جبهه ملی اول در سال 28 تشکیل شد. زمانی که دکتر مصدق به همراه جمعی از فعالان سیاسی آن دوره در دربار مشخص شدند و نسبت به دخالت ارتش در انتخابات انتقاد داشتند، این اتفاق افتاد. آنان با شاه ملاقات کردند و شاه صریحا به آنان گفته بود که ما در انتخابات دخالت خواهیم کرد، برای اینکه حزب توده آنقدر قدرتمند است که کرسیهای مجلس را به دست خواهد گرفت.
مصدق پس از آن دیدار، از دربار خارج شد و اعلام کرد که ما هم حزب تشکیل میدهیم. پس از این اعلام گروههای متفاوتالعقیده در این جبهه برای دو هدف یکی حل مساله نفت (البته در آن در زمان ملی شدن صنعت نفت مطرح نبود) و دیگری انتخابات آزاد، دور هم جمع شدند. اساسنامه این جبهه را دو نفر به نامهای «محمدرضا حلالینائینی» و «عمیدینوری» نوشتند.
جلالینائینی مدیر روزنامه «کشور» خویشاوند حسین فاطمی، رئیس کانون وکلای آن دوره، سناتور قبل از انقلاب و عضو فراماسونرها بود. عمید نوری نیز مدیر روزنامه «داد» بود که دامادش «مصطفی الحوتی» عضو ارشد حزب رستاخیز و قبل از آن از سمپاتهای حزب توده که در زمان حکومت زاهدی مشاور یا معاون نخستوزیر بود. جبهه ملی، متشکل از گروههای باستانگرا ـ ملیگرای تند، سوسیال دموکراتهای حزب ایران، مذهبیهای تند همچون فداییان اسلام و طرفداران آیتالله کاشانی بود که جبههای ناهمگون را شکل داده بودند. در انتخابات اول دوره شانزدهم جبهه ملی به هیچ موفقیتی دست نیافت و کاندیداهای این جبهه همچون مصدق، کاشانی، مکی، حائریزاده، نرمیان، علی شایگان و عبداللهی آزاد رای نیاوردند. چرا که ارتش صندوقها را که در مدرسه سپهسالار بود شبانه تصاحب کرد و فردای آن روز با تعویض صندوق این کاندیدا نامی از آنان نبود. در مقابل این اقدام، فداییان اسلام، هژیر را در 12 محرم 1328 ترور کردند و پس از کشته شدن هژیر اعلام شد که این اتفاق به دلیل تغییر آرا بوده است. این امر باعث شد که انتخابات مجلس در تهران باطل و بار دیگر انتخابات برگزار شود که هشت نفر از کاندیداهای مورد حمایت جبهه ملی رای آوردند.
لذا علی منصور، نخستوزیر با کاشانی که در لبنان تبعید بود تماس میگیرد و از او میخواهد به ایران باز گردد. ترور هژیر توسط فداییان، توسط آیتالله طالقانی در 14 اسفند 57 بر سر مزار مصدق نقل شده و اقدام انقلابی فداییان ستوده میشود. در ابتدای آن دوره مجلس هنوز بحث «ملی شدن صنعت نفت» مطرح نبود که آیتالله کاشانی منبریها را به شهرستانهای مختلف فرستاد و آیتالله خوانساری اعلامیهای صادر کرد و این بحث جدی شد. اما رزمآرا در مجلس علیه این مساله سخنرانی کرد که در 11 اسفند 29، سیدعبدالحسین واحدی مرد شماره دوم فدائیان در مسجد شاه اعلام کرد که اگر رزمآرا بر این مساله اصرار کند سرانجامش همچون هژیر خواهد شد.
16 اسفند رزمآرا کشته میشود و 17 اسفند مصدق ملی شدن صنعت نفت را در کمیسیون نفت مجلس مطرح میکند. 23 اسفند در مجلس ملی رای میآورد که در 29 اسفند در مجلس سنا تصویب میشود. جبهه ملی دوم بار دیگر پس از 28 مرداد به دبیر کلی الهیار صالح تشکیل میشود. که تا سال 40 ادامه مییابد. در سال 37 الهیار صالح از دکترین ایزنهاور، دفاع و آن را قبول میکند و آن دخالت نظامی آمریکا در کشورهای دیگر بود. در سال 40 جبهه ملی به دنبال بازشناسی تشکیلاتی میافتد که با مشکل روبهرو میشود و مذهبیها همچون نهضت آزادی جدا و مستقل میشوند. پس از سال 42 دیگر جبهه ملی فعالیت جدی ندارد که حتی در برابر قیام 15 خرداد و تظاهراتهای مردمی هیچ اعلامیهای صادر نکرد. با این حال در سال 44، جبهه ملی سوم تشکیل میشود که «کریم سنجابی» از اعضای موثر آن بود. اما تا انقلاب 57 هیچ اقدامی انجام ندادند. پس از انقلاب با روی کار آمدن دولت بازرگان، برخی اعضای این مجموعه در دولت وارد میشوند که بسیار بد عمل کردند.
به عنوان مثال «سنجانی» به عنوان وزیر امور خارجه دولت موقت در رابطه با قرارداد «کمپ دیوید» آنقدر کوتاه آمد که امام(ره) خودشان رابطه ایران و مصر را قطع کردند. حتی آنان در رابطه با قصاص، قانون اسلام را زیر سوال بردند که مردم شعار میدادند: «ملیها کوشند؛ تو سوراخ موشند.» اشکال آنان این بود که باستانگرا بودند وخود را با قوانین جمهوری اسلامی تطبیق نمیدادند و نمیدهند. امام، رهبر آنان «مصدق» را مسلم نمی دانست و عقاید آنها با نظام در تضاد بود. آنان لائیک و سکولار هستند که هیچ فعالیتی در عرصه سیاسی چه قبل از انقلاب از سال 40 به بعد تا حال از آنان دیده نشده است.