سعید سبحانی
از ابتدای ورود دیک چنی به کاخ سفید، تحلیلگران وی را فردی خطرناک و تندرو میدانستند. چنی از قدرت نفوذ زیادی در ایالات متحده آمریکا برخوردار است و با سازمانهای امنیتی و نظامی ارتباطات نزدیکی دارد. وی رابط میان کاخ سفید و نومحافظهکاران محسوب میشود و بسیاری از عزل و نصبها را تحت نظارت خود انجام میدهد. بسیار سادهانگاری است که بخواهیم دیک چنی را از لحاظ دامنه نفوذ و قدرت تصمیمگیری، با افرادی مانند کاندولیزا رایس یا دونالد رامسفلد مقایسه نماییم. چنی در آمریکا به عنوان نماد افراطیگری شناخته شده است. نقش چنی در طراحی حادثه خودساخته 11 سپتامبر 2001، حمله به عراق و افغانستان، مسائل مربوط به زندان گوانتانامو، حذف پاول و اسکات مک کلان از کاخ سفید و... غیرقابل انکار است. از این رو بسیاری از جمهوریخواهان سنتی شکاف بوجود آمده در حزب حاکم و شکست جمهوریخواهان از دموکراتها در انتخابات میاندورهای کنگره را معلول وجود دیک چنی در کنار بوش میدانند.
چنی متهم است که آمریکا را به سوی باتلاق عراق هدایت کرده است. وی فردی به شدت جنجالی و ناآرام است که پذیرای کوچکترین انتقادی علیه خود نیست. از این رو افرادی مانند رایس و رابرت گیتس همواره در مقابل وی احساس ترس میکنند. در جریان برکناری کالین پاول، دیک چنی نقشی اساسی داشت. چنی بسیار فراتر از حیطه اختیارات خود به عنوان معاون رئیسجمهور عمل میکند. البته دیک چنی در مقاطعی نیز به شدت آسیبپذیر نشان داده است که نباید از آنها غافل شد. در جریان برکناری رامسفلد، جان بولتون و پل ولفویتس از سمتهای خود، چنی تلاش زیادی در جهت ابقای آنها کرد، اما فشار جمهوریخواهان و افکار عمومی آمریکا علیه بوش به اندازهای بود که مانع از تحقق اهداف دیک چنی شد.
در جریان مبارزات انتخاباتی سال 2004، دیک چنی و بوش تیم دو نفرهای را تشکیل دادند. چنی در جریان سفرهای انتخاباتی خود و بوش، وعدههایی به مردم آمریکا داد که به هیچ کدام آنها عمل نشد. همین مساله سبب شد تا در اواسط سال 2006 محبوبیت بوش به شدت تنزل پیدا کند. دموکراتها نسبت به حضور چنی در کاخ سفید نگاهی کاملا منفعتطلبانه دارند. آنها نسبت به این مساله به عنوان نقطه آسیب جمهوریخواهان مینگرند و سعی دارند در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 از این نقطه ضعف حزب رقیب، نهایت استفاده را ببرند. اما جمهوریخواهان سنتی سعی دارند با کنار گذاشتن چنی از معادلات سیاسی کاخ سفید، گام بلندی در جهت احیای چهره متلاشی شده حزبی خود بردارند. روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در این خصوص تصریح کرده است که جمهوریخواهان به دنبال کنار گذاشتن دیک چنی معاون رییسجمهوری هستند اما سئوال بزرگی که هماکنون رهبران این حزب با آن مواجه هستند این است که چگونه این کار را انجام دهند!
نارضایتی در میان مقامات ارشد حزب جمهوریخواه نسبت به عملکرد چنی رو به افزایش است.
چنی به عنوان طراح مشهور جنگ عراق و به عنوان فردی مسموم و به عنوان حامی اصلی حمله نظامی به ایران در دولت، به عنوان فردی خطرناک تلقی میشود. از نظر این تفکر، تا زمانی که او به عنوان معاون رییسجمهور باقی بماند، او این توانایی را دارد که تمامی اعضای حزب جمهوریخواه (از جمله نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری) را در انتخابات سال آینده به پایین بکشد.
هماکنون ایده جمهوریخواهان این است که معاون رییسجمهوری انتخاب شود که بتواند در سال 2008 نامزد حزب دمکرات را شکست دهد. البته بسیار بعید است که سه نامزد برجسته حزب جمهوریخواه (رودولف جولیانی شهردار سابق نیویورک، سناتور جان مک کین و میت رومنی فرماندار سابق ماساچوست) بخواهند چنین سمتی را بر عهده گیرند زیرا آنها نیز نگران هستند که همدستی با جنگ بوش به معنی بوسهای بر مرگ باشد.
بسیاری از سیاستمداران آمریکایی معتقدند که دیک چنی فراتر از چارچوبهای قدرت خود حرکت میکند و بسیاری از مرزهای حقوقی و قانونی شناخته شده در عرف آمریکا را به راحتی زیر پا میگذارد.
"ویک گولد" از نزدیکان خانوادگی بوش و دیک چنی معاون او، نفوذ چنی را برای کشور آمریکا خطرناک میداند. وی در تازهترین کتاب خود چنی را یک "ابردیوانه" خوانده که امپراتوری مخفیانه او در داخل دولت، ریاست جمهوری بوش و حزب جمهوریخواه را در آستانه ویرانی قرار داده است. این کتاب با عنوان "تهاجم ربایندگان حزب، چگونه نومحافظهکاران حزب جمهوریخواه را نابود کردند" منتشر شده است.
برای گولد که یکی از عوامل قدیمی حزب جمهوریخواه است این یک تغییر موضع بسیار بزرگ است. او که با خانواده بوش و چنی دارای رابطهای بسیار نزدیک است زمانی با "لین چنی" در یک دفتر کار میکرد. وی آماده بود تا از چنی برای رییسجمهور شدن حمایت کند اما چنی به گولد گفت نمیخواهم سه چهارم عمر خود را در سراسر کشور به دنبال جلب کمکهای مالی باشم.
برخلاف دیگر افرادی که سالهاست چنی را میشناسند، گولد فکر نمیکند چنی تغییر کرده باشد. او با نقل قول از یک نویسنده سوئیسی اظهار داشت "مردان تغییر نمیکنند، آنها فقط نقاب را از چهرههای خود بر میدارند."
به گفته وی، آنچه برای چنی رخ داده "فرصت" است و این فرصت توسط جرج و باربارا بوش که به پسر بزرگ خود اعتماد نداشتند، بیشتر شد. گولد میگوید چنی مدتهاست بوش را میشناسد و هر چند او میداند بوش واقعا کند ذهن نیست، ولی میداند که میتواند او را فریب دهد. به گفته گولد، "چنی نقش رییسجمهور را بازی میکند و بوش ضعیفترین رییسجمهوری است که تاکنون دیده است".
"دیک چنی" از حامیان اصلی ادامه فعالیت شکنجهگران آمریکایی در زندان گوانتانامو محسوب میشود. معاون رئیسجمهور آمریکا پس از حمله نظامی نومحافظهکاران به افغانستان، سعی کرد ترسیم کاذبی از تروریسم بینالمللی ارائه دهد. وی بوش را ترغیب میکرد که در سخنرانیهای خود مدام از "محور شرارت" و "تروریسم بینالملل" سخن بگوید. همچنین رسانههای وابسته به طیف افراطی حزب جمهوریخواه نیز به شدت تحت کنترل و هدایت دیک چنی قرار داشتند. این نشریات موظف بودند تا حوادثی مانند 11 سپتامبر 2001 را به صورتی کاملا وارونه برای ملت آمریکا تفسیر کنند و به این وسیله لشگرکشی نومحافظهکاران به خاورمیانه را توجیه کنند. مقامات بلندپایهی دولت آمریکا اخیرا فاش کردهاند که معاون رییسجمهور آمریکا، شخصا مسوول سیاستهای آمریکا در خصوص بدرفتاری با مظنونان تروریست و محروم کردن آنها از حق محاکمهی عادلانه است. این اظهارات جزئیات بیشتری از نفوذ قابل توجه دیک چنی در تحت پیگرد قرار دادن مظنونین تروریست که باعث بروز رسواییهای گوانتانامو و ابوغریب شد را فاش میکند.
این ادعاها مبنی بر این که دیک چنی سد راه قوانین داخلی آمریکا و بینالمللی شده است، در حالی مطرح میشود که وی طی هفتههای اخیر با سه درخواست جدید از سوی کنگره مبنی بر اطلاعرسانی در خصوص فعالیتهایش مواجه شده است.
حتی طرفداران دیک چنی نیز اعتراف میکنند که افشای این مسایل باعث شده که وی همانند شخصیت منفی داستانهای مضحک به نظر برسد که سرافکندگیاش وجههی بوش را نیز در افکار عمومی تضعیف کرده است.
در این راستا تحقیقات یک ساله واشنگتن پست فاش کرد که دیک چنی در نوامبر 2001 (دو ماه پس از 11 سپتامبر) کالین پاول، وزیر امور خارجهی وقت و کاندولیزا رایس، مشاور امنیت ملی وقت آمریکا را در محروم کردن مظنونین تروریست خارجی از حق دسترسی به دادگاه دور زده است. وی طی یک ضیافت خصوصی شام با جورج بوش دستوری را که توسط دیوید آدینگتون، و کلیش تهیه شده بود، به بوش ارایه کرد که براساس آن مظنونین از حق محاکمهی غیرنظامی یا دادگاه نظامی محروم شده و بدون هیچ اتهامی برای دوران نامشخصی بازداشت میشدند. این حکم طی مراسم یک ساعته شام و بدون این که مقامات بلندپایهی کاخ سفید آن را ببینند به امضای بوش رسیده است!
زمانی که سنا در سال 2005 رای به حمایت از کنوانسیون ژنو داد چنی با نادیده گرفتن مخالفتهای سازمان سیا، وزارت دفاع (پنتاگون) و وزارتهای امور خارجه و دادگستری بندی را به لایحهیی که در بالا به آن اشاره شده اضافه کرد؛ مبنی بر این که ارتش مجبور به تبعیت از این لایحه است ولی سازمان سیا الزامی در اجرای آن ندارد. این افشاگریها تصویر مردی را ترسیم میکند که ذهناش تنها مشغول مخفیکاری و جمع کردن قدرت است و در این راستا از هیچگونه اقدامی فروگذار نمیکند. به راستی دیک چنی شخصیتی منفور محسوب میشود. فردی که با تقویت لابیهای خود طی سالهای اخیر، در راس هرم نومحافظهکاران و حتی فراتر از جرج واکر بوش به ایفای نقش میپردازد.
معاون رییسجمهور آمریکا حتی نامههای روزمرهی خود را در گاوصندوق اتاقش قرار میدهد و مخالف افشای نام یا ردهی پرسنل خود است و به سیا دستور داده تا فهرست ملاقاتکنندگان وی را از بین ببرد.
این محافظهکاری تا جایی است که وی حتی دستور داده که تصاویر ماهوارهیی اقامتگاه رسمی وی از موتور جستجوگر گوگل حذف شوند. در حالی که تصاویر کاخ سفید و کنگره بوضوح قابل رویت هستند!
اقدام اخیر رئیسجمهود ایالات متحده آمریکا در بخشش "جوزف لیپی" که پیش از این به زندان محکوم شده بود بار دیگر اثبات کرد که "دیک چنی" صحنهگردان اصلی معادلات سیاسی کاخ سفید محسوب میشود.
رییسجمهور آمریکا، در بیانیهای حکم مجازات لیبی، دستیار سابق دیک چنی را که به جرم اظهارات کذب و ایجاد مانع در مسیر تحقیقات مربوط به افشای نام یک مامور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) به 30 ماه زندان محکوم شده بود، بیش از اندازه شدید توصیف کرد. دخالت بوش تنها ساعاتی پس از آن صورت گرفت که یک دادگاه استیناف دادخواست وکلای لیبی برای تعویق در اجرای حکم زندان را رد کرد.
براساس حکم دادگاه که اوایل ماه گذشته صادر شد، لیبی به بازرسانی که درباره افشای نام یکی از ماموران سابق سیا تحقیق میکردند، دروغ گفته بود. افشای نام ماموران سازمان سیا در آمریکا جرم تلقی میشود و قابل پیگرد قانونی است. افشای نام این مامور به دوره آغاز جنگ عراق مربوط میشود.
پس از آنکه نام والری پلام از ماموران سابق سیا، به نشریات درز کرد، بازرسان پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.آی) تحقیقات خود را برای شناسایی عامل یا عاملان این اقدام آغاز کردند و لیبی نیز از جمله کسانی بود که مورد سوال قرار گرفت. لیبی در ماه مارس به خاطر مخفی نگه داشتن هویت فردی که نام پلام را افشا کرده بود مجرم شناخته شد و قاضی دادگاه در روز پنجم ژوئن مجازات وی را تعیین کرد.
جوزف ویلسون همسر پلام که زمانی دیپلمات بود، در آستانه جنگ عراق طی مقالهای در ستون آزاد نشریه نیویورک تایمز برخی ادعاهای دولت بوش در مورد فعالیتهای رژیم صدام را زیر سوال برده بود.
اظهارات ویلسون به ادعای کاخ سفید در مورد تلاش صدام برای ساخت جنگافزارهای اتمی و خرید اورانیوم از آفریقا مربوط میشد. پس از انتشار این مقاله، نام همسر ویلسون که مامور سیا بود، از سوی مقامهای کاخ سفید در مصاحبههای غیررسمی با خبرنگاران فاش شد و این اتهام را در پی آورد که کاخ سفید درصدد انتقامجویی از این دیپلمات سابق برآمده است.
ماجرای ویلسون و والری پلام در حالی به مطبوعات و محافل داخلی آمریکا درج پیدا کرد که افکار عمومی آمریکا به شد تحت تاثیر اظهارات دیک چنی و بوش در خصوص جنگ عراق قرار گرفته بودند.
اقدام اخیر بوش در اعطای تخفیف مجازات به "لیبی" سبب شده است تا نمایندگان حزب دموکرات آمریکا اعتراض خود را به کاخ سفید نشان دهند. نانسی پلوسی، رییس مجلس نمایندگان کنگره آمریکا، گفته است که تصمیم بوش نشان داد که اقدامات مجرمانه مورد تایید اوست.
سناتور هیلاری کلینتون همسر رییسجمهوری سابق آمریکا و یکی از داوطلبان نامزدی حزب دموکرات در انتخابات آتی ریاست جمهوری نیز جورج بوش را متهم کرد که "رفیق بازی" را بالاتر از حکومت قانون تلقی میکند.
در نهایت اینکه بافت قدرت در آمریکا تحت تاثیر افرادی مانند دیک چنی قرار گرفته است. این مسئله برای بسیاری از دموکراتها و جمهوریخواهان سنتی غیرقابل هضم است. بسیاری از جمهوریخواهان معتقدند که خروج دیک چنی از کاخ سفید تا پایان دوران ریاست جمهوری بوش غیر ممکن خواهد بود. بوش و معاون وی در طول 7 سال اخیر ضربات عمیقی را بر بدنه حزب جمهوریخواه آمریکا وارد ساختهاند. از این رو در صورت شکست جمهوریخواهان در انتخابات سال 2008 میلادی و جایگزینی دموکراتها، شاهد پررنگتر شدن این شکافها و اختلافات خواهیم شد. حتی در صورتی که جمهوریخواهان بار دیگر بتوانند به کاخ سفید راه پیدا کنند، شاهد ادامه جنجالآفرینی چنی در حزب جمهوریخواه خواهیم بود. به عبارتی بهتر میتوان گفت که معاون رئیسجمهور آمریکا به دردسرسازترین فرد حزب جمهوریخواه تبدیل شده است. فردی که نفرت افکار عمومی دنیا و آمریکا نسبت به وی هر روز بیشتر میشود.