شاخصهای قیمت از نماگرهای مهم اقتصادی محسوب میشوند که در کنار سایر شاخصهای اقتصادی علاوهبر نمایان ساختن عملکرد اقتصادی در دورههای زمانی، برای تبیین روند سیاستگذاری آتی نیز مورد استفاده قرار میگیرد. برای تهیه شاخص قیمت ابتدا باید اهداف شاخص و کاربردهای آن به صورت واضح و روشن مشخص شود. زیرا اهداف مختلف، شاخصهای خود را نیاز دارد و با تهیه یک شاخص قیمت نمیتوان به تمام اهداف مورد نظر رسید. هدف اصلی از تهیه شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوار، اندازهگیری متوسط تغییرات قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوار در طول زمان است که این تغییرات باعث تغییر قدرت خرید مصرفکننده میشود و در نهایت رفاه مصرفکننده را تحتتأثیر قرار میدهد. بهعبارت دیگر، شاخص CPl، نزدیکترین شاخص به شاخص هزینه زندگی است. کاربردهای اساسی و متنوع این شاخص در فعالیتها و تصمیمگیریهای اقتصادی از جمله برآورد قدرت خرید پول کشور، اندازهگیری روند درآمد و هزینه واقعی خانوارها، تعدیل دستمزد و حقوقها و برآورد حسابهای ملی به قیمت ثابت، اهمیت و جایگاه شاخص مزبور را در بررسیها و برنامهریزیهای اقتصادی نشان میدهد. بانک مرکزی بهعنوان مرجع رسمی تهیه و اعلام نرخ تورم که از جمله شاخصهای اقتصادی است، عهدهدار حفظ دقت و صحت شاخص یاد شده است و محاسبات لازم را طبق استاندارد پذیرفته شده در مجامع علمی آماری بینالمللی انجام میدهد. شاخص بهای کالا و خدمات مصرفی که درصد تغییر سالانه آن شاخص تورم را نشان میدهد، برمبنای تغییرات قیمت سبدی منتخب از اقلام مصرفی خانوارهای شهری محاسبه میشود. انتخاب اقلام و مشمول شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی براساس نتایج حاصل از یک بررسی مستقل به عنوان بررسی بودجه خانوارهای شهری صورت میگیرد. بدینترتیب که در سال پایه بررسی نمونه جامعی از خانوارهای شهرنشین صورت میگیرد و در آن تمام هزینهها و درآمدهای آنها پرسش و نتایج حاصل از آن به طریق علمی به کل جامعه شهری تعمیم داده میشود. فرمول محاسبه مربوط به این شاخص در ایران، همچنان فرمول لاسپیرس است که براساس استانداردهای موجود، سبد اقلام و وزنهای منتسب به آنها در سال پایه فعلی را تا سال پایه بعد ثابت فرض میکند. البته برای سهولت محاسبه تغییراتی در آن داده شده است؛ بدون آنکه در اصل فرمول دگرگونی ایجاد کند، ضمن آنکه مقایسه قیمتها در ماههای متوالی امکانپذیر باشد.
بررسی برخی نکات مهم در خصوص شاخص CPl
خانوار به مثابه یک واحد اقتصادی میتواند از یک فرد یا تعدادی از افراد تشکیل شده باشد. این واحد اقتصادی میتواند مصرفکننده یا تولیدکننده باشد. در این شاخص خانوار به عنوان مصرفکننده موردنظر است. با این تعریف که مصرف فعالیتی است که اشخاص بهصورت انفرادی یا جمعی انجام میدهند و خانوارها کالاها و خدماتی را برای رفع نیازشان به مصرف میرسانند. فعالیت مصرف از طریق ارزش کالاها و خدماتی که در زمان مشخصی به مصرف خانوار میرسد، اندازهگیری میشود. در شاخص CPl کالاها و خدماتی که خانوار به مثابه تولیدکننده برای تولید کالا یا خدمت به مصرف میرساند، مورد اندازهگیری قرار نمیگیرد. شاخص CPl، شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوار، نه شاخص قیمت کل کالاها و خدمات مورد استفاده خانوار است. در این شاخص ارزش خرید خانه، زمین، خرید سهام و داراییهای مالی و... خانوار پوشش داده نمیشود. گرچه با پوشش دادن این موارد، این شاخص به شاخصی که نرخ تورم را نشان میدهد نزدیکتر میشود اما از آنجایی که شاخص CPl با یک تعریف بینالمللی تهیه میشود، کالاها و خدماتی که خانوار برای کسب درآمد یا به عبارتی برای فعالیتهای اقتصادی تولیدی خود استفاده میکند، منظور نمیشود. این شاخص فقط کالاها و خدماتی را پوشش میدهد که به مصرف شخصی افراد خانوار رسیده و مطلوبیت ایجاد کرده باشد. به گزارش نشریه برنامه اگر هدف از تهیه شاخص CPl سنجش هزینه زندگی باشد، ارزش برخی از کالاها و خدمات که توسط خانوار خریداری نمیشود باید برآورد و در شاخص منظور شود. پوشش دادن این هزینههای برآوردی به این دلیل است که سطح زندگی و رفاه خانوار تا حدودی به این مبادلات غیرپولی که دولت در اختیار خانوارها قرار میدهد بستگی دارد. همچنین زمانی میتوان شاخص CPl را به عنوان شاخص هزینه زندگی تلقی کرد که ارزش کالای تولید شده توسط خانوار برای خود مصرفی و ارزش کالاهایی که به عنوان حقوق و دستمزد غیرپولی به خانوار پرداخت شده برآورد و در شاخص CPl منظور شده باشد. در شاخص CPl هدف از ثابت نگهداشتن مقدار کالاها و خدمات درون سبد مصرفی خانوار در طول زمان فقط سنجش تغییرات قیمت است. در صورتی که در شاخص هزینه زندگی، چون هدف رسیدن به مطلوبیت یکسان در دو زمان است با تغییر قیمت، مقدار و در واقع ترکیب کالاها و خدمات درون سبد مصرفی خانوار نیز میتواند تغییر کند. به زبان سادهتر، شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی تنها آن بخش از تغییر در هزینه زندگی است که براساس تغییر در قیمت کالاها و خدمات به وجود میآید و آن قسمت از تغییر در هزینه زندگی را که ناشی از تغییر در سطح زندگی و رفاه خانوارها (تغییر در درآمدها، ترکیب خانوار، تغییر سلیقهها و...) است، شامل نمیشود. برخی از استفادهکنندگان انتظار دارند شاخص CPl به عنوان یک شاخص تعدیلکننده قیمت برای تعدیل هزینه مصرفی خانوار در حسابهای ملی به کار گرفته شود. زیرا هر دو شاخص بهطور تقریبی تغییرات هزینه مصرفی خانوار را اندازهگیری میکنند. در واقع این انتظار درست نیست زیرا شاخص قیمتی که برای تعدیل هزینه خانوار به کار گرفته میشود، تعداد کالاها و خدمات بیشتری را نسبت به CPl نیاز دارد و حتی فرمولهای محاسباتی متفاوتی را میتوان در هر یک به کار گرفت. بنابراین بیان این مطلب که یکی از کاربردهای اصلی شاخص CPl تعدیل حسابهای اقتصادی است، گمراهکننده است. البته در نبود شاخصهای تعدیلکننده قیمت خاص تعدیل حسابهای اقتصادی، میتوان از شاخص CPl با توجه به ویژگیهای آن استفاده کرد. از آنجا که تورم یک پدیده پولی است و قیمتهایی که حاصل از معاملات پولی در بازار هستند، در آن اثر میگذارد، بنابراین هزینههای غیرپولی در محاسبه نرخ تورم منظور نمیشوند، چون این هزینهها با قیمتهای غیرواقعی برآورد شده و در صورت منظور کردن آنها میزان تقاضای پول مخدوش میشود و به عبارت دیگر، کالاها و خدمات غیربازاری در شاخصی که برای سنجش نرخ تورم تهیه میشود، پوشش داده نمیشود. در حال حاضر، شاخص تغییرات قیمت کالاها و خدمات مصرفی از سوی بانک مرکزی با استفاده از میانگین موزون شاخص قیمت کالاها و خدمات منتخب و اهمیت نسبی آنها در هزینه مصرف خانوارها محاسبه میشود. ممکن است طی یک سال قیمت برخی از کالاها کاهش و برخی افزایش داشته باشد و حتی طی ماههای مختلف بنا به دلایل فصلی و غیره نوسان قیمتها متفاوت باشد. وقتی میانگین شاخصهای قیمت طی یک سال را محاسبه میکنیم، این نوسانها یکدیگر را تا اندازهای تعدیل میکنند و در نهایت شاخص کل، نماینده تغییرات سطح عمومی قیمتها در یک سال است و نمیتواند درصد تغییرات قیمت یک کالا یا خدمت مشخصی را بیان کند. همچنین، تغییرات قیمت هر گروه از کالاها و خدمات با توجه به درجه اهمیتی که در سبد مصرفی خانوارها دارند، در محاسبه شاخص کل دخالت میکنند. بنابراین، ممکن است قیمت یک کالا چند برابر شده باشد اما به علت اهمیت کم آن در هزینه مصرف خانوار شاخص کل را تغییر قابل توجهی ندهد. برای اینکه معلوم شود قیمت هر گروهی از کالاها و خدمات چه تغییراتی داشتهاند، باید شاخص قیمت آن گروه کالا و خدمات نیز مورد بررسی قرار گیرد.
اختلافنظر بانک مرکزی و مرکز آمار ایران
با توجه به اینکه در دهه اخیر، نرخ تورم در بسیاری از کشورهای مختلف به حدود پنج درصد رسیده، یک درصد خطا در کاربرد فرمولهای محاسباتی نرخ تورم میتواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد. این مسأله یکی از دلایل عمدهای است که در دهه اخیر باعث شده تا توجه ویژهای به فرمولهای محاسباتی در سطوح مختلف تهیه شاخص و اندازهگیری میزان خطا برای هر یک از فرمولهای محاسباتی صورت گیرد. همانگونه که بیان شد، بانک مرکزی مرجع رسمی تهیه و اعلام نرخ تورم در مناطق شهری ایران است اما مرکز آمار ایران نیز این شاخص را به تفکیک مناطق شهری و روستایی تهیه میکند. جدول شماره یک، نرخ تورم خانوارهای شهری ایران را توسط دو مرکز تولید اطلاعات نشان میدهد. هر دو مرکز تولید اطلاعات یعنی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و مرکز آمار ایران، برای محاسبه شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی از فرمول لاسپیرس استفاده میکنند. این دو مرکز هر چند تفاوتهایی در انتخاب خانوارهای نمونه و اقلام مورد قیمتگیری دارند اما مهمترین تفاوت آنها در چگونگی تهیه قیمت نسبی کالا و خدمات مورد استفاده در فرمول لاسپیرس است. بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران برای محاسبه قیمت نسبی کالا و خدمت از میانگین حسابی ساده قیمتهای جمعآوری شده از منابع اطلاع مختلف در زمان جاری نسبت به زمان پایه استفاده میکند اما مرکز آمار ایران با توجه به نظریه عقلایی رفتار مصرفکننده و استفاده از آزمونهای آماری از روش میانگین هندسی از نسبت قیمتها در هر یک از منابع اطلاع استفاده میکنند. بهطور خلاصه، نکته با اهمیت این است که هر دو مرکز تولید آمار، نرخ تورم را با استفاده از شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی (و فرمول لاسپیرس) که طبق استاندارد پذیرفته شده در مجامع علمی آماری بینالمللی است، محاسبه میکنند. البته در مواردی نرخ تورم توسط برخی مراکز دیگر از جمله در مطالب منتشر شده به نقل از مرکز پژوهشهای مجلس اسلامی نرخ تورم 23 درصد برای سال 1385 نیز اعلام شده است که یادآوری میشود اعدادی که توسط سازمانهای پژوهشی کشور از جمله مرکز پژوهشهای مجلس تحت عنوان نرخ تورم محاسبه و اعلام میشود بر پایه مدلهای اقتصادی خاص و موردنظر آن مرکز تهیه شده است و از نظر مفهومی با روش محاسبه شاخص تورم که در بانک مرکزی و مرکز آمار ایران براساس روش استاندارد علمی و مورد تایید سازمانهای بینالمللی آمار که متولی رسیدگی به شاخصهای اقتصادی در سطح جهانی هستند تهیه میشود، تفاوت ماهوی دارد.
برخی ابهامها در خصوص نرخ تورم در ایران
یکی از مهمترین هزینهها در بررسی بودجه خانوار، هزینههای مربوط به مسکن است که در شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی نیز مورد توجه خاص قرار دارد. گروه مسکن در شاخص CPl شامل کرایه خانههای مسکونی اجاری، برآوردی از ارزش خانههای اجاری مسکونی شخصی و خدمات ساختمانی است. بهطور معمول آمارگیران هر سه ماه یکبار به واحدهای مسکونی اجاری مراجعه و تغییرات اجارهبها را ثبت میکنند که البته چون در بیشتر موارد قرارداد اجاره یکساله است و جابهجایی در طول یکسال بهندرت اتفاق میافتد؛ از اینرو تغییرات شاخص قیمت اجارهبها نیز بهطور مشخص سالانه در شاخص CPl نمایان میشود. همچنین بانک مرکزی تغییرات قیمت منظور شده برای هزینه اجارهخانههای شخصی و واحدهای مسکونی اجاری را بهطور تقریب یکسان فرض میکند. یعنی شاخص قیمت گروه مسکن بهطور تقریب بر شاخص کرایهخانههای مسکونی اجاری منطبق است. البته همانگونه که بیان شد در شاخص CPl ارزش خرید خانه، زمین، خرید سهام و داراییهای مالی و... خانوار پوشش داده نمیشود. در عین حال محاسبه تغییرات کرایهخانههای شخصی با روند فعلی نیز خالی از اشکال نبوده و نیاز به بازنگری دارد. به منظور رفع مشکل یاد شده اتحادیه اروپا برای سنجش نرخ تورم در کشورهای عضو شاخصی را به نام HlCP ارایه کرده و دستورالعمل محاسبه آن را نیز اعلام داشته است. در بیشتر موارد اهداف اصلی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی اقتضا میکند که این شاخص بهصورت جداگانه، برای گروههای جمعیتی خاص محاسبه شود. به عنوان مثال، اگر هدف محاسبه دریافتی واقعی افراد مزد و حقوقبگیر باشد مناسب است شاخص را جداگانه برای خانوارهای کارمندان یا کارگران که قسمت عمدهای از درآمدشان را از دستمزد و حقوق به دست میآورند محاسبه کنیم. شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی که توسط بانک مرکزی محاسبه و منتشر میشود، معیار سنجش تغییرات قیمت تعداد ثابت و معینی از کالاها و خدمات است که توسط خانوارهای شهرنشین به مصرف میرسند، به عبارت دیگر این شاخص برای تمام خانوارهای نمونه شهرنشین بدون توجه به اینکه خانوارها در کدام زیرگروههای درآمدی (یا شغلی) قرار دارند، محاسبه میشود. هرچه گروه خانوارهای مشمول شاخص همگنتر باشند، دقت شاخص در نشان دادن اثر تغییر قیمت کالاها و خدمات مصرفی آن بیشتر خواهد بود. به این دلیل در کشورهایی که امکانات و منابع کافی برای بررسیهای آماری وجود دارد، شاخصها علاوهبر حالت کلی برای گروههای مشخصی از جامعه به عنوان مثال کارگران صنعتی، کارگران کشاورزی، کارمندان، روستاییان و... محاسبه میشود. در کشورهایی که امکانات و منابع درآمدی محدودتر بوده، طبقات مشمول شاخص، وسیعتر و ناهمگنتر است که این مساله (بهویژه با توجه به توزیع نامناسب ثروت و درآمد در جامعه شهری ایران) باعث کاهش کارآیی شاخص میشود.
جمعبندی و نتیجهگیری
شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی بهعنوان معیار سنجش تغییرات قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوارها مهمترین ابزار اندازهگیری میزان نرخ تورم در اقتصاد کشور است. به عبارت دیگر نرخ تورم به عنوان رشد شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی طی دو دوره است. این شاخص به دلیل آنکه دربرگیرنده تمام کالاها و خدمات مصرفی ممکن در سطح اقتصاد نبوده و تنها بخشی از کالاها و خدمات را دربر میگیرد؛ از اینرو به خوبی نمیتواند تورم ناشی از کل کالاها و خدمات را نشان دهد. در حالی که شاخص ضمنی تعدیل ناخالص داخلی به دلیل آنکه برآمده از ارزش افزوده تمام کالاها و خدمات است، بهتر میتواند تورم کل اقتصاد را نشان دهد. با توجه به مطالب یاد شده موارد زیر بهطور مشخص پیشنهاد میشود: نظر به اینکه افزایش قیمت مسکن یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر سطح زندگی و رفاه خانوارها است از اینرو پیشنهاد میشود در محاسبه شاخص کرایهخانههای مسکونی شخصی لحاظ شده در CPl بازنگری شود یا اینکه مانند اتحادیه اروپا علاوهبر شاخص CPl یک شاخص مشابه دیگری که متغیرهایی مانند خرید خانه، سود سهام و... را دربرگیرد، محاسبه و منتشر شود. علاوه بر محاسبه CPl این شاخص حداقل برای دهکهای پایین درآمدی (بهطور مثال خانوارهای موجود در 40 درصد پایین جامعه)، نیز به منظور سیاستگذاری بهتر از جمله هدفمند کردن یارانهها، اندازهگیری فشار تورمی بر گروههای پایین درآمدی و... محاسبه و منتشر شود. به منظور کاهش هزینه، شایسته است، محاسبه این شاخص به یکی از متولیان آمار (بهطور مثال مرکز آمار ایران که بهطور تخصصی وظیفه تولید آمار در کشور را به عهده دارد) واگذار شد تا از دوگانگی ارایه آمار و اطلاعات در جامعه پرهیز شود.