علیرضا صادقی
مذاکرات تهران - واشنگتن درباره عراق در 7 خرداد 1386 میان حسن کاظمی قمی سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق و رایان کراکر همتای آمریکایی خود انجام شد. گرچه این دیدار دستاوردهای ظاهرا قابلتوجهی را در بر نداشت، اما آغاز سرفصلی جدید در شکلگیری، استمرار و تداوم روند مذاکرات ایران و آمریکا در مسایل عراق شد. دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در حالی قرار است این هفته برگزار شود که باب مذاکره جدی میان ایران و آژانس با نشست اخیر معاونان البرادعی و علی لاریجانی در تهران مجددا باز شده و ایران اجازه داد تا بازرسان آژانس از تاسیسات هستهای اراک بازدید نمایند. مسالهای که از مدتها قبل متوقف شده بود. این در حالی است که تحولات کنونی عراق با نوعی فرقهگرایی، بحران، جنگ داخلی و توطئه منطقهای در جهت سرنگونی دولت نوریالمالکی همراه شده است، دولتی که دموکراتیک و منتخب مردم عراق است. حفظ و تقویت دولت نوری المالکی و برگشت آرامش به کابینه وی خواست مشترک تهران و واشنگتن است. تهران از ساختار فعلی حاکمیت، کاهش بحران فعلی داخلی عراق و منطقه و نیز برقراری امنیت در عراق دفاع میکند و در همین راستا است که حسننیت برای مذاکره دارد و از سوی دیگر آمریکا برای حل و فصل بحران امنیتی عراق دچار سردرگمی است. مسالهای که بوش را وادار کرده است از کنگره به دلیل عدم تصویب بودجه درخواستی او برای ماندن در عراق به دلیل تعطیلات انتقاد نماید.
رییسجمهور آمریکا میگوید: "من تقاضا دارم گفتوگوهای جدی درباره جنگ عراق صورت گیرد زیرا نتیجه این جنگ هر چه باشد تاثیر مستقیم و عمیقی بر کشور ما خواهد داشت. شکست ما در عراق این فرصت را به تروریستها میدهد که با اداره فعالیتهای تروریستی عراق را به پناهگاهی امن برای خود تبدیل کرده و با استفاده از منافع نفتی آن دست به نقشههای شوم خود بزنند. اینرا باید همه بدانند که شکست در عراق حتی ما را مجبور میکند با وجود خطرات بیشتر و هولناکتر نیروهای بیشتری را در آینده به این کشور بفرستیم." سخنان بوش و انتقاد او از کنگره در زمانی بیان میشود که 250 عضو سازمان القاعده در خیابان المقدادیه از شهرهای استان دیالی عراق با رژه نظامی قدرتنمایی میکنند و از سوی دیگر وزارت دفاع آمریکا "پنتاگون" اعتراف کرده است که شمار حملات افراد مسلح در عراق علیه نیروهای آمریکایی و نیروهای امنیتی عراق در ماه ژانویه گذشته به بالاترین سطح خود یعنی 177 حمله رسیده است. شرایط حاکم بر عراق و منطقه نشان میدهد که آمریکاییها در پذیرش مذاکرات با ایران به این نتیجه رسیدهاند که امنیت عراق، منطقه و خاورمیانه را نمیتوان با قراردادهای، دو جانبه امنیتی با کشورهای منطقه، اعزام نیرو و ناو جنگی تامین و تضمین کرد. درک این واقعیت گرچه بعد از گذشت قریب به سه دهه برای آمریکاییها به دست آمده است، ولی میتواند آغازی جدید در تحولات خاورمیانه و منطقه تلقی گردد. آمریکاییها اگر تاریخ را چهار دهه به عقب ورق بزنند بدون شک در درک جدید خود از واقعیتهای منطقه و خاورمیانه مصممتر خواهند شد. زمانی که نیکسون رییسجمهور آمریکا در سال 1972 نقش ژاندارمی منطقه را به شاه ایران واگذار کرد، شاید به این درک امروزی رسیده بود که نمیتوان نقش کشور قدرتمند ایران را در حل و فصل مناقشات منطقه نادیده گرفت.
امری که با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و با برخورداری ایران از ارزشهای انقلاب اسلامی جایگاه جمهوری اسلامی را حتی فراتر از قدرت منطقهای تعریف و تفسیر نمود و شاید عدم پذیرش واقعیتهای غیر قابل انکار امروز سبب شد که بوش از حل بحران امنیتی عراق به شدت نگران باشد. واشنگتن امروز به این نتیجه رسیده است که کلید حل معمای عراق در دست تهران است. بنابراین ضرورت دارد از فشار به شورای امنیت ملل متحد برای اتخاذ تصمیمات شتابزده علیه جمهوری اسلامی ایران دست بردارد و بپذیرد که تهران میتواند مرکز دیپلماسی خاورمیانه شود و این مرکزیت دیپلماسی در توان هیچ کشور دیگری در خاورمیانه نیست. بنابراین واشنگتن که در استراتژی سیاست خارجی خود برای مقابله با تروریسم تلاش میکند باید بپذیرد که این امر از طریق همکاری بینالمللی و کشورهای مهم و تاثیرگذاری همانند جمهوری اسلامی ایران ممکن است. موضوعی که از ابتدای روز ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت علاوه بر اینکه خلاف قوانین آژانس محسوب میشد بهنوعی باعث افزایش بیاعتمادی و فشار سیاسی طرفین بر ایران شد. اقدامی که سبب شد سیاست خارجی ایران را تهاجمیتر، رادیکالتر و مصممتر نمایند امری که آمریکاییها نباید به آن دامن بزنند. یقیناً نشست دوم بغداد علاوه بر اینکه میتواند در حل و فصل بحران امنیتی و سیاسی عراق موثر واقع گردد، میتواند مقدمهای برای نشست سوم ایران و آمریکا در خصوص درک واقعبینانه واشنگتن از توان فوقالعاده جمهوری اسلامی ایران در حل و فصل مسایل منطقه و خاورمیانه تعبیر گردد و در آینده بتواند زمینهساز حل و فصل اختلافات ریشهدار گردد.