نشست حق صلح با حضور ابراهیم یزدی، شیرین عبادی و محمدعلی دادخواه در ساختمان کانون مدافعان حقوق بشر برگزار شد.
انسان برای ادامه حیات انسانی به حقوق و آزادیهای اساسی نیاز دارد
ابراهیم یزدی در این همایش از "حق مردم ایران برای صلح و دموکراسی" سخن گفت و تصریح کرد که انسان برای ادامه حیات انسانی خود نیازهای ویژه دارد که اصطلاحا به آنها حقوق و آزادیهای اساسی گفته میشود. به گزارش ایلنا، "ابراهیم یزدی" دبیرکل نهضت آزادی ایران در همایش "حق صلح" که به کوشش "کانون مدافعان حقوق بشر" برگزار شد، گفت: "تحقق دموکراسی به زیرساختها یا زمینههای مناسب بستگی دارد." بنابراین گزارش، متن کامل سخنان ابراهیم یزدی با عنوان "حق مردم ایران برای صلح و دموکراسی" که در همایش "حق صلح" قرائت شد، به شرح زیر است:" موضوعی که از من خواسته شده است، درباره آن سخن بگویم، "حق مردم ایران برای صلح و دموکراسی" است. در این موضوع سه نکته یا سه مقوله به هم پیوسته موردنظر است: اول، اینکه منظور از حق مردم ایران چیست؟ دوم، ارکان دموکراسی کدامند و چه ارتباطی میان این ارکان و صلح وجود دارد؟ و سوم، چرا دموکراسی بدون صلح تحقق پیدا نمیکند.
1ـ نکته اول حق مردم است.
فرهنگ لغت حق را به چند معنا گرفته است:
1/1 ـ ضدباطل، راست، درست، صواب، عین واقع، دین، راست و داد و عدل.
1/2 ـ سهم دادنی و بایسته معین کسی، اختیاری که قانون عرف یا طبیعت به کسی داده باشد.
کارمزد، مزایایی که به خاطر انجام کاری به کسی یا موسسهای تعلق گیرد، نظیر حقالقدم پزشک، حقالوکاله، حقالعمل یا حقالسکوت. (کامل فرهنگ فارسی ـ غلامرضا اتصاف پدر ـ انتشارات زوار ـ 1373). منظور از حق مردم ایران در این بحث، آن چیزی است که از ذات و سرشت طبیعی انسان سرچشمه میگیرد. و در نزد علما به عنوان حقوق طبیعی (NATURAL RIGHTS) شناخته شده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر معاهدات بینالمللی مربوط به آن براساس شناسایی حقوق طبیعی انسان تدوین و تصویب شدهاند. اما هنگامی که سرشت و طبیعت انسان مطرح میگردد، حقوق طبیعی، یک معنای دیگر پیدا میکند که آن را از قلمرو حقوق فراتر میبرد و به عنوان بخشی از نیازهای طبیعی انسان تلقی میگردد. به این معنا که انسان، نظیر هر موجود زنده دیگری برای ادامه حیات خود به آب و هوا و غذا نیازمند است. اما انسان، ویژگیهایی متمایز از سایر موجودات زنده دارد که متناسب با آن برای ادامه حیات انسانی خود نیازهای ویژه دارد که اصطلاحا به آنها حقوق و آزادیهای اساسی گفته میشود. همانطور که فقدان آب و هوا و غذای مناسب موجب بروز اختلال در سیستم زیستی انسان میگردد، فقدان این حقوق، نظیر آزادهای اساسی موجب روان رنجوری، اختلالات ذهنی روانی در سطح فردی و شخصی و اجتماعی میگردد. همانطور که میدانید، رژیم غذایی فاقد برخی از ویتامین و یا عناصر کمیاب، نظیر روی، موجب بروز علائم بیماریهای جسمی نظیر سستی و نرمی استخوانها (راشیتیسم) و یا نبود روی موجب توقف رشد جسمی و کوتوله ماندن بدن میگردد. در یک جامعه استبدادزده که امنیت وجود ندارد، مردم نمیتوانند آزادانه فکر کنند و آزادانه آرا و عقاید خود را بیان کنند، طیفی از علائم روان رنجوری، به صورت اعتیاد، طغیان و عصیانهای اجتماعی، قتل جنایت و غیره بروز و ظهور پیدا میکند. با توجه به این مقدمه اکنون باید دید چرا مردم ایران نیازمند صلح و دموکراسی هستند و چرا تامین این نیاز حق طبیعی و غیرقابل اجتناب و انکار این مردم است.
2- دومین نکته دموکراسی یا مردمسالاری است. دموکراسی یعنی حکومت مردم بر مردم یا حاکمیت ملت، نه حکومت یک گروه ویژه و برجسته. حاکمیت ملت به معنای حاکمیت تمام شهروندان یک جامعه، بدون هرگونه تبعیض براساس قومیت، جنسیت، زبان، رنگ، نژاد، مذهب و اعتقادات است. اما دموکراسی را نباید به شکل یا به سطح انتخابات حتی آزاد و منصفانه، کاهش داد. تحقق دموکراسی به زیرساختها یا زمینههای مناسب بستگی دارد. علما میگویند مقدمه هر کار واجبی واجب است و هر کار حرامی، حرام است. مقدمه واجب یا پیشنیازها یا زمینههای مناسب و اجتنابناپذیر دموکراسی را میتوان در سه رکن زیر خلاصه کرد:
رکن اول پذیرفتن گوناگونی افکار و اندیشهها در جامعه انسانی یا پلورالیسم (PLURALISM) است. جامعه بشری، نهادی تکصدا نبوده، نیست و هرگز نخواهد بود. سرنوشت جامعه انسانی تنوع و چندصدایی است. پذیرفتن این اصل، جامعه را از شر مطلقاندیشی، مطلقبینی و مطلقخواهی ایمن میسازد. پذیرفتن گوناگونی افکار و اندیشهها بدین معناست که هیچ انسانی نمیتواند ادعا کند که حق مطلق را دریافته است و آزادی و اندیشههایش مطلق هستند.
رکن دوم پذیرفتن و تن در دادن شهروندان به اصل تساهل و تسامح با تولرانس است. تساهل را آسانگیری، آسان گرفتن بر یکدیگر و تسمح را معادل و مترادف با تساهل تعریف کردهاند. هر دو واژه معادل فارسی تولرانس به کار برده شده است. البته تولرانس معانی گستردهتری نسبت به واژههای تساهل و تسامح دارد. تولرانس به معنای رواداری، بردباری، سازگاری، شکیبایی و همچنین، آزادگی، دگراندیشپذیری، تاب، تحمل، طاقت و قدرت تحمل، مقاومت است. پذیرفتن این اصل در واقع به این معناست که اگرچه پذیرش گوناگونی افکار و اندیشهها یکی از ارکان لازم دموکراسی است اما کافی نیست، ما باید یکدیگر را تحمل کنیم و دگراندیشپذیر باشیم. رکن سوم پذیرفتن اصل ضرورت همکاری و همیاری یا به تعبیری تن در دادن به سازگاری یا (COMPROMISE) است. تحقق دموکراسی بدون "OMPROMISE" امکان ندارد. این واژه در فارسی به معنای، مصالحه، سازش، مدارا و با هم سازگار شدن، توافق و مدارا کردن ، به راهحل مرضیالطرفین رسیدن، کنار آمدن، سازش کردن آمده است. اما در گفتمان سیاسی رایج ایران سازش یک بار معنایی منفی پیدا کرده است. بنابراین در این بحث به جای آن از واژه سازگاری استفاده شده است. "همچنین محمدعلی دادخواه که با عنوان صلح در نزد فرهنگ ایران در این نشست سخن میگفت، اظهار داشت: اندیشمندان تاریخ همواره ایرانیان را ملتی صلحجو و صلحطلب تلقی کردهاند. منشور حقوق بشر کورش کبیر نیز صلح را رکن اساسی در حکومت خود تلقی کرده است و زرتشت نیز صلح را مقدم بر توسعه و تولید دانسته است. وی افزود: رستم قهرمان ستیزهگر ایرانی هم صلح را بر جنگ ترجیح میدهد و این موضوع در ادبیات ایران قابل مشاهده است. در حقیقت خوشبختی و امنیت در فرهنگ ایرانی جز در سایه صلح تبیین نشده است.
پیشرفت در سایه صلح امکانپذیر است
در ادامه این مراسم شیرین عبادی نیز اظهار داشت: صلح از حقوق بنیادین بشر است و بدون آن سایر حقوق مثل حق شرکت در انتخابات آزاد، تحصیل و آزادی بیان معنای واقعی خود را از دست میدهند. این وکیل دادگستری ادامه داد: صلحی مطلوب است که بر دو پایه عدالت اجتماعی و دموکراسی استوار باشد و وقتی در جامعهای این دو عنصر وجود ندارند صلح پایدار را شاهد نخواهیم بود. وی تاکید کرد: حکومتهایی که صرفا با دموکراسی بر سر کار آمدهاند نمیتوانند هر طور که میخواهند حکومت کنند زیرا مشروعیت این حکومتها از صندوق رای و احترام به حقوق بشر توامان گرفته میشود. شیرین عبادی ابزار عقیده کرد که باید توجه داشته باشیم که استفاده صلحآمیز از انرژی هستهیی حق همه ملتها از جمله ملت ایران است اما در جهت رسیدن به آن باید طوری گام برداریم که از حق صلح محروم نشویم. وی در پایان خاطرنشان کرد: پیشرفت تنها در سایه آرامش و صلح امکانپذیر است و این دو جز با احترام گذاشتن به عدالت اجتماعی و دموکراسی محقق نخواهد شد.
اقدام در جهت بر هم زدن زندگی مسالمتجویانه برخلاف عقل و شرع است
آیتالله منتظری هرگونه اقدام در جهت بر هم زدن زندگی مسالمتجویانه را برخلاف عقل و شرع دانست. آیتالله "حسینعلی منتظری" با ارسال پیامی به همایش "حق صلح" اینکه در برخی گفتهها، از دین رحمت الهی تصویری ارایه شود که جز جنگ و خشونت تداعی نشود، قطعا برخلاف اهداف دین و ناسازگار با آموزههای قرآن کریم است. بنابراین گزارش، متن کامل پیام آیتالله منتظری به همایش "حق صلح" به شرح زیر است:
بسماللهالرحمنالرحیم
پس از حمد و سپاس خداوند و با سلام و احترامات فائقه خدمت حضار محترم و برگزارکنندگان نشست مطبوعاتی "حق صلح" از این جانب خواسته شده که درباره صلح و همزیستی مسالمتآمیز از دیدگاه اسلام مطالبی بیان کنم. "قرآن کریم" کتاب مقدس و آسمانی بارها درباره صلح سخن گفته و از ابعاد گوناگون به این موضوع مهم پرداخته و از کوچکترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده تا همزیستی جامعه و در میان ملتهای مختلف. خداوند در سوره "انبیاء" آیه 107، پیغمبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را "رسول رحمت" برای همه مردم جهان نامیده است؛ و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین. هدف اصلی صلح در اسلام ایجاد آرامش و از بین بردن خصومت و جنگ و برگزیدن زندگی مسالمتآمیز در حیات اجتماعی و ایجاد فضای معنوی است و این در صورتی است که کسی نخواهد و اگر بخواهد، نتواند بر دیگری برتریجویی کند، به مقررات اجتماعی پایبندی نشان دهد و حقوق اجتماعی دیگر انسانها را رعایت کند. در اهمیت صلح در جامعه ایمانی میفرماید: "انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم" (حجرات/10) "همانا مومنان با هم برادرند. پس در میان برادرانتان اصلاح کنید." همچنین "یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافه و لاتتبعوا خطوات الشیاطین انه لکم عدم مبین"(بقره/208) "ای مومنان همگی در صلح و مسالمت وارد شوید و از گامهای شیطان [که در پیش روی انسانها مینهد] تبعیت نکنید." از سوی دیگر، اسلام برای همبستگی در نهاد خانواده اهمیت قائل است و راهکارهایی جهت پایداری آن ارایه میدهد و در صورت بروز مشکل به صلح دعوت میکنند و به اصل کلی اشاره میکند. این جمله نشان میدهد که نه تنها صلح و آرامش در خانواده بلکه در اجتماع و کشور و نظام بینالمللی اصل اساسی است. این همزیستی مسالمتآمیز و پرهیز از تشنج شامل همه پیروان ادیان بلکه همه انسانها میشود. در اینباره خطاب به پیامبر و مسلمانان میفرماید: "و ان جنحواللسلم فاجنح لها و توکل علی الله"(انفال/61) "اگر دشمنان تمایل به صلح و مسالمتجویی داشتند، بپذیرند و بر خدا توکل کنید." این نکته در همزیستی با پیروان ادیان کاملا روشن میشود و میفرماید: "لا ینهاکم الله عدن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لمیخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطواالیهم ان الله یحب المقسطین"(ممتحنه/8) "خدا شما را از نیکیکردن و دادگری نسبت به کسانی که در دین با شما کارزار نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند، باز نمیدارد. به درستی که خدا عدالتپیشگان را دوست میدارد." بر این اساس که در روایت معتبر از حضرت امام جعفر صادق(علیهالسلام) وارد شده است: "وافش اسلام فی العالم" "مسالمت و صلح را در جهان گسترش دهید." از نظر اسلام تمام گفتار و رفتار مسلمانان و به ویژه حاکمان کشورها باید به گونهای باشد که پیآمد جهانی خشونت و جنگطلبی نداشته باشد و بهانه به جنگطلبان ندهد و از سوی دیگر نسبت به همزیستی مسالمتآمیز به رسمیت شناختن یکدیگر و احترام متقابل و پذیرفتن وجود تفاوتها در میان انسانها تاکید شده است. حضرت امام علی(علیهالسلام) در نامه به مالک اشتر بر روی مشترکات انسانها تاکید کرده و میفرماید: "اصولا مردم دو دستهاند؛ یا همکیش تواند و مسلمان و یا همانند تو در خلقتاند و انسان پس مواظب باش زیانی به آنان نرسد و با آنان مهربان باش." اینکه در برخی گفتهها، از دین رحمت الهی تصویری ارایه شود که جز جنگ و خشونت تداعی نشود، قطعا برخلاف اهداف دین و ناسازگار با آموزههای قرآن کریم است و هرگونه اقدامی در جهت بر هم زدن زندگی مسالمتجویانه و برخلاف عقل و شرع است و تا کسانی اقدام به رفتار ستیزهجویانه نکرده باشند، مسلمانان نباید فضای ستیزهگری را ترویج کنند. حضرت امام جعفر صادق(علیهالسلام) میفرماید: "اگر لشگری از مسلمین قوم مشرکی را محاصره کنند و یکی از مشرکان امان بخواهد و یکی از مسلمانان به او امان بدهد، واجب است بر دیگران و حتی فرماندهان لشکر اسلام که به این امان وفا کنند."(وسایل الشعیه، جلد 15، صفحه 67) در پایان با تشکر از دستاندرکاران این گردهمایی و آرزوی صلح جهانی و انزوای جنگطلبان، توفیق ترویج همزیستی میان همه انسانها را از خداوند متعال خواستارم."