علاوه بر مخالفتهای بسیاری که مقامات و دولتمردان کشورهای مختلف با هرگونه راه حل غیردیپلماتیک برای بر طرف شدن مناقشات درباره برنامه هستهای ایران ابراز میکنند، صاحبنظران و کارشناسان سیاسی و مسائل استراتژیک نیز تأکید میکنند که در شرایط کنونی، ورود به عرصه جدید نظامیگری برای ایالات متحده به هیچ وجه برای این کشور به صرفه نیست و اتخاذ این گونه مواضع تنها در قالب اعمال فشارهای روانی قابل توجیه است، اما با این وجود، همواره شاهد تأکید مقامات آمریکایی و شخص رئیس جمهوری این کشور بر مطرح بودن حمله نظامی در قبال ایران هستیم.
به نظر میرسد این روزها اشاره به نام افرادی مانند دیک چنی، معاون رئیسجمهور آمریکا به عنوان حامی اصلی حمله به ایران از سوی رسانههای خبری نیز در راستای گسترش دامنه جنگ روانی بر ضد تهران است، به ویژه آنکه رسانههای غربی بیش از پیش بر میزان قدرت و تأثیرگذاری چنی در هیأت حاکمه آمریکا و نفود او بر شخص جورج بوش سخن میگویند، کمااینکه چندی پیش روزنامه انگلیسی گاردین در گزارشی به نقل از مقامات مطلع در کاخ سفید که به نام آنها اشاره نکرده بود، تأکید داشت که اختلاف نظر شدیدی میان چنی از یک سو و رایس و گیتس، وزیران خارجه و دفاع آمریکا به عنوان مخالفین اقدام نظامی در قبال ایران وجود دارد و البته در این میان قدرت تأثیرگذاری حتی بر بوش بیشتر از دو وزیر مذکور است.
اما گویا در مراحلی شکل این گونه گزارشها نیز متفاوت شده و برخی رسانهها سعی دارند با نشان دادن مخالفت خود با اقدام نظامی به نوعی حتمی بودن حمله آمریکا به ایران را القا کنند و از این طریق، به جنگ روانی آمریکا بر ضد ایران دامن بزنند.
حتی در پارهای اوقات این گونه احساس میشود که ابراز نگرانی دولتمردان کشورهای غربی از حمله نظامی به ایران، تنها برای مطرح نگه داشتن این موضوع در جهت اعمال فشار بر تهران است.
چنی یکهتاز
همانطور که اشاره شد بنابر اخباری که از طریق برخی رسانههای آمریکایی منتشر میشود، در صدر جریانی که حامی حمله نظامی بوش به ایران است، شخص دیک چنی، معاون رئیس جمهوری آمریکا قرار دارد و البته در میان دولتمردان آمریکایی نیز مخالف جدی که بتواند در این زمینه، طرز فکر او را به چالش بکشد، وجود ندارد.
برای نمونه، نشریه اینترنتی هافینگتون پست با اشاره به این موضوع در مطلبی تصریح میکند که بسیاری از اتهاماتی که فرماندهان آمریکایی حاضر در عراق متوجه ایران میکنند، ساختگی است.
نگارنده این نوشتار خاطرنشان میکند که پیش از این نیز چنین عملکردی از سوی نومحافظهکاران آمریکایی در قبال عراق نیز مشاهده شده است. او سپس به بعضی از اظهارات دیک چنی درباره ایران اشاره میکند که مدعی شده است: «ایرانیها در حال دستیابی به سلاح اتمی هستند؛ به نظامیان ما در عراق حمله میکنند و آیا با این حال ما باید دست آنها را در این مسیر همچنان باز بگذاریم؟»
هافینگتون پست در ادامه برای نشان دادن نگرانی خود، تأکید میکند که بیان تمامی ادعاها از سوی چنی و سخن گفتن وی از وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق یا تلاش آمریکا برای گسترش دموکراسی تنها به این علت است که او به هر شکلی به دنبال ایجاد جنگ است.
ناامیدی
اما به هر حال آنچه مهم به نظر میرسد، این است که در ادامه این مطلب این گونه القا شده است که گویا حمله نظامی آمریکا به ایران قطعی است. نگارنده با بیان این جمله که «ما امیدی به برافروخته نشدن آتش جنگ با ایران نداریم»، در واقع، خود جنگ روانی دیگری را آغاز میکند و این بار به دنبال القای واقعیت حمله به ایران از طریق نشان دادن مخالفت خود با آن است.
او جمهوریخواهان کنگره را ناتوان از مخالف با معاون نخستوزیر آمریکا عنوان میکند، چرا که آنها در واقع پیروان بوش و چنی هستند و همواره نظرات این دو را تأیید میکنند و البته در حال حاضر هم به علت نارضایتی مردمی از جمهوریخواهان، احتمال حضور آنها در دور بعدی کنگره بسیار کمرنگ شده است.
وی همچنین دموکراتها را نیز با وجود افزایش اقبال مردمی به آنها، در مقابله با چنی ناتوان توصیف میکند.
این نوشتار سپس برای هر چه بغرنجتر نشان دادن موضوع حمله نظامی به ایران، به رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا اشاره میکند و مینویسد: آخرین امید برای مقابله با حمله نظامی آمریکا به ایران، رابرت گیتس است، اما او نیز برای انجام این کار به کمکهای داخلی و خارجی نیاز دارد، حال آنکه متحدان همفکر او به عنوان یکی از مخالفین اقدام نظامی در برابر ایران، عمدتاً نالایق هستند و به موافقان دیک چنی نیز روز به روز افزوده میشود.