1ـ در منطق عملی امام(ره) وظیفهشناسی اصل بود؛ یعنی انسان باید در هر شرایطی وظیفه خود را تشخیص و آن را شجاعانه و بدون توجه به عوارض احتمالی انجام دهد. این شاخصه مهم و بارز حضرت امام در احیای منطق عملی اسلام بود.
2ـ در باب وظیفه دو پایه مهم مطرح میشود؛ اول، تشخیص درست وظیفه و دوم، صداقت و شجاعت در قیام به انجام آن، چه بسا افراد در مقاطعی وظیفه حقیقی خود را تشخیص میدهند، اما به علت تعلقات دنیایی و منافع شبکهای یا ترس از جان و مال وغیره برای عمل به وظیفه قیام نمیکنند والبته به ناچار توجیهاتی را هم تمهید میکنند. در دوران حاکمیت طاغوت در کشور، نمونههای فراوانی از پدیده وظیفهگریزی را شاهد بودهایم و پس از انقلاب نیز! تشخیص درست وظیفه بسیار مهم است؛ هر گونه خطا یا اعوجاج میتواند راه یک ملت را تغییر دهد. یک نمونه از این تشخیص بد پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) اتفاق افتاد و در زمان خلافت حضرت علی(ع) یکبار دیگر تکرار شد و در زمان امام حسین(ع) نمونه دیگر و قس علی هذا و متاسفانه کسانی در تشخیص وظیفه به کژراهه رفتند که از متدینین و مشاهیر و مورد احترام بودند.
3ـ اما فهم درست وظیفه خود بر پایههای سهگانهای استوار است:
الف ـ فهم واقعبینانه از وضعیت.
ب ـ حقمداری، یعنی مبنای گزینش اهداف برای عمل و نحوه عمل همه باید بر اساس معیارهای حقمدارانه باشد.
ج ـ مصلحتاندیشی، یعنی کشف راهی که بهترین و بیشترین نفع و کمترین ضرر را برای اسلام و مقاصد اسلامی و ملت و منافع ملت در برداشته باشد و آن را مبنای کار قرار دادن.
4ـ مصلحتاندیشی در عمل به همان اندازه شجاعت میخواهد که برخی با عنوانهای دیگر از قبیل حقیقت محوری و امثال آن تعبیر میکنند! چه بسا ممکن است مصلحت دقیقا چیزی را که دل انسان میپسندد و دوست دارد، نفی کند و انسان جام زهر یا تلخیهای متناسب دیگر را به خاطر وظیفه مبتنی بر مصلحت، تحمل کند. حضرت امام خمینی(ره) در تمام طول رهبری خود چه در امر جنگ و چه در سایر امور کشور هیچ لحظهای از مصلحتاندیشی فارغ نبودند. مفهوم مصلحت در نظام ما هم اکنون به صورت مفهومی دقیق درآمده و در قانون اساسی جایگاه رفیعی دارد و یک عنوان رایج عامیانه به معنای فرار از وظیفه نیست که در قبال حقیقتگرایی به معنای وظیفهشناسی قرار گیرد.
5ـ مقام معظم رهبری با شناختی که حقیر از آن بزرگوار دارم نه تنها از نقد، پروایی ندارند بلکه اولین کسی هستند که از آن استقبال میکنند. ایشان فرزند معنوی حضرت امام و خلف صالح آن بزرگوار هستند. دوران رهبری ایشان همراه با ویژگیها و خصوصیاتی است که تثبیت قانون اساسی یکی از مهمترین آنهاست. ایشان پرچمدار قانونگرایی هستند و این امر را تا مرز محدود کردن خود نیز پیش میبرند و حتما دوستان مطالبی که بین حضرت امام(ره) و ایشان در این زمینه رد و بدل شده است، به یاد دارند. این هم نوعی وظیفهشناسی بر اساس مصلحتاندیشی است؛ یعنی با اذعان به وسعت بیشتر حدود ولایت فقیه بر اساس مبانی فقهی از آنچه در قانون اساسی را مبنا قرار دادهاند. لذا یکی از ویژگیهای برجسته رهبری ایشان این تاکید خاص بر قانون اساسی و قانونگرایی است که توانسته است در این دو دهه گذشته نهاد رهبری را به دژ مستحکم پاسداری و صیانت از قانون اساسی مبدل سازد.
6ـ ویژگی دوم دوران رهبری حضرت آیتالله خامنهای، تثبیت نهاد رهبری بر مبنای قانون اساسی است. لازم به ذکر است که در دوران رهبری حضرت امام(ره) به خاطر نقش تاسیسی ایشان و مرجعیت و نفوذ معنوی که داشتند، امام رهبری به عنوان یک نهاد تحت تاثیر قرار گرفته بود، تا بدانجا که برخی از دوستان اصلاحطلب توصیه میکردند که مقام رهبری را فقط برای امام نگه بداریم و پس از ایشان این نهاد با ریاست جمهوری یکی شود یا به مقامی تشریفاتی تبدیل شود!
چگونه میتوان با نهاد رهبری ـ که نهادی موجه از نظر دموکراتیک و از نظر شارع بلکه ضروری برای ماهیت اسلامی نظامی است ـ چنین معاملهای کرد؟ در دوران رهبری حضرت آیتالله خامنهای، این نهاد به عنوان یک نهاد قانونی جایگاه خود را تثبیت کرده است و از آن مهمتر توسعه یافته و برای تعامل طبیعی خود مکانیسمهای قانونی را به وجود آورده است؛ مانند شورای عالی امنیت ملی و شورای مصلحت نظام.
آنچه باید در توسعه و تثبیت نهاد رهبری مبنی باشد ارتباط از قبیل هشدار، توصیه و دستور نیست، بلکه به وجود آوردن مکانیسمهای تعامل مثبت، مستمر و سازنده است.
7ـ ویژگی سوم رهبری حضرت آیتالله خامنهای تشخیص درست اولویتها و پیگیری و نظارت و حمایت است. نمونه بسیار روشن آن تاکیدات مکرر، صرف وقت، توجه و پیگیری مداوم ایشان در امر توسعه علمی ـ فنی کشور است. به نحوی که میتوان گفت ایشان هم اکنون پرچمدار نهضت علمی کشور هستند، این امر بر اساس یک تشخیص درست است یعنی مرکبی که میتواند کشور ما را با حفظ تمام جهات معنوی و اسلامی از مدار عقبافتادگی خارج کرده و به افقهای افتخارآمیز پیشرفت و توسعه برساند همانا براق توسعه علمی و فنی کشور است. لذا ایشان حرکتی اساسی و جامع را دنبال میکنند که از توسعه و نوآوری در حوزه علوم پایه آغاز میشود و به فناوری جدید میرسد و ضمنا هرگز نمیایسند. تکیه مدام ایشان بر امر «تولید علم» به معنای کشف مبانی جدید و نوآوری در فهم حقایق جهان به عنوان معیار توفیقات علمی ـ یعنی دستاوردهایی که در دنیا و در میان اصحاب هر فن قابل عرضه بوده و به دور از عوامفریبی و خودفریبی و اغراقهای متداول باشد، از میزان اهتمام ایشان به امر توسعه علمی ـ فنی کشور حکایت دارد و این مساله نوید آن را میدهد که نهاد رهبری خطوط حیاتی توسعه کشور را به رغم انتخابات و تغییر مدیریتها که خود از برکات نظام اسلامی است ـ با مشی مستمر پاسداری میکند و بعد جدیدی از تثبیت و کارآمدی نهاد رهبری را عرضه کند. البته آنچه برشمردیم برخی ویژگیهای قابل توجه دوران زعامت حضرت آیتالله خامنهای است و جهات مهم دیگری نیز وجود دارد که باید بحث درباره آنها را به فرصت دیگر محول کرد. از خدای سبحان میخواهم که سایه مبارک وجود ایشان را بر سر ملت ایران و امت اسلامی مستدام بدارد.