند و نابرابریهای اجتماعی ـ اقتصادی بسیاری را سبب شده است. پایتختهای فرهنگی متمایل به غرب در هر دو کشور (استراسبورگ و استانبول) برای نفوذ و مقام با پایتختهای سیاسی (آنکارا و مسکو) دارای جهتگیری داخلی در رقابتند. اساسیتر اینکه هر دو کشور در مورد هویت اروپایی با سنتگرایان که معتقدند نگاه به شرق به جای غرب باید در اولویت باشد در رقابتاند. برای مثال، اخیرا رهبران روسیه هشدار دادهاند که اگر اتحادیه اروپا یک نگرش ائتلافی در پیش نگیرد آنها در مورد تحویل گاز و اتحاد سیاسی تنها در چارچوب آسیا عمل خواهند کرد. در ترکیه نیز طرفداران رابطه نزدیک با روسیه، خاورمیانه و آسیای مرکزی که در سالهای اخیر به طور نسبی ساکت بودهاند در صورت عدم پذیرش عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا از نو احیا خواهند شد. در هر دو کشور ناسیونالیسم شدید، تدافعی و گاها خیالی هیچگاه پوشیده نبوده است و اکثر روسها از دست رفتن امپراتوری در دوره گورباچف را به عنوان یک تحقیر ملی مینگرند، آنها همچنین از استراتژی طرفداری از غرب و اقدامات کند و تاخیری یلتسین در دهه 1990 تاسف میخورند. در مقابل از بالا بودن قیمت نفت و تلاش برای نظم و ثباتبخشی پوتین که دوباره به تقویت رژیم و پایداری بینالمللی آن میانجامد، خوشحال هستند. شخصیتهای ارشد در مدیریت امنیتی روسیه ناتو را به عنوان یک سازمان کینهمحور با نگرش و عقلانیت ضدروسی میبینند که هدفش در احاطه هر چه بیشتر روسیه و تقویت و تشویق جدایی و شکاف در بین ائتلافهای آن است. امپراتوری ترکیه مدتها قبل از بین رفته بود ولی غم و غصه دهه 1920 هنگامی که چند کشور اروپایی به ترکیه حمله کردند هیچگاه فراموش یا نادیده گرفته نشده است هنگامی که یک فرد غربی یک ترک را به خاطر اینکه کشورش نتوانست به خاطر کشتار ارمنیها در ترکیه 1915 معذرتخواهی کند مورد سرزنش قرار میدهد یا پیشنهاد غربیها به ترکیه مبنی بر استقلال کردها، این تصور را در نزد ترکها شکل میدهد که غربیها در پی احیای شکافهای قدیمی برای شکستن اتحاد ملی هستند. در مقابل ترکها، غربیها را به تعصبات نژادی و مذهبی متهم میکنند. البته خیالات و تصورات روسها و ترکها به طور نسبی قابل توجیه است: اینها مردمانی در غرباند (بیشتر در واشنگتن تا در اروپا) که به دنبال ایجاد تفرقه و شکاف روسیه هستند در حالی که یک اقلیتی از اروپاییهای غربی (شامل پاپ) از اتحادیه اروپا تقاضا دارند تا به عنوان یک کلوپ مسیحی ظاهر شود.
وحدت ملی به عنوان یک دکترین قدرتمند در هر دو کشور که به وسیله سرویسهای امنیتی هدایت میشود، نگریسته میشود، نیروهای خارجی به تلاش برای جدایی کردها و چچنها متهم میشوند در ترکیه بسیاری از مردم فکر میکنند که اگر کردهای جداییطلب از مواهب دولتی بیشتری برخوردار شوند کشور به سوی گسستگی خواهد رفت. در روسیه هر کسی که صحبت از حل مسالمتآمیز یا از طریق مذاکره مساله چچن کند به عدم میهنپرستی متهم میشود، هر دو کشور اتحاد طبیعی خود را با همسایگانشان از دست دادهاند و نمره منفی در ایجاد ائتلاف و اتحاد با دیگر همسایگانشان به خود اختصاص دادهاند. روسیه نتوانسته اکراین، گرجستان و مولداوی یا دولتهای بالتیک را راضی نگه دارد و این مناطق را بیشتر به عنوان حوزههای نفوذ خود در نظر میگیرد تا به عنوان کشورهای مستقل. اقدام روسیه مبنی بر بایکوت نوشیدنیهای گرجستان و مولداوی و موادغذایی اکراین صدمه جدی به قدرت نرمافزاری روسیه در میان همسایگانش زده است. ترکیه نیز اگرچه در سالهای اخیر خود را به ایران و یونان نزدیک کرده است ولی هنوز نتوانسته با ارمنستان به توافق برسد.
روسیه و ترکیه به احتمال زیاد مدرنترین دولتها در آسیا هستند. از نظر «رابرت کوپر»، دیپلمات اتحادیه اروپا این دو کشورهایی تمرکزگرا و ناسیونالیست هستند که در مقابل هرگونه واگذاری قدرت و اقتدار به مناطق خودمختار در درون خود یا نهادهای بینالمللی خارج از خود مقاومت نشان میدهند. در مقابل دولتهای پستمدرن اتحادیه اروپا قدرت را از یک طرف به نهادهای بینالمللی بالاتر از دولت خود و از طرف دیگر به مناطق نسبتا مستقل پایینتر از دولت خود واگذار کردهاند. خلاصه اینکه مدرنیسم روسیه و ترکیه ادغام آنها را در اتحادیه اروپا با مشکل مواجه میسازد. ترکیه مذاکرات اولیه را برای عضویت شروع کرده حال آنکه روسیه چنین تقاضایی را نداشته و خواستار پیوستن به این اتحادیه نیست (روسیه کمتر از ترکیه پایبند دموکراسی است و چنین تقاضایی را نمیپذیرد). نخبگان سکولار ترکیه چنین دسترسی را به عنوان کاملتر شدن هر چه بیشتر چشمانداز غربی شدن آتاتورک پایهگذار ترکیه مدرن میدانند (به عنوان راهی برای حفظ وجهه سکولار کشور در مقابل تهدید اسلامگرایان) همچنین برای حفظ غرور ملی (چرا که عضویت یونان ضرورت عضویت ترکیه را به دنبال دارد) در این حین اسلامگرایان در دولت وابسته به حزب عدالت و توسعه دسترسی به اتحادیه اروپا را به عنوان راهی برای تضمین این نکته که قدرت نظامی نمیتواند در سیاستها و برنامههای آنها خللی ایجاد کند، مینگرند. رهبران روسیه اعتقاد دارند که کشورشان یک قدرت بزرگ است پس ضرورتی برای پیوستن به اتحادیه اروپا نمیبینند. این تفاوت بین روسیه و ترکیه میتواند به صورت خیلی ملایم کمتر شود، چرا که مشکل قبرس احتمالا مانعی بر سر مذاکرات با اروپا برای ترکیه باشد چرا که هرگونه خللی در این مذاکرات، ناسیونالیستهای ترکیه را تقویت میکند. در نتیجه در ادامه ترکیه ممکن است همچون روسیه همکاری با اتحادیه اروپا را در چارچوبی به مراتب کمتر از عضویت و ادغام ادامه دهد. روسیه در حال حاضر آمادگی ارائه یک پیشنهاد همکاری بسیار مساعد و دوستانه با ترکیه پذیرش نشده به وسیله اتحادیه اروپا را دارد، روسیه امروزه بعد از آلمان به عنوان دومین شریک تجاری ترکیه به حساب میآید و این سطح تجارت از طریق دو راه مواصلاتی اصلی به بیش از 20 میلیارد دلار در یک سال میرسد، امروزه بیش از 2 میلیون توریست روسی سالانه از ترکیه دیدن میکنند. هر دو کشور نسبت به تلاشهای آمریکا برای ارتقای دموکراسی در منطقه مظنون هستند. در هر دو کشور گروههای تروریستی (چچنها در روسیه و کردها در ترکیه) با ممنوعیتها و تحریمهای اساسی روبهرواند. هر دو کشور این حقیقت را دوست دارند که یکی نمیتواند دیگری را به خاطر عدم رعایت حقوق بشر مورد سرزنش قرار دهد، پرزیدنت پوتین و نخستوزیر اردوغان تنها در سال گذشته چهار بار همدیگر را ملاقات کردهاند. نهایت امر اینکه ناسیونالیسم و احساسات ضداروپایی در حال شکوفا شدن در هر دو کشور است و اگر این گرایش همچنان ادامه یابد روسیه و ترکیه مشکل عمدهای برای اتحادیه اروپا خلق خواهند کرد؛ بنابراین اتحادیه برای از سرگیری مجدد تلاشها برای کشاندن این دو کشور به طرف سیاستهایش و مشغول کردن آن دو در چارچوب اتحادیه نیاز به تلاش مضاعف دارد حتی اگر به این قیمت تمام شود، که همانطوری که امید میرود ترکیه قدرت خود را برای ادامه درخواست عضویت خود در اتحادیه اروپا افزایش دهد.