بهزاد مهرجو: علینقی خاموشی هر چند بارها وابستگی حزبی خود را منکر شده بود ولی نشانههای تعلق خاطرش به حزب انقلابیون دهه 50 و اصولگرایان کلاسیک دهه 80 بیش از اینها بود: «چه کسی میگوید من حزبی هستم؟ اینها همگی حرفهای بیخودی است. من اگر واقعاً چهرهای حزبی بودم میتوانستم این سالها را در اتاق بازرگانی و با حضور دولتهای مختلف سر کنم. به ما میگویند...! در حالی که ما فرق نکردیم، همانهایی که ما را متهم به سرمایهداری و حتی متهم به طرفداری از سرمایهدار بودن میکردند، حالا از ما جلوتر افتادهاند و به ما میگویند کند و سنتی. من در این سالها راس نبودم، بلکه خدمتگزار بودم. گروهی که تا به حال اتاق را اداره کرده، گروه منسجمی بوده، دوره مرحوم بازرگان، رجایی، دوره نخستوزیری موسوی، دوره اول و دوم آقای هاشمی و دوره اول و دوم خاتمی را اداره کرده و در این مدت هم آیا این وابستگی به حزب است که نشان میدهد با همه اینها کار کردهایم؟ ما ثابت کردهایم که اتاق سیاسی کار نشده است؛ چون اگر سیاسی بود یا سیاسیکاری میکرد، زیر تا بم این مملکت با ما کار نمیکرد. لذا بیان میداریم که اتاق کار سیاسی نکرده است.»
خاموشی در برابر منتقدان تفکرات حزبیاش چنین موضعگیری میکند: «بارها گفتهام که در اینجا اینگونه فکر نمیکنم که مال حزبی هستم یا نه، اما ولو وابستگی به حزبی داشته باشم، این چه حزبی است که همه قبولم دارند و با من کار کردند، آیا غیر از 9 دوره کس دیگری هم بوده؟ حال اگر با «آ» کار میکردم با «ب» چوب لای چرخش میگذاشتم با «س» دوست بودم و با «د» مشکل داشتم، آن وقت حق با شما بود و میشد گفت که من به یک حزب سیاسی نزدیکم. من که خود میگویم به فرض که من وابسته به حزبی باشم، این چه حزبی است که با 9 دولت کار میکند؟ اگر چنین کسی پیدا کردید، تو رو به خدا دست و پاهایش را ببوسید. نه شما، همه ملت بروند؛ که کسی برای حزبی باشد و بعد با 9 دولت که هیچ کدام مثل هم نبودند کار کند، بازرگان با رجایی میخواند یا موسی با هاشمی یا حتی هاشمی با خاتمی یا احمدینژاد؟ پس کسی که با اینها کار کرده، سیاسیکار نبوده است. زمانی به یک خبرنگار گفتم دیدگاههای اقتصادی آن حزبی که میگویید چیست؟ همین گفته کلی دردسرساز شد. من در اتاق نبودم که یک عده را اذیت کنم. خیلیها نمیخواهند من باشم، خسته شدهاند، چهرهام باید برود زیر خاک.»
در میان ایدهپردازان اقتصادی تنها محمدرضا بهزادیان بود که هجرت خاموشی از اتاق بازرگانی را از مدتها قبل پیشبینی کرد. وی روایت میکرد که یحیی آلاسحاق و محمد نهاوندیان را برای جانشینی علینقی خاموشی برگزیدهاند. به باور او عمر خاموشی در اتاق بازرگانی به پایان رسیده بود. از همین روی سیاستمداران بازاری در جستوجوی راهحلی برای گریز از بحران بودند. آنان بهتر از سایرین میدانستند که اصلاحطلبان به سرپرستی محمدرضا بهزادیان و مستحضر به حمایت محمد خاتمی خیز بلندی برای تصاحب اتاق برداشتهاند. از همین روی به موازات اینکه لابیها در بنیاد باران برای تعیین تکلیف آینده اتاق بازرگانی آغاز شد، از سوی دیگر رایزنیها برای تصاحب اتاق بازرگانی کلید زده شد. اسدالله بادامچیان در یادداشتی مفصل به تقدیر از خاموشی، تبریک به نهاوندیان و سرزنش اصلاحطلبان پرداخت. او به صراحت خاموشی را یار دیرینه اصولگرایان قلمداد کرد.
اسدالله بادامچیان با بیان جملاتی مدحگونه قصد حمایت از خاموشی پس از خروج از اتاق بازرگانی را داشت. او یادداشتی در نشریه شما ارگان حزب موتلفه اسلامی نگاشت و کلمات بسیاری را برای تجلیل از خاموشی اختصاص داد. اما بادامچیان به سرعت سراغ از نهاوندیان گرفت و او را اصولگرایی از جنس خاموشی قلمداد کرد. او به نیکی میداند که نهاوندیان در زمره یاران نزدیک به تیم سیاسی منتسب به لاریجانی قرار دارد. در اصولگرایی نهاوندیان شکی نباید برد چه او دروس حوزوی را در قم گذرانده و تحصیلات تکمیلی را در ایالات متحده. نهاوندیان مانند خاموشی به تبار بخش خصوصی تعلق ندارد چه هر چه شهرت کسب کرده از کسوتهای دولتی خود به دست آورده است. بادامچیان هنگامی که تجلیل از نهاوندیان و سرزنش اصلاحطلبان را محور گفتار خود قرار داد، خیلیها بدگمانی پیشه کردند. چه این شائبه ایجاد شد که آنچه رخ داده بازی سیاستمداران بازاری در اتاق بازرگانی بوده است. آنها در مواضع اقتصادی سازگاری با دولت ندارند هر چند که منتقدانی سرسخت نیز نیستند. عدهای نقل میکنند که این افراد عمر خاموشی را پایان یافته قلمداد کرده بود که بازی را با یحیی آلاسحاق و محمد نهاوندیان پیش برد: «دکتر نهاوندیان سالها است که در خط اصولگرایی امتحانهای خوبی داده است و برای آقای خاموشی، بدیل بسیار خوبی است. به ویژه که معاون او و خزانهدار و منشی همه با او همفکر و از اصولگرایان هستند.»
هنگامی شایعات افزایش یافت که بادامچیان در مورد ریاست آلاسحاق در اتاق تهران نیز چنین ابراز عقیده کرد: «رای به دکتر آلاسحاق در اتاق تهران باید گفت شکست بسیار سختی برای اصلاحطلبان با آن همه کارهای تبلیغاتی و جنگ روانی در این چند ماه بوده است.» برخی از جریانهای منتسب به تحولخواهان اتاق بازرگانی مانند محمدرضا بهزادیان تئوریهای جدیدی را در مورد خاموشی و اتاق بازرگانی مطرح میسازند. آنان حضور یحیی آلاسحاق در اتاق تهران و نهاوندیان در اتاق ایران را استراتژی جدید راست سنتی قلمداد کرده بودند. این گفتار هر چند از سوی یحیی آلاسحاق و محمد نهاوندیان به شدت تکذیب شد ولی همچنان از سوی منتقدان به عنوان تئوری جدیدی مطرح میشود اما عدهای نیز روایت میکنند که طیف راست سنتی این بار در بازی مقهور اصولگرایان جوان دولتی شده بودند. شاید هم از همین روی باشد که اسدالله بادامچیان اینگونه قصد دارد پیروزی در اتاق بازرگانی را به هم حزبیهای خود نسبت دهد. موتلفه اسلامی هرگونه دخالت تشکیلاتی در ساختار اتاق بازرگانی را تاکنون بارها تکذیب کرده است: «موتلفه اسلامی هیچ دخالتی در اتاق بازرگانی ندارد. این نهاد رایدهندگان خود را دارد و آنها باید تصمیم بگیرند چه کسی را انتخاب کنند.» حبیبالله عسگراولادی بهتر از هر کس دیگری میداند که موتلفه خود از مجموعهای بازاریان انقلابی مسلمان در بازار تهران متولد شده است. او خاموشی را نیز بهتر از سایرین میشناسد، چه خاموشی مدتی معاون او در وزارت بازرگانی بود. «ایشان مدیری شایسته به حساب میآیند.» ایشان اکنون چنین نظری در مورد خاموشی ارائه میدهد. 28 سال قبل نیز او بر این عقیده خود استوار بود، چه هنگامی که حبیبالله عسگراولادی به سفارش مرحوم رجایی و به تایید امام(ره) کلید وزارت بازرگانی را به دست گرفت، برای بسیاری از رایزنیهای خود مردان اتاق را بر دیپلماتهای جوان ترجیح میداد: «روزی با بنده تماس گرفتند و گفتند اخوی از وزارت بازرگانی با شما کار دارد. به همراه آقای طرخانی نزد ایشان رفتیم. گفتند ژاپن اعلام کرده قصد دارد میزان خرید نفت خود را کاهش دهد. اگر امکان دارد شما به عنوان اتاق بازرگانی به این کشور بروید و رایزنی کنید. در آن زمان من چنین تجربهای نداشتم ولی به همراه یکی دیگر از دوستان به ژاپن رفتیم، مشکل را حل کردیم و برگشتیم.» ریشه این اتصال اتاقیها با حکومتداران همچنان پیوسته باقی ماند تا اینکه علینقی خاموشی ماموریت میگیرد در کنار حضور در اتاق بازرگانی ریاست بنیاد تازه تاسیس مستضعفان را نیز بر عهده داشته باشد. اما او چندان تمایلی به این شغل نداشت. خاموشی نارضایتی خود را نیز در اظهارنظرهای متوالی علنی کرد تا بنیاد نیز از او روی برگرداند: «اگر واحدهای وابسته به بنیاد هر چه زودتر راه نیفتد باید دست گدایی به سوی بانکها دراز کنیم. بسیاری از مردم و حتی در دولت تصور میکنند که بنیاد وارث یک انباشت سرمایه است. در حالی که بنیاد تنها وارث امکانات بالقوه است. هر چه بوده توسط طاغوتیان برده شده و واحدهای از کار افتاده و مفلوک در اختیار بنیاد است.» محمدنبی حبیبی به عنوان آخرین فردی بود که در مورد تحولات اتاق بازرگانی اظهار عقیده کرد: «آقای خاموشی و نهاوندیان هر دو متعلق به جریان اصولگرایی هستند و هیچ تفاوتی در مبانی فکری آنان نمیبینم.» خیلیها اعتقاد داشتند خروج خاموشی به عنوان چهرهای متعلق به جریان فکری راست سنتی منجر به تضعیف این نهاد سیاسی خواهد شد ولی دبیر کل موتلفه اسلامی چندان به این موضوع اعتقادی ندارد: «در این انتخابات یک نفر اصولگرا جای خود را به اصولگرایی دیگر داد و من در مبانی فکری این دو تفاوتی نمیبینم.» او به همراه بادامچیان پیروزی نهاوندیان در اتاق بازرگانی را متعلق به اصولگرایان قلمداد کرده بود این در حالی است که اصلاحطلبان بر این باورند که رایزنیهای آنان زمینهساز چنین پیروزی شده بود. ولی نبی حبیبی این موضوع را نیز رد میکند: «من هیچ دلیل قانعکنندهای برای این سوال ندارم که میان دولت و اصلاحطلبان ائتلاف شکل گرفته باشد.» حبیبی اعتقاد دارد عدم حضور خاموشی آسیبی از سوی حزب متبوع او به شمار نمیآید: «آقای خاموشی و نهاوندیان به طور کامل در طیف اصولگرایی کشور قرار دارند، منتها در هر انتخاباتی رایدهندگان براساس سلیقه ممکن است رای متفاوتی داشته باشند که باید رای اکثریت پذیرفته شود.» اظهارنظرهای پیاپی در مورد اتاق بازرگانی در شرایطی صورت میگیرد که آنان همچنان پیوند خود با این نهاد اقتصادی را انکار میکنند: «ما در هیچ جلسه حزب موضوع و بحثی در این مورد نداشتهایم. اینکه یک عضو موتلفه اسلامی در نهادی از جمهوری اسلامی فارغ از عضویت نقشی داشته باشد نیز مشکلی ایجاد نمیکند. ما در اتاق به عنوان حزب هیچ کار خاصی انجام ندادهایم.» او هنگامی که از ائتلاف دولت و اصلاحطلبان ابراز بیاطلاعی میکرد، شاید خبر نداشت که معاون وزیر بازرگانی در ابتداییترین ساعات روز انتخابات چند ساعتی را به مذاکره با اصلاحطلبان اختصاص داده بود. او حتماً خبر نداشت که دولتیها حتی حاضر شده بودند علیه خاموشی به دفاع از مهرعلیزاده بپردازند: «تا پیش از اینکه آقای نهاوندیان به صورت ناگهانی اعلام حضور کنند، قرار بر این بود که دولت هم از آقای مهرعلیزاده حمایت کند.»
محمدرضا بهزادیان بعدتر خود وادار شد برخلاف برنامههای قبلی زمینهساز انصراف مهرعلیزاده به نفع نهاوندیان شود. اصولگرایان علاقه به اتاق بازرگانی را تکذیب میکنند. سایر احزاب نیز چنین رویهای را پیش گرفتهاند، چه حزب مشارکت هم اینگونه ادعاهایی دارد: «مشارکت قصد ندارد از امکانات اتاق بازرگانی به نفع مقاصد سیاسی استفاده کند.» محسن صفایی فراهانی عضو شورای مرکزی مشارکت چنین در مورد اتاق بازرگانی ابراز عقیده میکند تا شبههای در ذهن کسی باقی نماند. دولتیها نیز تاکنون بارها اعلام کردهاند که با اتاق بازرگانی کاری ندارند. در میان تمام مدیرانی که در تیرماه دو سال قبل از کاندیداتوری اکبر هاشمی رفسنجانی برای احراز پست ریاست جمهوری حمایت کرده بودند، تنها علینقی خاموشی فرصت داشت که دو سالی همچنان در راس امور اجرایی کشور باقی بماند: «با احترامی که برای هر دو کاندیدای دور دوم قائلم، در شرایط حاضر با توجه به مسائل داخلی و خارجی، آقای هاشمی را برای ریاست جمهوری ایران اصلح میدانم. هاشمی بهتر میتواند سیاستهای ضروری برای کشور را تصویب و اجرا کند.»
یک هفتهای میان دو مرحله انتخابات فرصت باقی مانده بود و فوجی از مدیران، روشنفکران و هنرمندان به حمایت از هاشمی برخاستند. خاموشی نیز چنان کرد که سایرین انجام داده بودند. دیگر در میان مدیران رده بالای کشوری که به دولت تعلق داشتند نه نشانی از انقلابیون دهه 50 بود، نه سازندگان دهه 60 و 70 و نه اصلاحطلبان دهه 80. اکنون فرصت در اختیار نسل نوینی از مدیرانی قرار گرفته که انقلابیگری را با تئوریهای مدرن آمیختهاند. آنها علم روز میدانند چه اگر اینگونه نبود حسن بیادی یار محمود احمدینژاد به مجری برنامهای ورزشی تذکر نمیداد که قصد دارد «با ورک شاپ» ایدههای خود را در برنامهای زنده اثبات کند. خاموشی نیز اهل سیاستورزی دوران جدید نبود، چه او خود را بالاتر از مدیران دولت نهم میدید: «ایشان هرگز در مسافرتهای خارجی در کنار وزیر نمینشستند.» شاید او اگر چنین میکرد مسعود میرکاظمی مجموعه تحت هدایت او را به قهوهخانه تعبیر نمیکرد.