1- حدود هزار سال از سابقه حوزههای علمیه میگذرد که نشان میدهد روی استقلال تاکید دارند و مصلحت نمیبینند که به هیچ حکومتی وابسته باشند؛ حتی جمهوری اسلامی که مورد تایید آنان است. حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز تاکیدی فوقالعاده بر استقلال حوزه و عدم دخالت ارکان حکومت در امور حوزه داشتند. ایشان بارها فرمودند که حوزههای علمیه باید توسط مراجع عظیمالشان تقلید اداره شوند و حوزههای علمیه در شهرستانها نیز باید توسط علمای بلاد اداره شوند، نه حکومت. البته این مساله با حمایتهای مادی و معنوی دولت و مجلس از این نهاد منافات ندارد، اما به هیچوجه نباید حکومت در امور حوزهها و مراجع تقلید دخالت کند.
باتوجه به این مساله، حوزه و مراجع تقلید در جامعه ما دارای جایگاه ویژهای است. چرا که جامعه ما جامعهای دینی است و مردم دارای خمیرمایه دینی و مذهبی هستند و به تبع آن از مراجع تقلید حمایت و تقلید میکنند و دستور آنان را دستور خداوند میدانند. این امری مهم است که شخصی در میان مردم اینچنین جایگاهی داشته باشد و مردم به دستور و فرمان او احترام بگذارند.
از سوی دیگر حکومت جمهوری اسلامی است. بدین معنا که مردم، سیاسیون و همه ارکان حکومت باید خود را با سه دایره اعتقادی، اخلاقی و فقهی و احکام شرعی تطبیق دهند که این سه دایره از سوی مراجع تقلید ترسیم میشود. مراجع و حوزههای علمیه ما را در اثبات مسائل اعتقادی کمک میکنند و در زمینه اخلاقی و فقهی نیز دقیقا محتاج آنان هستیم. لذا حکومت باید در این مسائل به مراجع و حوزههای علمیه رجوع کند. حتی نظر فقهای شورای نگهبان نیز برای تطبیق قانون با شریعت ملاک نیست، بلکه نظر مراجع تقلید مهم است. از این رو تمامی فعالیت سیاسی و حکومتی نیازمند حوزههای علمیه و مرجعیت دین و شیعی است. مراجع تقلید به دلیل ارتباط با مردم و مسائل دینی و معنوی نیازی به حکومت ندارند. بلکه ارکان حکومت نیازمند آنان هستند و باید از آنان بدون دخالت در امورشان حمایت کنند. البته یکی از اشتباهات و آفات ارتباط سیاسیون با مراجع و حوزههای علمیه این است که آنان در دست جناح خاص سیاسی قرار گیرند؛ یعنی اینکه یکی از جناحهای سیاسی جمعی از طلاب را سازماندهی و از آنان یا مراجع تقلید به عنوان وسیلهای برای تقویت جناح خود استفاد کنند. این امر ظلمی در حق مراجع تقلید و حوزههای علمیه است که حتی حکومت و دولت نیز نباید به خود اجازه چنین اقدامی را بدهد. بنابراین سیاسیون به مراجع تقلید به دلیل احاطه به مسائل شرعی نیازمند هستند. همچنین به دلیل اینکه مردم مقلد مراجع تقلید هستند، حکومت مردمی باید به تکیهگاه مردم نیز توجه کند. از سوی دیگر مراجع و حوزههای علمیه در زمینههای خاص کارشناس و متخصص هستند و حکومت و سیاسیون باید در این زمینهها به نظر آنان توجه کنند.
2- درباره ارتباط اصلاحطلبان با مراجع تقلید و قم باید میان تعامل رئیس دولت اصلاحات و رئیس مجلس اصلاحات و سایر اصلاحطلبان تفاوت قائل شد. آقای خاتمی در دورهای که رئیسجمهور بودند با قم مرتبط و سعی میکردند از دیدگاه علما مطلع باشند و هراز چندگاهی به قم سفر میکردند. آقای کروبی نیز علاوه بر مسوولیت حکومتی یک وجه حوزوی خاصی داشته و دارند و همواره این وجه آخوندی را حفظ کردهاند و این ارتباط، ارتباطی 28 ساله پس از انقلاب تاکنون بوده است. ایشان دفتری را در قم به امور طلاب و توزیع شهریه بین آنان اختصاص دادهاند؛ اگر چه شهریه ایشان در حد مراجع تقلید نیست. همچنین در این دفتر به مشکلات طلاب رسیدگی میشود و کمکهای مالی و معنوی به آنان صورت میگیرد.
البته در کلیت اصلاحطلبان در ارتباط با قم و علما ضعف وجود دارد. اگر چه اصلاحطلبی از مساجد و روحانیت آغاز شد و انگیزه دینی در آن دخیل بود، اما متاسفانه فضایی به وجود آمد که تعدادی انگشتشمار سوار بر موج شدند. این تعداد به مطالبات مراجع تقلید و حوزههای علمیه بیتوجهی کردند و گاهی رفتار آنان با نگرانی مراجع تقلید رو به رو شد؛ از جمله برخی اعمال در مجلس ششم. عدم توجه به حساسیت حوزه و بیوت مراجع باعث ناشناخته ماندن برخی مسائل جریان اصلاحطلبی و سوال برانگیز شدن آنان نزد علما شد. به گونهای که گاهی آقای کروبی و خاتمی جوابگوی این رفتارها نزد مراجع میشدند.
3- در مورد ارتباط دولت نهم و مراجع تقلید نیز با وجود شعارهای اصولگرایانه و دفاع از حفظ ارزشها، اشتباهاتی صورت گرفته است؛ این اشتباهات به مراتب از اشتباهات معدودی از اصلاحطلبان بزرگتر بوده است. طی این دو سال دولت نهم، صحبتهایی از سوی شخص رئیسجمهور یا معاونان و مشاوران ایشان بیان شده که موجب توهین به مراجع تقلید و حوزههای علمیه شده است. این مسائل به گونهای بود که حتی برخی از مراجع اجازه ملاقات به هیچ کدام از دولتیها را ندادند که با وساطت جناب آقای هاشمی بالاخره آقای احمدینژاد موفق به ملاقات با مراجع شد. بنابراین اگر برخی از اصلاحطلبان به مرجعیت و حوزهها بیتوجهی کردند، آنان توهین و جسارت کردند. علاوه بر این دولت نهم گاهی وارد تخصص مراجع شده است و اقدام به صدور فتوا و دخالت در مسائل شرعی میکند.
البته دولت مدعی است که با بخشی از حوزه ارتباط تنگاتنگی دارد و یکی از بزرگان و اساتید حوزه تکیهگاه و مغز متفکر دولت به حساب میآید. دولت باید بداند که ایشان فردی از مجموعه حوزه علمیه هستند؛ آن هم تفکراتی متفاوت با سایرین که نه مراجع تقلید این تفکرات را قبول دارند، نه این تفکرات با اندیشه امام(ره) مرتبط است. بلکه این تفکرات با تفکر انجمن حجتیه نزدیک است تا تفکر و اندیشه حضرت امام. لذا ارتباط دولت با این تفکرات سوال برانگیز و مشکلآفرین است.
4- اصلاحطلبان در آستانه انتخابات مجلس هشتم باید اشتباهات گذشته خود را ادامه ندهند و با مردم، مراجع تقلید و حوزههای علمیه مرتبط شوند تا ضایعات گذشته و اشتباهات اصولگرایان را مرتکب نشوند.
حزب اعتماد ملی و شخص جناب آقای کروبی ارتباط تنگاتنگی با قم و مراجع تقلید دارند. دفتر آقای کروبی در قم در این زمینه فعال است و شاخه روحانیون حزب اعتماد ملی بیشترین فعالیت را در قم انجام میدهد و چندین همایش برای طلاب در قم و سراسر کشور برگزار کرده است. البته امیدواریم حزب اعتماد ملی بیش از گذشته از نظرات مراجع تقلید استفاده کند و نگاه کارشناسانه مدرسان حوزه را به کار گیرد.