حنیف غفاری
حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیرشان با نوری مالکی نخستوزیر عراق و هیئت همراه با تاکید بر اینکه مهمترین مشکل کنونی عراق، حضور اشغالگران در این کشور است، تصریح کردند:
«جمهوری اسلامی ایران همواره خواستار عراقی مستقل و حکومتی مردمی در این کشور بوده است و حکومت و دولت کنونی عراق را مصداق حکومت مردمی میداند و از آن به صورت کامل حمایت میکند... اتحاد سنی و شیعه، عرب و کرد و سایر اقوام عراق یک فریضه و واجب است و همه باید با محوریت دولت عراق با یکدیگر همکاری و دولت آقای نوری مالکی را تقویت کنند. اشغالگران به گونهای تبلیغ میکنند که اگر آنها خارج شوند، عراق نابود خواهد شد در حالی که خروج اشغالگران باعث خواهد شد مسئولان عراقی با همه وجود وارد میدان شوند و در جهت حل مشکلات گام بردارند... آمریکاییها از طریق سفارت خود در بغداد و همچنین سرویسهای جاسوسی خود و صهیونیستها، در عراق دخالت نظامی، سیاسی و امنیتی میکنند... سیاست آمریکاییها در عراق قطعاً با شکست مواجه خواهد شد و پیروز نهایی این میدان مردم عراق و انسانهای مومن، میهندوست و علاقهمند به مسائل عراق خواهند بود."
مقام معظم رهبری به نکاتی اشاره نمودهاند که از تحلیل و جمعبندی آنها میتوان چشمانداز "عراق ایدهآل" را ترسیم نمود. به راستی "عراق ایدهآل" چه ویژگیهایی دارد و چگونه باید آن را به فعلیت رساند؟ مطابق فرمایشات رهبر انقلاب، عراق ایدهآل در مرحله زیربنایی خود به "حذف اشغالگران"، "اتحاد اقوام" و "پررنگ شدن نقش دولت" شکل میگیرد. "اشغال" به صورت ماهوی بحرانزاست و اشغالگران نمادهای این بحرانزایی محسوب میشوند. این قاعده زمانی بیشتر به چشم میآید که اشغالگران، نمایندگان فرهنگی برهنه و تمدنی بیاصالت باشند و بر سرزمینی هجوم برند که اصالتی غنی و مذهبی پویا داشته باشد. از این رو میتوان اوج فاجعهای که در عراق رخ داده است را درک نمود.
در طول سالهای پس از اشغال عراق همواره با یک چالش پایدار روبهرو بودهایم و آن "ارائه تحلیل تک بعدی" از اوضاع این کشور مسلمان است. برخی از زاویهای کلان مسئله را تحلیل میکنند و "سیاستهای خاورمیانهای نومحافظهکاران" را مبنای نگاه خود قرار میدهند. برخی دیگر بر شرکت نفتی هالیبرتون و کارخانههای اسلحهسازی متبوع حزب جمهوریخواه تمرکز میکنند و دیگر ابعاد مسئله را در حاشیه قرار میدهند. عدهای از تحلیلگران نیز در جستوجوی سیاستهای میانی و حتی کوتاهمدت واشنگتن در بغداد هستند. دلایل دیگری نیز برای اشغال عراق ذکر شده است که فهرست نمودن آنها در این مجال نمیگنجد. اما به نظر میرسد در میان این عناوین و علل مستند، اصالت "بحران عراق" مفقود شده است. "بحران عراق" تنها معلول یک عامل بخصوص نیست، هر چند که همواره از یک زاویه مورد تحلیل قرار میگیرد. تفکیک "اصل" و "حاشیه" در آسیبشناسی عراق امروز، خود یک "نقطه آسیب" محسوب میشود. عراق بحرانی است که حاشیه ندارد و از جمع "چند اصل برابر" حاصل شده است. از این رو به عنوان مثال "بالکانیزه کردن عراق" باید به همان اندازه "تاراج نفت این کشور" مورد اهمیت قرار گیرد. مرزبندی اهداف آرمانی، کلان، میانی، بلندمدت و کوتاهمدت نومحافظهکاران آمریکا نباید به انفکاک واقعیات عراق و مرزبندی کاذب آنها منتج شود. تنها راهحل برونرفت بغداد از شرایط فعلی اتخاذ نگاهی همهجانبه و راهبردی نسبت به این مسئله است. "شناخت بحران" پیشزمینه "حل بحران" است اما ابزارهای شناخت یک بحران با ابزارهای حل آن بحران همسان نیستند. با توجه به شرایط حساسی که عراق و خاورمیانه در آن قرار دارند، فرصت چندانی جهت چینش گزینههای نظری مربوط به عراق باقی نمانده اما زمان آن رسیده است که "تحلیل" جای خود را به "راهبردی" دهد. در ایالات متحده آمریکا که طرف شکست خورده جنگ عراق محسوب میشود، دیگر از نگاه تحلیلی محض که در فاصله سالهای 2006 ـ 2000 میلادی به نگاه غالب تبدیل شده بود اثری نبوده و "راهبردهای خروج از عراق" به صورت محرمانه و آشکار توسط کبوترها و بازها به کاخ سفید و پنتاگون مخابره میشوند. مسئله اصلی اینجاست که چرا در میان تحلیلگران جهان اسلام که امروزه آمریکا را زمین خورده و ناتوانتر از همه ادوار تاریخ میبینند چنین نگاهی به صورت مطلق حکمفرما نیست؟
سخنان مقام معظم رهبری در خصوص مسائل مربوط به عراق، در عین اینکه صبغهای توصیفی و تشریحی داشته و در قالبی گویا و بیتکلف بیان میشوند، نتیجه و بازخوردی کاملا راهبردی دارند. رهبر انقلاب در قالب سخنان اخیر خود در خصوص عراق، بغداد را به سوی نقطه "گذار از وضع موجود" سوق دادهاند. این گذار با "حذف اشغالگران"، "اتحاد اقوام عراقی به عنوان یک فریضه" و "تقویت دولت عراق" صورت میگیرد. در این راستا، دو نکته مهم به چشم میخورد:
نخست اینکه "دموکراسی وارداتی غرب" و "شعارهای بیمحتوای مقامات آمریکایی و اروپایی" تاکنون موجب "اتحاد اقوام" در عراق نشده و در آینده نیز نخواهد شد. آنچه متضمن این اتحاد مقدس و فراگیر در عراق خواهد بود، نگاه دینی و اعتقادی نسبت به این مسئله است. استفاده از تعبیر "فریضه" توسط مقام معظم رهبری نشان میدهد که نقطه آغاز و ادامه انسجام و اتحاد اقوام عراقی از منشاء دینی و رویکردی اسلامی نشأت میگیرد. براساس فرهنگ و تاریخ نهفته در دل عراق امروز، هر نگاه دیگری که بخواهد جایگزین این نگاه دینی شود محکوم به شکست و زوال خواهد بود.
نکته دوم اینکه آمریکا تمام برگهای برنده خود را جهت ادامه حضور در عراق رو کرده است و هماکنون چارهای جز خروج از این کشور ندارد. استفاده از افرادی مانند "ایاد علاوی"، "حازم الشعلان" و "غازی الیاور" با هدف تبدیل عراق به بستری جهت نشر عقاید "ملیگرایانه" شکست خورد و اقبال شدید ملت عراق نسبت به "اسلامگرایی" طرح خاورمیانه بزرگ را به شکست مواجه ساخته است. هماکنون "خروج کاخ سفید از عراق" یک گزینه یا انتخاب برای جمهوریخواهان افراطی محسوب نمیشود بلکه تنها راهی است که در مقابل آنها قرار دارد. مسلما با عینیت یافتن این خروج در آیندهای نزدیک، فرصت مناسبی جهت تحقق "عراق ایدهآل" ایجاد خواهد شد.