تاریخ انتشار : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۸۳۵۶
تاملی بر استراتژی جدید سیاست خارجی ونزوئلا

بولیواریسم آمریکای لاتین


 صلاح‌الدین هرسنی

هنگامی که سیمون بولیوار با الهام گرفتن از آرمان‌های دموکراتیک انقلاب فرانسه جمهوری کلمبیا را به جهت مبارزه توسعه‌طلبی و نفوذ ایالات متحده تاسیس کرد، می‌دانست که در اعصار بعد شخص دیگری خواهد توانست هدایت رسالت او را به دست گیرد.

امروزه هوگو چاوز در آغاز هزاره سوم، میراث‌دار آیین بولیوار در آمریکای لاتین است، به طوری که می‌توان مبانی افکار این قهرمان بی‌بدیل آمریکایی لاتین را در سخنرانی‌های سیاسی و گفتارهای اجتماعی او بازخوانی کرد. انتخاب دموکراتیک این آلترناتیو بولیواریسم در ششم دسامبر 1998 و انتخاب مجدد او برای ریاست جمهوری در ونزوئلا، او را برای ادامه دادن راه قهرمان پیشین مصمم ساخت. هوگو چاوز اولین رئیس جمهور بولیواری ونزوئلاست که از سال 1998 به ریاست جمهوری این کشور انتخاب شد. او به واقع فرهنگ بولیواری منبعث از سیمون بولیوار قهرمان آزادیبخش آمریکای لاتین را در منطقه احیا کرد و با طرح مسیری متفاوت در ادبیات سیاسی، درصدد یافتن جایگاهی نوین در آمریکای لاتین شد. قبل از آن رهیافت نئولیبرالیسم با سلطه کامل ایالات متحده برای این کشور تجربه تلخ و گرانی بود که از سیاست دولت‌های کارلوس آندرس پرز و رافائل کالدرا از سال 1979 در بطن سیاست این کشور ناشی بود که موجب نارضایتی عمیق توده‌های فقیر ونزوئلا شد.

چنین سیاستی سوء مدیریت و فساد فراگیر، کاهش بهای نفت در 1998 را به همراه داشت. اعمال این سیاست، فضای سیاسی ونزوئلا را رادیکالیزه کرد و بستری فراهم نمود تا چاوز کودتا کننده پیش در چهارم فوریه 1992 به قدرت برسد.

افکار سیمون بولیوار و همچنین ناسیونالسیم و ایده همگرایی منطقه‌ای جنوب از جمله زمینه‌های فکری چاوز است. چاوز برای ایجاد ثبات، امنیت، انسجام سیاسی و اجتماعی حرکتی ساختارشکنانه در قالب اصلاحات عمیق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آغاز کرد. استراتژی وی منسوخ کردن تمام نهادهای گذشته و ایجاد بنایی جدید در کشور بود. تغییرات وی برای جامعه ونزوئلا با استراتژی جهش به پیش موجب تغییرات زیربنایی شد. تدوین و اجرایی کردن این سیاست‌ها، باعث رنجش و خشم شدید طبقات ثروتمند و پیشین کشور و همچنین این مساله باعث شکل‌گیری اپوزیسیون قدرتمندی در کشور شد که با ارائه دموکراسی مشارکتی توانست موانع اپوزیسیون را پشت سر گذارد. او نخستین اقدام سیاسی خود را بر سر جهانی متحول یافت، به همین جهت تلاش فراوانی را مصروف تقویت نهادهای دموکراتیک و تحکیم مبانی آزادی کرد. در فواصل بعد توانست مبالغ عمده‌ای از بودجه عمومی را به پروژه‌های اجتماعی تخصیص دهد و با به حرکت در آوردن چرخ‌های اقتصادی و ایجاد فرصت‌های شغلی بار دیگر مبدع باز تولید یک سوسیالیسم نوظهور برای میراث بولیوار باشد.

الگوی سوسیال دموکراتیک چاوز مبتنی بر دموکراسی مشارکتی است. چاوز در تبیین این الگوی پذیرفته و بنا شده در آمریکای لاتین بر این اعتقاد است که مشارکت فعال توده‌ها اولین اصل سوسیالیسم است و کنترل مدیریت صنایع جامعه و دولت از آغاز باید در دست طبقه رنجبر باشد و این تنها راه جلوگیری از شکل‌گیری یک بورکراسی و اطمینان از شناخت فعالانه توده‌ها از آغاز با انقلاب است.

توجه به این نکته که جوهره سوسیالیسم را دموکراسی مشارکتی و عدالت اجتماعی سامان می‌دهد، عده‌ای را برای آن داشته که مرام سیاسی چاوز را به مارکسیسم پیوند زنند، اما نباید الهام‌بخش این گفتمن را کارل مارکس و فلسفه کثرت‌گرای او دانست. نگاهی به فعالیت‌ها و اقدامات سیاسی دوران ریاست جمهوری‌اش در اداره امور ونزوئلا آن هم در جهت تحکیم گفتمان چپ نشان می‌دهد که او برای آنکه وسعت و دامنه زمامداری خود را به شائبه‌های خلاف بولیواریسم نیالاید، اولین قربانیان فلسفه سیاسی خود را از میان طبقه کارگر انتخاب کرد. یعنی همان طبقه‌ای که کارل مارکس به شدت به آن دلبستگی و سمپاتی داشت و در سیر دیالکتیکی تاریخ، وظیفه گذار از سرمایه‌داری به سوسیالیسم رابر دوش آن گذاشته بود. شاید به همین دلیل باشد که هوگو چاوز به جای نام بردن از مارکس و انگلس، نام سیمون بولیوار را در تمام سخنرانی‌های خود تکرار می‌کند تا نشان داده باشد که راه او از مارکس جداست و مرام او هم به همین سیاق، جدا از ایده‌ها و باورهای مارکسیستی است.

بولیواریسم امروز آمریکای لاتین زمینه‌های شکل‌گیری تئوریک در سایر کشورهای منطقه آمریکای لاتین را نیز منجر شد که ظهور رهبرانی چون مورالس در بولیوی، رافائل کورئا در اکوادور، داسیلو در برزیل، کرشنر در آرژانتین و اورتگا در نیکاراگوئه شد. در حقیقت میراث بولیواریسم با مساعی چاوز، استراتژی بازگشت به خویشتن و روح همگرایی را در سیاست خارجی دولت‌های منطقه آمریکای لاتین تجلی داده است تا این منطقه جهت‌گیری‌های جدید و تحرک در سیاست خارجی را در عرصه‌های بین‌المللی تجربه کند. هم اینک حقایق موجود فرا روی سیاست خارجی این کشور در چنین شرایطی حاکی است که موجب جهت‌گیری و جهش در عرصه دیپلماتیک این کشورها شده است.

سفر به ایران برای فرار از حیات خلوت آمریکا

 در حال حاضر تلاش‌های استراتژیک همه نهضت‌های سوسیالیستی آمریکای لاتین بدان جهت تمهید می‌یابد که دیپلماسی موجود این کشورها بتواند از فشار ناشی از عوامل خارجی خارج شود و تاثیر مثبت و سازنده خود را در صحنه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بر جای گذارد. از دیگر سو این تلاش‌ها نوعی همگرایی و تضمین رشد و جهش اقتصادی را در این کشورها همراه داشته و زمینه را برای مناسبات دیپلماتیک و همگرایی با کشورهای دیگر فراهم کرده است. مناسبات دیپلماتیک جهش‌دار ونزوئلا و ایران نمونه بارز این همگرایی است. هم اینک تحولات به وجود آمده در آمریکای لاتین، دیپلماسی ایران را در ایستگاه انقلابیون آمریکای لاتین قرار داده است و مناسبات دیپلماتیک این کشورها را جهت‌دار ساخته است.

گسترش روابط دیپلماتیک ایران و ونزوئلا در وقت کنونی را باید نوعی ابتکار و گسترش دیپلماسی برای رهبران دو کشور دانست که از زمان روی کار آمدن دولت جدید در ایران رویکرد تکاملی به خود گرفته است. تردیدی نیست که از دیدگاه سیاست خارجی دولت جدید ایران، منطقه آمریکای لاتین به جهت توانمندی‌های بالقوه و بالفعل، می‌تواند منجر به ایجاد اتحادیه‌ای سیاسی و مستقل از قدرت‌های نظام‌های بین‌المللی باشد، لذا دولت جدید ایران دو رویکرد سیاسی و اقتصادی را در روابط دیپلماتیک خود با این کشورها دنبال می‌نماید.

پیداست که در بعد سیاسی نوعی مفاهمه و دیالوگ سازش بر گفتمان دیپلماسی حاکم است و سران دیپلماسی این کشورها می‌کوشند که برای تحقق آمال و آرزوهای خود بر عوامل موانع پیش رو و عوامل تحدیدکننده فائق آیند. در این رهگذر دولت جدید ایران در نیل به مقاصد سیاسی، هدفی چون توسعه روابط منطقه‌ای برای اتخاذ مواضع مشترک در زمینه مسائل مهم بین‌المللی و توسعه روابط سیاسی را تعقیب می‌کند. در بعد اقتصادی هم به جهت وجود منابع انرژی و نیاز برخی از کشورهای صنعتی به این کشورها در تامین انرژی، فرصتی را در تعامل بیشتر به این کشورها داده است تا بتوانند روابط دیپلماتیک خود را در مقابله با محدودیت‌سازی چالش‌برانگیز قدرت‌های بزرگ، مستحکم نمایند. هم اینک در نزد ناظران سیاسی، دیدار مکرر رهبران کاراکاس و تهران، به یک شوک سیاسی و شکل‌گیری یک بلوک قدرت تعبیر می‌گردد. تردیدی نیست که از سرگیری مناسبات دیپلماتیک این دو کشور، پیامی استعاری دارد که گذشته از دستاوردها و آثاری که در عرصه‌های اقتصادی و مبادلات دو طرف بر جای می‌نهد، گامی برای ساختن جهانی است که روح عدالت و آزادی در آن جاری باشد. سفر اخیر چاوز به تهران، گامی بلند در جهت تحقق چنین اهدافی است که این سیاستمدار سرخ پوش ونزوئلا اجرای آن را برآورده شدن بخشی از میراث بولیواریسم می‌داند. ضمن آنکه این سفر کنونی را مانند سایر سفرهای او، باید گشودن بابی از همکاری‌های استراتژیک ایران و ونزوئلا دانست چرا که هم اینک آنچه برای چاوز اهمیت خارج کردن منطقه آمریکایی لاتین از حیطه نفوذ آمریکاست تا این کشور با توجه به تعامل و همکاری ونزوئلا با ایران، سرزمین بولیوار را حیات خلوت خود نپندارد. در شرایط فعلی و با توجه به سفرهای مکرر این رهبران، صفحه‌ای از دوران طلایی روابط ایران و ونزوئلا رقم خورده و این مناسبات به گونه‌ای است که این رهبران خواهان روابط و تعامل گسترده در نیل به اهداف اشتراکی خود می‌باشند. آنچه در این میان می‌تواند به مکانیسیمی برای بهبود روابط بیشتر تلقی شود، وجود منابع انرژی در عرصه اقتصادی است که بی‌شک این منابع می‌تواند سران این دو کشور را در رسیدن به اهداف یاری دهد.

هم اینک دو کشور در کنار پتانسیل‌های موجود انرژی به بازیگران مطرح مناطق جغرافیایی خود مبدل شده‌اند که استراتژی آنها هدفی جز مقابله با سیاست‌های دست راستی قدرت‌های بزرگ ندارد. از همین رو است که حوادث به وجود آمده در بستر مناسبات دیپلماتیک دو کشور، نام جنبش را به خود گرفته و موجب نوعی بیداری سیاسی در عرصه بین‌الملل شده است. با این درآمد تردیدی نیست که سفر چاوز هدفی ندارد جز آنکه بخواهد بار دیگر، ورای آن همه اهداف استراتژیک تهران، کاراکاس، شعار بازگشت به خویشتن را سر دهد و مفاهمه و دیالوگ سیاسی دو کشور را در عرصه بین‌الملل در معرض نمایش همگان قرار دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات