آرزو دیلمقانی
بحث و مجادله عمومی بر سر بحران عراق حول دو محور اصلی میگردند: ماندن و یا عقبنشینی در عراق. که هیچکدام از این دو راهحل به اندازه کافی جذاب به نظر نمیرسد. اگر ما (آمریکاییها) در عراق بمانیم آتش خشونت و مقاومت در عراق را شعلهورتر میکنیم. ما در عراق نه در بین شیعهها و نه در بین سنیها پایگاهی نداریم و هیچکدام از این دو فرقه حضور ما را در عراق نمیخواهند.
همچنین حضور ما در عراق روزانه جان چند تن از سربازانمان را میگیرد. اما اگر همین امروز عراق را ترک کنیم این خطر وجود دارد که وضعیت عراق بحرانیتر شود و عراق به پایگاهی برای تروریست تبدیل شده و جنگهای داخلی در آن شدت بیشتری بگیرد. اکثر آمریکاییهایی که با این دو راهحل روبهرو هستند به درستی نمیدانند که در عراق چه برنامهای را باید پیاده کنند و احساس میکنند که در یک تله گیر افتادهاند. هرچند که در این مرحله راه سومی نیز وجود دارد که پیشنهاد آن پیش از این نیز مطرح شده است اما هرگز به طور جدی به آن نپرداختهاند و در مورد آن به طور دقیق بحث نشده است.
راهحل سوم دعوت از یک گروه سوم برای کمک به بحران عراق است. این گروه متشکل از احزاب درگیر در عراق است که با دعوت از گروههای مختلف از جمله گروههای عراقی، همسایگان عراق و یک گروه بزرگ بینالمللی از آنان میخواهد تا فرایند برقراری صلح در عراق را به طور جدی دنبال کنند. روند برقراری صلح در عراق میتواند شکل یک کنفرانس صلح را داشته باشد.
یک گردهمایی مداوم با همکاری و نظارت سازمان ملل و با حضور تمام اعضای دعوت شده. چنین کنفرانسی میتواند در نقش چتری برای مذاکرات رسمی و غیررسمی باشد که با روشهای خلاق و یکپارچگی کامل منجر به یک موافقتنامه اصولی شود. ریاست و سازماندهی چنین کنفرانسی میتواند برعهده یک دیپلمات بینالمللی مانند لخدر براهیمی سفیر سازمان ملل باشد که در حال حاضر نیز با پیگیری حضور گروه سوم در پایاندادن به درگیریهای افغانستان و لبنان را در دستور کار خود دارد.
البته رسیدن به یک تفاهم کلی چندان هم آسان نیست. اما آنچه رسیدن به تفاهمنامه را ممکن میکند این است که خواستههای کوتاهمدت گروههای عراقی به شدت دگرگون شده است و احزاب اصلی در عراق شاهد وخیمترشدن اوضاع با ادامه جنگ داخلی در این کشور هستند و همسایگان عراق نیز از این درگیریها در امان نیستند. هرچند که رسیدن به یک تفاهمنامه دشوار است اما به نظر میرسد که حضور یک گروه سوم برای حل مسئله عراق تنها گزینه واقعگرایانه برای پایاندادن به بحران عراق است. این تنها راهحلی است که میتواند طرفهای درگیر را به مذاکره وادار کند و از گسترش این بحران در منطقه و شدتگرفتن آن جلوگیری کند. با وجود چنین تفاهمنامهای آمریکا میتواند بدون دامن زدن به بحران فعلی عراق با منشی قابل قبول عراق را ترک کند.
البته ما باید هزینههای حضور گروه دیگری در عراق را نیز پرداخت کنیم. برای حضور گروه سوم در عراق باید کاری سخت اما بسیار ساده انجام دهیم که هیچ هزینه مالی و جانی در برنخواهد داشت. چنین اقدامی از طرف ما یک تهور اخلاقی و صداقت را میطلبد. درست مثل زمانی که نمیتوانید از دوست و یا همسایه خود برای حل مسئلهای که خودتان به آن دامن زدهاید کمک بخواهید چرا که پیش از آن به سرزنشها و نصیحتهایش گوش ندادهاید در مسئله عراق نیز تا زمانی که خودمان اولین گام موثر یعنی روبهرو شدن با واقعیت پذیرش اشتباهات قبول مسوولیت و درخواست کمک را بر نداریم نمیتوانیم از گروههای بینالمللی برای حل این مشکل درخواست یاری داشته باشیم.
اما پیش از آن که از سازمانهای بینالمللی و مردم عراق بخواهیم که در حل بحران عراق به ما کمک کنند باید اعلام کنیم که قصد حضور نظامی در عراق را نداریم و برای عقبنشینی از این کشور آمادگی کامل داریم. همچنین باید با برگزاری یک کنفرانس صلح با حضور سازمان ملل بهترین روش برای عقبنشینی نیروهای آمریکایی در عراق مشخص شود. باید تمام هزینههای قانونی نیروهای حامی صلح در عراق را پرداخت کنیم و برای بازسازی عراق از هیچ کمک مالی دریغ نکنیم. بسیاری براین باورند که غیرممکن است که از جورج بوش رئیسجمهور آمریکا بخواهیم تا چنین درخواستی را مطرح کنیم اما این را نیز نباید فراموش کرد که در سال 2000 بوش شعار "سیاست خارجی متواضع" به قدرت رسید.
در مقایسه مزایای ماندن در عراق و یا عقبنشینی گزینه سوم میتواند بهترین راهحل باشد. هرچند که باید هزینههای چنین اقدامی پرداخته شود اما هر چقدر هم که این هزینهها زیاد باشد کمتر از آن چیزی است که ما امروز با وجود مرگ سربازانمان در عراق میپردازیم. با ایجاد صلح در عراق ما زمان آن خواهیم داشت تا جراحات جنگی را درمان کنیم و دنیایی امنتر برای خود و کودکانمان بسازیم.