جواد دلیری
آقای رئیس جمهور! آیا شما میدانید سخنگوی شما کجاست؟ دفتر سخنگوی دولت، شورای اطلاع رسانی دولت، وزارت دادگستری، شورای نگهبان یا ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز که از دیروز حکم مسوولیت این ستاد را به ایشان ابلاغ کردهاید؟
سخنگوی دولت نهم که امروز در بین تمام مسوولان کشور دارای بیشترین سمت است و همزمان در سه قوه حاضر است، بیش از 50 روز است که در جمع خبرنگاران حاضر نشده است.
در این مدت پرسشهای فراوانی در محافل خبری مطرح بوده که دولت نتوانسته به آنها پاسخ دهد. مهمترین موضوعی که در این روزها نقص اطلاع رسانی دولت در آن کاملا مشهود است، ماجرای سهمیهبندی بنزین است که دولت نهم نه قبل از آن و نه بعد از آن هیچ گونه اطلاع رسانیای برای مردم نداشت و این غفلت تا بدانجا پیش رفت که به اعتماد مردم به مسوولان نظام خدشه وارد شد و حوادثی را رقم زد که امنیت ملی را به خطر انداخت. علاوه بر ماجرای سهمیهبندی بنزین دهها موضوع دیگر چون ابهامات مربوط به سود بانکی، طرح امنیت اجتماعی، نامه اقتصاددانان به رئیسجمهور، سفرهای استانی، مذاکرات ایران و آمریکا، پرونده هستهای، جنجال پیش آمده پس از سخنان رئیسجمهور درباره رژیم صهیونیستی و ... مطرح بوده که دولت درباره هیچکدام از آنها اطلاع رسانی و موضعگیری نکرده است.
البته اشتباه نشود که منظور ما موضعگیری دولت در برابر هر موضوعی است که آن خود خطراتی دارد. این نقص اطلاع رسانی و غیبت در برابر رسانهها در جهان امروز که رسانهها حلقه اعتماد مردم به دولتها هستند آنچنان مشهود بوده است که مقام معظم رهبری نیز روز شنبه با تأکید بر اینکه دولت نهم باید در خصوص اطلاع رسانی به مردم بیش از پیش تلاش کند، افزودند: دولت باید حتماً این نقص را برطرف کند و روابط عمومیهای بخشهای مختلف دولت باید فعال شوند و با استفاده از رسانه ملی و روزنامهها، اقدامات مختلف را با زبانی تأثیرگذار و قابل فهم، به اطلاع مردم برسانند. خبر و اطلاع رسانی امروز آنچنان از اهمیت برخوردار است که دولتهای مدرن، سازوکارهای نوینی برای گردش آزاد اطلاعات و عرضه بهنگام اخبار تدارک میبینند.
گذشته از اینکه بلندپایگان وزارتخانهها و یا نهادهای دولتی به صورت روزانه یا هفتگی در محافل مطبوعاتی- خبری حضور یافته و از این طریق درباره آخرین مسائل حوزه کاری خود به ابراز نظر میپردازند، هر کدام از ارکان دولت نیز میبایست به تعریف و تعیین جایگاه مهم و بدیعی برای ساماندهی امور اطلاعرسانی خود مبادرت کنند. از این رو که در بیشتر کشورها برای هر سازمان و نهادی یک سخنگو تعیین شده است تا در مواقع نیاز و یا در زمانی که دسترسی به مسوولان عالیرتبه سازمان میسر نباشد، او آخرین اخبار را درباره یک «مساله روز» به اطلاع افکار عمومی برساند.
تعجب آور نیست که بگوییم در کشور ما پس از گذشت 27 سال هنوز نظام و سازوکار نوینی برای تبادل اخبار دولت و مردم دیده نمیشود و جریان اطلاعرسانی از همان شیوههای ناکارآمد گذشته تبعیت میکند.
اطلاعرسانی دولت نهم نیز از این نقص بیبهره نیست. سخنگوی دولت پس از آنکه در هفتم اسفند ماه سال گذشته همزمان با دو شغل خود (سخنگویی دولت و عضویت در شورای نگهبان) وزیر دادگستری شد، تاکنون (که 120 روز از آن میگذرد) تنها شش بار در برابر خبرنگاران حاضر شده است و از 50 روز پیش تا به حال هم که غایب بوده است. همین غیبت و نقص اطلاعرسانی منشاء بسیاری از نارساییها و ناهنجاریها در فضای خبری کشور شده است، از جمله همین ماجرای سهمیهبندی بنزین با شایعات و ابهاماتی گره خورد که امنیت ملی را به خطر انداخت که مسوولان امر باید روزها و ماهها برای جبران آن تلاش کنند.
آقای احمدینژاد! شما که خود در طول دو سال گذشته تنها پنج بار در برابر خبرنگاران حاضر شدهاید و تنها به برخی از سوالات انتخابی پاسخ دادهاید، فکر نمیکنید باید هر چه زودتر همان گونه که مقام معظم رهبری تاکید کردند فکری به حال وضعیت اطلاع رسانی دولت خود کنید؟
شاید قدم اول این باشد که آقای سخنگوی پرمشغله را پیدا کنید؛ راستی! آیا میدانید سخنگویتان کجاست؟