مهدی بنیاسدی
خاورمیانه از نخستین خاستگاه تمدن جهانی بوده و بسیاری از باورها و آیینهای جهان از این نقطه برخاستهاند. نخستین یافتههای آدمی و قانونهای جهان در این جا نوشته شده است و خاورمیانه زادگاه ادیان مهمی چون زرتشت و یهود و مسیحیت و اسلام بوده است. خاورمیانه منطقهای است که سرزمینهای میان دریای مدیترانه و خلیج فارس را شامل و پلی بین مشرق و مغرب زمین محسوب میشود. این ناحیه گروههای فرهنگی و نژادی گوناگونی از قبیل فرهنگهای ایرانی، عربی، بربری، ترکی، کردی و آشوری را در خود جای داده است. خاورمیانه به علت موقعیت حساس استراتژیکی و جغرافیایی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و با دارا بودن بزرگترین منابع و میادین نفتی جهان (تقریبا مجموع 60 درصد ذخایر قابل بهرهبرداری نفت دنیا در این منطقه وجود دارد و اکنون 40 درصد نفت مصرفی دنیا را تامین میکند.) به طور ویژه خاورمیانه از اواسط قرن بیستم مرکز و کانون توجه قدرتهای بزرگ بوده است، تا جنگ جهانی دوم، انگلستان و فرانسه قدرتهای مسلط خاورمیانه بودند که بعد از فروپاشی دولت عثمانی، نقشه سیاسی خاورمیانه را بر اساس جهانبینی و مکانیزم استعماری خود پایهریزی کرده بودند. اما بعد از جنگ جهانی دوم و افول قدرت کشورهای استعماری اروپایی، آمریکا به عنوان برنده دو جنگ جهانی، با دکترین دهکده جهانی تافلر، به خاورمیانه آمد. استراتژی آمریکا در ابتدا برای سلطه بر جهان بود و تاکتیکهایش را در همین جهت تنظیم میکرد. خاورمیانه در سناریوی امنیت و منفعت بینالمللی برای آمریکا تا پیروزی انقلاب اسلامی کاملا مرزبندی شده و تنها به مساله اسرائیل و فلسطین ختم میگردید. اما با پیروزی انقلاب معادلات و توازن قدرت بینالمللی شکل جدیدی به خود گرفت و آمریکا مجبور گشت برای ادامه و افزایش سلطه خویش به تاکتیکها و برنامههای جدید روی بیاورد. تشکیل خاورمیانه بزرگ به رهبری اسرائیل. مورد توجه دو چندان آمریکا قرار گرفته است و این منطقه با امنیت ملی آمریکا گره خورده است. بیشک یکی از عوامل قدرت را در اختیار داشتن منابع انرژی است زیرا بحث انرژی به طور مستقیم با زیرساختهای صنعتی و اقتصادی و زندگی شخصی و اجتماعی مردم گره ناگسستنی خورده و اگر منابع انرژی دستخوش تغییر و تحول شود به تبع آن زندگی مردم نیز متغیر و بیثبات خواهد شد. آمریکا برای تامین آینده انرژی خود به نفت خاورمیانه نیاز مبرمی دارد.
بنابراین حضورش در منطقه به گفته روزنامه گاردین بوی نفت میدهد. از طرف دیگر با کنترل بازار نفت میتواند از این حربه به عنوان اهرم فشار بر کشورهای نفتخیز استفاده کند. با اندک تغییر در قیمت نفت تمام معادلات اقتصادی و سیاسی منطقه به هم میخورد و آمریکا نیز هوشمندانه از کشورهای منطقه امتیاز میگیرد.
نکته دیگر آن است که آمریکا میکوشد از اتحاد چین، هند و روسیه جلوگیری کند. از جمله اهداف راهبردی و اصلی آمریکا در منطقه را میتوان تغییر ژئوپلتیک جهان بعد از بلوک شرق دانست که با طرح خاورمیانه جدید با عنوان طرحی برای تجزیه کشورها مانند تجزیه کشورهای حوزه بالکان، وارد منطقه شد تا اسرائیل را رهبر خاورمیانه جدید کند. اما ایران به عنوان مرکز جنبشهای آزادیخواه به عنوان بزرگترین مانع در راستای هژمونی سلطه آمریکا بر دنیا گردیده است. آمریکا بعد از فروپاشی شوروی سرمست از باده پیروزی، خود را کدخدا و ارباب دهکده جهانی نامید و با فرهنگ لیبرال دموکراسی سعی در آمریکائیزه کردن تمام کشورها داشت.
نابودی و مهار انقلاب ایران جزو سیاستهای راهبردی آمریکا است. آمریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر به افغانستان حمله کرد و نخست این کشور و سپس عراق را اشغال کرده و با کشاندن ناتو به منطقه قفقاز و نصب سپر موشکی و تأسیس دهها پایگاه نظامی در بین همسایگان شمالی ایران و همچنین نفوذ سیاسی و اقتصادی و نظامی در بین دولتهای عربی منطقه، در واقع ایران را در محاصره سپر خود قرار داد و بدینسان قصد دارد ایران را مهار کند. پس از آن خبر تولید صنعتی سوخت هستهای در بیستم فروردین اعلام شد، آمریکا مدعی شد که باید با سایر کشورهای همپیمانش هر کار ممکنی را برای جلوگیری از ترکیب موفقیتآمیز موشکهای دوربرد و سلاحهای هستهای ایران انجام دهند. لذا آمریکا در ماه ژانویه سال جاری (2007) به دو کشور لهستان و جمهوری چک که بیشتر از اقمار شوروی بودند و در حال حاضر از اعضای اتحادیه اروپا و ناتو هستند، پیشنهاد داد تا یک سامانه دفاع ضدموشکی شامل 10 موشک رهگیر در لهستان و یک سیستم راداری در جمهوری چک را در خاک آنها مستقر کند. واشنگتن هدف از استقرار این سیستم دفاع ضدموشکی را مقابله با تهدیدهای موشکی کشورهایی همچون کره شمالی و ایران برای منافع ایالات متحده اعلام کرده، اما به باور روسیه هدف این سیستم در راستای نظارت بر توان موشکی روسیه است. که این امر شاید موجب بروز جنگ سردی دیگر در دنیای امروزی گردید. روسیه از همین منظر است که به غرب پیشنهاد داده است سپر موشکی را به جای لهستان و چک به جمهوری آذربایجان بیاورد تا مشترکا فعالیتهای نظامی ایران را کنترل کنند.