سیدمهدی لنکرانی
مصر به دلیل موقعیت جغرافیایی و ژئوپولوتیک حساسی که در آفریقا و خاورمیانه برخوردار است، توانسته مورد توجه قدرتهای بزرگ بویژه آمریکا قرار گیرد. در شرایطی که مصر از این اتحاد برای اهداف سیاسی، اقتصادی و حتی حضور در معادلات جهانی بهرهبرداری کرده است، در برخی مقاطع این روابط با چالشهایی مواجه شده است. بررسی مناسبات قاهره و واشنگتن در طی هفتههای اخیر نشانگر برخی اختلافات و بعضا تنشها در این روابط است که هر چند در ظاهر تاثیر چندانی بر آینده آن ندارد اما در شرایط کنونی به کمرنگ شدن مناسبات منجر شده چنانکه رایس یکی از اهداف سفر به خاورمیانه را احیای روابط با مصر عنوان داشته است. چالشهای موجود در روابط طرفین را در مواضع و عملکرد آنها میتوان مشاهده کرد:
1- در شرایطی که آمریکا وعده یک میلیارد دلار کمک نظامی و 200 میلیون دلار کمک اقتصادی را به مصر داده بود. اما در نهایت به خواست صهیونیستها از اعطای این کمکها خودداری کرده آنها عدم حرکت مصر در مسیر دموکراسی که نقض گسترده حقوق بشر در این کشور را به همراه داشته، احتمال ارسال سلاحهای وارد شده به مصر به سرزمینهای اشغالی فلسطین، بهرهگیری تروریستها از این سلاحها در عراق و منطقه علیه منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایجاد رقابت تسلیحاتی میان کشورهای منطقه که مغایر با خواست تلآویو است، را بهعنوان دلایل عدم پرداخت این کمکها اعلام کردند. اکنون آمریکا برای حل اختلافات با اجرای تعهدات نظامی به مبلغ 13 میلیارد دلار در مدت ده سال در قبال مصر موافقت کرده است.
1- برگ دوم اختلافات آمریکا و مصر را میتوان در اظهارات ابوالغیظ وزیر خارجه مصر در واشنگتن مشاهده کرد وی در دیدار با رایس صراحتا اعلام کرد که قاهره در چارچوب منافع خود حرکت میکند و پذیرنده اعمال فشارهای آمریکا نخواهد بود. در همین حال رایس اعتراف کرد که ایالات متحده در مصر جایگاهی ندارد و مردم با آن مخالفت میکنند.
3- اختلافات پیرامون فلسطین و چگونگی حل بحران آن بخش دیگر چالشها در روابط دو کشور را تشکیل میدهد. تاکید قاهره بر لزوم مذاکره با تمام گروههای فلسطینی برای جلوگیری از تشدید اختلافات که با محوریت حماس صورت میگیرد، مخالفت با توسعهطلبیهای رژیم صهیونیستی و محکوم کردن جنایات آن در غزه، بازداشت و محاکمه دانشمند جاسوس صهیونیستها، افشای اسناد شکنجه 250 سرباز مصری در سال 1967 به دست اشغالگران قدس، از جمله محورهای چالشها میان آمریکا و قاهره میباشد. این امر سبب شده تا امروز واشنگتن در ظاهر هم که شده مصر را در حاشیه تحولات فلسطین قرار داده و بیشتر با برگه اردن حرکت نماید. دیدار بلر بهعنوان نماینده کمیته چهار جانبه از اردن و عدم حضورش در مصر را میتوان بخشی از این سناریو داشت.
با تمام این تفاسیر این نکته قابل ذکر است که مبارک رئیسجمهور مصر در حاشیه این اختلافات تلاش دارد تا امتیازاتی را کسب کند که برگرفته از نیازهای ایالات متحده است.
اولا مبارک در عرصه داخلی با چالش عدم مشروعیت مردمی و عملکرد مخالفان مواجه است. این در حالی است که رویکرد وی به رژیم صهیونیستی و آمریکا از عوامل اصلی این چالشها است. اکنون وی تلاش دارد تا با دوری نسبی از آمریکا بهنوعی افکار عمومی را به خود جلب تا شاید از حجم مخالفتها بکاهد. در نقطه مقابل رضایت واشنگتن را برای سرکوب مخالفان بویژه اخوان المسلمین کسب کند.
ثانیا این حقیقت آشکار است که ایالات متحده برای تحقق اهدافش در خاورمیانه و آفریقا نیازمند همکاری با مصر است. از یکسو در آفریقا کشوری با وزنه مصر برای آمریکا وجود ندارد از سوی دیگر در خاورمیانه نیز عربستان چندان در چارچوب اهداف ایالات متحده گام بر نمیدارد و اردن نیز توانایی و قابلیت لازم برای اجرای طرحهای بزرگ را ندارد. لاجرم واشنگتن چارهای جز رویکرد به قاهره ندارد. در این شرایط مبارک امیدوار است تا با برخی مخالفتها، ایالات متحده را به دادن امتیازات بیشتر وادار سازد که به دلیل سیاستهای آینده آمریکا این امر چندان دور از ذهن نیست. این مهم را در برگزاری نشست شرمالشیخ و حضور رایس در قاهره میتوان مشاهده کرد که پیروزی بزرگ برای مبارک است.
ثالثا رژیم صهیونیستی نیز برای اجرای طرح سازش با اعراب و برخی توسعهطلبیهای منطقهای به مصر نیاز دارد مبارک از شرایط حاکم بر روابط با آمریکا و مصر میتواند برای کسب امتیازات از این رژیم نیز بهرهبرداری کند.
بر این اساس میتوان گفت که تنشهای موجود میان آمریکا و مصر، بیش از هر چیز اقدامی برای کسب امتیازات بیشتر بویژه از سوی قاهره است چرا که طرفین برای استمرار فعالیتها به یکدیگر نیازمند میباشند لذا برای حل اختلافات گام برخواهند داشت. این مهم را در سفر رایس به خاورمیانه و اهدای نقش ارزنده به مصر در تحولات خاورمیانه با مشوقهای نظامی میتوان مشاهده کرد.