حسین علویراد
سوئیس کشور کوچکی در قلب اروپا، دارای 6/7 میلیون نفر جمعیت و 16 هزار مایل مربع وسعت است. درآمد سرانه سوئیسیها خیرهکننده و 58 هزار دلار در سال برای هر شهروند میباشد. کشور یادشده به دریا راه ندارد و فاقد منابع طبیعی قابل توجه است. در مقابل جمعیت ایران تقریبا 10 برابر و وسعت آن حدود 40 برابر سوئیس است. درآمد سرانه ایرانیها تقریبا 20 برابر کمتر و تورم تقریبا 10 برابر این کشور اروپایی است! تفاوت فاحش درآمد سرانه ایرانیها باسوئیسیها ریشه در تفاوت مدیریت و کارآفرینی دارد. هنگامی که در گزارشی دیدم که سوئیس سالانه 3 درصد شکر جهانی را از چغندرقند و ما هم تقریبا به همین میزان چغندرقند را استحصال میکنیم، در مقایسه دریافتم که سوئیسیها از 17 هزار هکتار زمین با بازده 1/70 تن در هکتار و در هر هکتار 12 تن شکر در مزرعه تولید میکنند تعجب آن است که در آنجا تنها 2 کارخانه وجود دارد که متوسط ظرفیت تولید روزانه آنها 6800 تن است، اما در ایران به جای 17 هزار هکتار زمین که سوئیسیها در اختیار دارند، 190 هزار هکتار آن سالانه زیر کشت چغندرقند میرود و در ایران به جای 2 کارخانه قند، 34 کارخانه قند وجود دارد که این تعداد کارخانه روزانه فقط 2025 تن به طور متوسط ظرفیت دارند و به جای 70 تن بازدهی در هکتار فقط 26 تن در هکتار محصول میدهند! همچنین به جای 12 تن شکر در مزرعه فقط 26/4 تن شکر در مزارع ایرانی به ازای هر هکتار محصول نهایی دارد. این آمارها اشکال کار را به خوبی روشن میکند. آیا به راستی همه کارها را باید دولت انجام بدهد؟ رییس یکی از NGOهای صنعتی که تا بخواهید حرّاف و میانتهی است و خودش فکر میکند کسی است فقط طلبکارانه دایم میگوید باید دولت این چنین کند، مجلس آنچنان کند... برای این قبیل افراد بهانهگیر سؤال آبراهام لینکلن، جان اف کندی و امام خمینی را تکرار میکنم که به جای این که بگویید کشورتان برای شما چه کرده است، بگویید شما برای کشورتان چه کردهاید؟ پرسش این است که در زمینه مدیریت و کارآفرینی Management enterpreneurship آقایان NGOها، دانشمندان، اقتصادخوانان تاکنون چند طرح اجرایی که قابلیت تطبیق با فرهنگ خودمان داشته باشد را ارایه دادهاند. پرسش دیگر از چنین افرادی این است که مدیریت چیست؟ مدیریت عبارت است از:
(Effective management is)
1ـ انجام کار از طریق دیگران
(Working throught others)
2- انجام کار با دیگران و از طریق آنان
(Working with and through others)
3- تصمیمگیری
(decision making)
این فرآیند باید منجربه کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی بر مبنای یک نظام ارزشی پذیرفته شده، میباشد که انجام درست کارها (doing thing right) از طریق برنامهریزی، سازماندهی، بسیج منافع و امکانات، هدایت و کنترل عملیات برای دستیابی به هدفهای تعیینشده امکانپذیر میباشد برای رسیدن به این هدف باید به نکات زیر توجه کرد:
1- مدیریت یک فراگرد (process) است، یعنی تغییر به سوی هدف با استفاده از سازوکار با خود (feedback Mechanism) 2- مدیریت بر هدایت تشکیلات انسانی دلالت دارد. 3- مدیریت مؤثر مبتنی بر تصمیمگیری مناسب و دستیابی به نتایج مطلوب است. 4- مدیریت کارا، متضمن تخصیص و مصرف مدبرانه منابع است. 5- مدیریت بر فعالیتهایی هدفدار ، تمرکز دارد. در اینجا کارآمد (efficient) و موثر (effective) را معنی کنم. مؤثر یعنی کسب هدف (Goal Achievement) یعنی انجام کارهای درست (doing the right things) و کارآمد (efficient) یا انجام کار با کمترین هزینه و در کوتاهترین مدت زمان با حفظ کیفیت ( quality-time-cost) یک بار دیگر به تولید چغندرقند و استحصال شکر از آن در ایران و سوئیس نگاه کنید و سوالات زیر را در ذهنتان مرور کنید و بپرسید چرا؟ 1- جایگاه ورزش و مدالهای رنگارنگ (طلا، نقره، برنز) ورزشی در میادین گوناگون در کشوری که یک دهم، جمعیت دارد در مقایسه با ما چقدر است؟ 2- جایگاه سوئیس در تولید ساعت در دنیا کجاست؟ جایگاه تخصصی کشور ما که فرش است در کجاست؟ 3- جایگاه سوئیس در بانکداری در کجاست؟ ما کجا هستیم؟ 4- جایگاه سوئیس در تولید دارو و در کجاست؟ ما کجا هستیم؟ 5- جایگاه سوئیس در تولید سلاحهای پدافند هوایی کجاست؟ ما کجا هستیم؟ 6- سوئیس چند شرکت دارد که در فهرست پانصدگانه مجله فورچون جای دارند ما چند شرکت داریم. در ایران چنین شرکتهایی اصلا نداریم. 7- جایگاه سوئیس در تولید شکلات و قهوه در کجاست؟ ما کجا هستیم؟
نگارنده پیشنهاد میکند در شرایطی که بیسابقهترین درآمد نفتی در سالهای اخیر که خزانه دولت وارد شده است این منابع نباید از بین برود بلکه دانشمندان، اقتصاددانان و مدیران باسابقه باید ریشه پیشرفت دیگر کشورها از یک سو مطالعه کنند و از سوی دیگر ریشه عقبماندگی و در جا زدن کشور خودمان را شناسایی و برای جهش اقتصادی و پیوستن به قافله تمدن شتابان جهان چارهای بیندیشیم.