گروه سیاسی: تجارت انقلاب، اکنون در سر خط سیاستهای کاخ سفید برای تحکیم هژمونی آمریکا در دنیای تک قطبی قرار گرفته است.
اگر در گذشته وقوع انقلابها در کشورهای مختلف وابسته به مؤلفهها و شرایط داخلی کشورهایی بود که انقلاب در آن کشورها روی میداد و قدرتهای منتفع بیرونی، حداکثر میتوانستند بر بخشی از جریان انقلاب، موجسواری کنند، انقلابهای رنگینی که در هزاره سوم تحت عنوان انقلاب بدون خشونت یا بدون تفنگ رخ داده است، محصول انگارهسازیهای بنگاهها و بنیادهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آمریکایی از مفهوم خیر و شر در رسانههای مجازی است که مخاطبانی حقیقی در دانشگاهها یا سازمانهای غیر دولتی کشورهای هدف دارند.
بهانهها برای روشن شدن جرقه این انقلابها همیشه وجود دارد؛ از ادعای یک تقلب انتخاباتی تا زندانی شدن یک یا چند فعال دانشگاهی یا فعال در تشکلهای غیر دولتی و... همین انگارهها کافی است تا مرز خیر و شر در رسانههایی که وابسته به بنگاههای پهن پیکر اقتصادی غربی هستند تفکیک و تبلیغ شود.
انقلاب بولدوزر 2000 در صربستان، انقلاب ادسا 2001 در فیلیپین، انقلاب گل رز 2003 در گرجستان، انقلاب نارنجی 2004 در اوکراین و انقلاب لالهای 2005 در قرقیزستان، نمونههای روشن از انقلابهای هزار سوم هستند که تفاوتهایی بنیادین با انقلابهای هزاره قبلی و قرن بیستم دارند.
بنیاد ملی برای دموکراسی
افزون بر بنیاد سوروس که چندی پیش بخشی از فعالیتهای آن در ایران از سوی بعضی عوامل مرتبط با این مؤسسه افشاء شد، برخی بنیاد و بنگاههای اقتصادی . فرهنگی و سیاسی در آمریکا که تا چندی پیش فعالیتهای خود را در اروپای شرقی، آسیای جنوب شرقی و آمریکای لاتین متمرکز کرده بودند، به طور معناداری، در تعریف فعالیتهای خود قرار دادهاند.
بنیاد ملی برای دموکراسی (NED) یکی از بنیادهاست که با کمک 300 هزار دلاری از سوی یک آژانس بینالمللی تشکیل و سپس به برنامه دموکراسی معروف شد.
ظاهراً ترغیب مؤسسات دموکراتیک از طریق برنامههای بخش خصوصی، تحمیل ارتباط و تبادلات میان گروههای غیر دولتی و گروههای دموکراتیک در خارج، تقویت همکاری میان گروههای بخش خصوصی آمریکا با گروههایی در خارج و ترغیب طرحهای دموکراتیک همگام با منافع آمریکا و گروههایی که این کمکها را دریافت میکنند، از اهداف تأسیس این بنیاد اعلام شده است. کمکهای بنیاد ملی برای دموکراسی تا پیش از 11 سپتامبر به کشورهایی چون لهستان، شیلی، نیکاراگوئه، آفریقای جنوبی، برمه، چین، تبت، کره شمالی و کشورهای بالکان اختصاص مییافت، پس از 11 سپتامبر 2001 با تصویب سومین سند استراتژیک NED، کمکهای ویژهای برای کشورهای دارای جمعیت مسلمان خاورمیانه و آسیای مرکزی تدارک دیده شد. بودجه این سازمان از 40 میلیون دلار در سال 2004 به 74 میلیون دلار در سال 2006 افزایش یافت.
این بنیاد به دستور رئیسجمهور رونالد ریگان راهاندازی شد و در دولت بوش با تقویتهای مالی وسیعی که از آن شد، فعالانه به منظور انجام مأموریتهای محوله حضور یافت و در سالهای اخیر به عضوگیری از برخی مخالفان نظامهای مورد نظر سران کاخ سفید اقدام کرده است طوری که اخیراً 13 عضو ایرانی را هم در خود جای داده است.
روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» هم در حاشیه خبری در مورد این بنیاد مینویسد: با ایجاد بنیاد ملی برای دموکراسی، واشنگتن از ابزاری برخوردار شده است که کمتر از سیا به چشم میخورد و بویژه کمتر محل بگومگو بوده است، اما هدف همان هدف سیا است: بیثبات کردن حکومتهایی که دوست ایالات متحده به شمار نمیآیند از طریق فراهم آوردن پول برای مخالفان.
بنیاد ملی برای دموکراسی، شیوههای مختلف سست کردن پایههای حکومتهای [ناخوشایند برای آمریکا] را به کار میگیرد، ولی از بدو تأسیس قرار است بدون هیاهو و در سایه به انجام ماموریتها بپردازد، طوری که 16 دسامبر سال 1983 رئیسجمهور ریگان همزمان با تأسیس این بنیاد اعلام کرد: «این برنامه در سایه خواهد ماند و پر واضح است که با مصالح ملی ما سازگار خواهد بود.» پایگاه اینترنتی مرکز تحقیقات بینالمللی وزارت امور خارجه استرالیا نیز در حاشیه خبری در مورد بنیاد ملی برای دموکراسی مینویسد: این بنیاد برای فعالیتهای خود افقی 5 ساله را در مورد وضعیت دموکراسی در ایران طراحی کرده است، به شکلی که پس از 5 سال باید رابطه دموکراسیخواهان ایرانی با دموکراسیخواهان جهانی شکلی منظم به خود بگیرد.
این گزارش میافزاید: این بنیاد با حمایتهای گسترده شخص بوش و اعضای عالیرتبه سازمان سیا فعالیت میکند و برنامههایی نیز بر همین اساس در برخی کشورهای دیگر از جمله برخی کشورهای آسیای میانه، عربی و حتی روسیه دنبال میکند.
افزون بر این، دو بنیاد کارنگی و ویلسون نیز بیش از 4 دهه است که با پشتیبانی فرهنگی از سیاستهای واشنگتن در نقاط مختلف جهان فعالیت دارند و به جذب نخبگان ناراضی کشورهای مخالف سیاستهای آمریکا میپردازند. بنیاد کارنگی با کمک 10 میلیون دلاری اندرو و کارنگی تأسیس شد و در حوزههای اقتصادی. سیاسی فعال است.
بنیاد ویلسون اگر چه فقط یک دفتر در داخل آمریکا دارد؛ ولی از محققان و چهرههای دانشگاهی و منتقد در کشورهای دیگر برای برپایی کارگاهها و دورههای کوتاهمدت آموزشی و انجام سخنرانی در آمریکا، دعوت به عمل میآورد و در جهت براندازی نرم کشورها گام برمیدارد.