پرفسور نادره مهتدی
انتخابات ترکیه درس خشن و بیدارکنندهای برای آمریکا و طرفداران او بود. آمریکا تحت تعالیم سیا و موساد و سازمان جاسوسی انگلستان به طرفداران خود در اروپا توصیه میکرد که هر چه زودتر ترکیه را وارد اتحادیه اروپا سازند ولیکن فرانسه به شدت با این موضوع مخالف بود و مخالف هست به طوری که تدوینکننده قانون اساسی اتحادیه اروپا روزی به طنز گفته بوده است که اروپا باید خود را برای تحمل یک ریاست چند ماهه توسط یک دولت ترک آماده سازد. این حرفهای رئیسجمهور سابق فرانسه البته نماینده طرز فکر بسیاری از مردم نژادپرست و دولتهای اتحادیه اروپاست.
اما اروپا مجبور خواهد بود ریاست یک دولت ترک را در آیندهای نه چندان دور بپذیرد و مخصوصا با توجه به فشار دولت آمریکا، البته دولت آمریکا به قول عوام کور خوانده است: آمریکا فعلا پس از زلزلهای که ترکان با انتخابات خود در جهان به راه انداختهاند بر سر دو راهی بسیار فشارآوری قرار گرفته است یا باید از پشتیبانی پیشین خود از عضویت ترکیه در اروپا دست بردارد که این باعث بیآبرویی سیاستگذاران آمریکایی خواهد شد و یا باید همچنان برای حفظ همین آبروی شکست خورده با دولت فعلی ترکیه مماشات کند و این نیز چندان راه مناسبی برای حفظ آبروی آمریکا در جهان به اصطلاح دموکراسی نیست. البته راه دیگری هم برای آمریکا بویژه برای رهایی خیالی از این بن سیاسی وجود دارد و آن تحریک ارتش ترکیه برای انجام کودتاست.
اما ارتش ترکیه مگر دست آمریکاست که به هر نحو که بخواهد آنرا بدان سوی بکشاند این درست که ارتش چند بار کودتای خونین کرده و در کودتای آخر، ترکیه را دهها سال دچار گرفتاریهای جانکاه اقتصادی و سقوط ارزشی پول آن کرد و میلیونها بیکار پدید آورد به طوری که دولتهای ثبات به اصطلاح لائیک یا عرفی غیرمذهبی یکی بعد از دیگری آمدند ولی چون نتوانستند کاری از پیش ببرند ساقط شده از صفحه سیاست ترکیه محو گردیدند تا اینکه نوبت به دولتهای اردوغان رسید و این دولت طی چهار سال ظاهرا نه تنها برای میلیونها بیکار کار بوجود آورد و از مهاجرت جوانان ترک به آلمان یا به جاهای دیگر در جستجوی کار جلوگیری کرد و برای آنان در خود ترکیه درآمد فراهم آورد و به قول کسانی که به بررسی سختیهای اقتصادی ترکیه پرداختهاند، آقای اردوغان درآمد سرانه ترکان را ظاهرا به دو برابر افزایش داد و ناگفته نباید گذاشت که یکی از ارکان پیشرفت اقتصادی ترکیه داشتن روابط حسنه با ایران است و نخستوزیر ترک تا آنجا به این امر توجه عمیق دارد که اخیرا پیش از انتخابات به اعتراض آمریکا در مورد عدم بستن قرارداد در خصوص گاز و نفت و به طور کلی انرژی با ایران با خشونت هر چه کاملتر به آمریکا تو دهنی زد و به او گفت که ترکیه بهتر از آمریکا میداند که با ایران قرارداد ببندد نه این دخالت آمریکا پیش از وقوع انتخابات در ترکیه به روشنی نشان میدهد که هم سفیر آمریکا در ترکیه و هم دستیاران سیاسی او در سفارت و هم کارگردانان جاسوس پایگاههای نظامی و غیرنظامی آمریکا و همپیماننان او نظیر اسرائیل و انگلیس و غیره هیچ برآورد نسبتا درشتی از آینده انتخابات ترکیه نداشتند و گرنه چگونه ممکن بوده است که آمریکا به سرعت در حالی که مرکب تفاهمنامه ارسال گاز ایران از طریق ترکیه به اروپا خشک نشده بود، آمریکا در امور داخلی ترکیه بدین شیوه آشکار و گستاخانه دخالت کند؟ و اما ارتش ترکیه را چه کسانی تشکیل میدهند درست مثل ارتش ایران پیش از انقلاب بدنه ارتش ترکیه را مردمان مسلمان تشکیل میدهند همان مردمی که از دیدن و شنیدن درباره نمایشهای جنسی شرمآور در تلویزیون یا سیماهای متعدد کشور خود خشمگین بودند و همینطور از آشفتگی اوضاع و احوال اقتصادی و پولی کشور خود در بدنه ارتش حالا که شکمشان سیر است و تلویزیونها دیگر آن نمایشها را به جوانان ترکیه نشان نمیدهند ظاهرا راضی هستند و تصور نمیرود که به دستور فرماندهان سکولار و احیانا نادان خود وارد عرصه کارزار شوند و کودتا راه بیندازد و آنطور که از ظواهر امر پیداست اگر چنین امری بخواهد تحقق یابد مردم وارد میدان شده کلک نظامیان کودتاچی را خواهند کند و شاید جنگ داخلی روی دهد که قطعا نظامیان با شمار اندک خود در مقایسه با مردمی مسلمان یا هوادار مسلمان که به دولت خود رای میلیونی دادهاند، شکست خواهند خورد
از سوی دیگر، بوش با روی کار آمدن مجدد یک دولت مذهبی مسلمان در ترکیه با پدر پنجه در پنجه آویزد و از همه مهمتر موضوع پایگاههای نظامیاش در ترکیه و موضوع مرزهای ترکیه و عراق و غیره و غیره را مطرح کند رئیسجمهور محبوبیتش را در آمریکا از دست داده و راه علاج قسمتی از این دردها این است که ارتش آمریکا از عراق و بعد از افغانستان به وطن برگردانده شود.