طی هفتههای اخیر اخبار متفاوتی از نزدیکی گروههای مختلف اصولگرا نظیر اعلام منشوری 20 مادهای که ظاهراً به امضای چهرههای شاخص این جناح رسیده، منتشر شده است. اهداف اصلی این منشور که بسیاری از آن به عنوان «منشور ائتلاف اصولگرایی» یاد میکنند مواردی از جمله ایجاد همگرایی و انسجام میان گروههای اصولگرا و ایجاد زمینه مشارکت حداکثری در انتخابات مجلس هشتم عنوان شده است.
در کنار این منشور، مجمع عمومی جبهه پیروان خط امام و رهبری در نشستی توافق کرد که گروهی شش نفره از نمایندگان سه جریان اصلی اصولگرا، جریانهای سنتی، تحولخواه و حامیان دولت تشکیل شود و راه را برای رسیدن به ائتلافی گسترده هموار کند. این تصمیم که در میان اصولگرایان با استقبال رو به رو شد و حتی لاریجانی هم از آن در کنار شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به عنوان گروه 6+5 نام میبرد هنوز پاسخ روشنی از سوی حامیان دولت و سایر گروههای اصولگرا دریافت نکرده است.
عسگر اولادی دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری معتقد است که قرار است هیأت 5 نفرهای نیز در کنار این هیأت باشد و هر کجا حکمیتی لازم بود انجام دهد. هر چند میریان عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین اظهار داشته، ترکیب هیأت 5 نفره گروههای اصولگرا تقریباً مشخص شده ولی قرار است فعلاً به صورت رسمی اعلام نشود. جبهه پیروان خط امام و رهبری که خود را از پیشگامان تلاش برای دستیابی به ائتلاف میداند از 14 گروه اصولگرا تشکیل شده است.
در حالی که قدمهای نخست ائتلاف بزرگ اصلاحطلبان با ابهامات و سوالات بسیاری روبهروست، جبهه اصولگرایی خود را برای شرکت هر چه وسیعتر و یکپارچهتر در انتخابات آماده میکند. آنچه در میان گروههای معروف به طرفداران اصلاحات مایه اصلی نگرانی است، رد صلاحیت گسترده نامزدهاست.
در انتخابات دوره قبل، صلاحیت برخی از نمایندگان مجلس ششم برای نامزدی انتخابات هفتمین دوره تأیید نشد و همین مسأله هم یکی از نگرانیهای اصلی آنها شده است تا حدی که برای رفع این دغدغه ناچار شدند دست یاری به سوی هاشمی دراز و در نشستی با وی دیدار کنند. هاشمیرفسنجانی در این دیدار آنها را به حضور فعال در انتخابات آینده تشویق و توصیه کرد، میدان را خالی نکنند. او در مورد نگرانی رد صلاحیتهای احتمالی گفته بود: من در این زمینه با آقایان مذاکره خواهم کرد و امیدوارم شرایط خوبی برای برگزاری یک انتخابات آزاد فراهم شود. این اظهار امیدواری هاشمی در حالی است که کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان ضمن تأکید بر اینکه در مورد ردصلاحیتشدگان دوره پیش امکان تجدیدنظر وجود دارد، ابراز امیدواری کرد ردصلاحیتها در انتخابات مجلس هشتم به حداقل برسد.
در هر صورت به نظر میرسد اگر اصلاحطلبان کمی به حافظه تاریخی خود رجوع کنند باید از همین ابتدا مشخص کنند که چه انتظاری از هاشمی دارند. شاید در گام اول آنها از هاشمی توقع داشته باشند تا در حوزههایی چون تأیید صلاحیت نامزدها و سلامت انتخابات به کمک آنها آید. این مسأله با توجه به اینکه هاشمی با اتفاقات چند سال اخیر به جریان اصلاحطلب تمایل پیدا کرده در برداشت اول زیاد دور از انتظار نیست، اما توجه به این نکته که خطمشی هاشمی اکنون و بخصوص پس از حوادث 3 تیر 84 این است که هم اصولگرایان و هم اصلاحطلبان او را از خود بدانند، هدف اصلاحطلبان را تا حدودی دست نیافتنی نشان میدهد.
حرکت با چراغهای خاموش
گرچه هنوز 8 ماه به برگزاری انتخابات مجلس هشتم مانده، اما رقابت غیر رسمی جناحهای مختلف مدتی است آغاز شده است. اصولگرایان و اصلاحطلبان میکوشند با انتقادهای تند، رقیب خود را تضعیف کنند و در میان صفوف خود به ائتلافی فراگیر دست یابند. در انتخابات شوراهای سال گذشته در حالی که اصلاحطلبان به ائتلاف نسبتاً فراگیری دست یافتند، اصولگرایان پس از رایزنیهای بسیار سرانجام با سه فهرست متفاوت وارد رقابت شدند. یکی از دلایل شکاف میان اصولگرایان تشکیل گروهی موسوم به حامیان دولت با عنوان رایحه خوش خدمت بود که پس از پیروزی احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری در همراهی با دیگر گروههای این جناح نرمش چندانی از خود نشان نداد.
در دیگر سو، با نگاهی به آسیبشناسی شکستهای متوالی و زنجیرهای اصلاحطلبان در 3 انتخابات اخیر جدا از ضعف در دیدگاه و وارونگی اولویتها میتوان به فقدان یک ائتلاف فراگیر اشاره کرد. عاملی که موجب تشتت آرا و تقسیم گروههای اصلاحطلبی شد.
گرچه دوری اصلاحطلبان از قدرت، اجماع احزاب دوم خردادی را برای آنها امری واجب و البته تا حدی میسر کرده است، لیکن این احزاب تنها در اعتراض به دولت نهم و ناکارآمد جلوه دادن آن با یکدیگر هم سخناند و در این همزبانی البته خبری از همدلی نیست. مروری بر مصاحبههای اخیر و البته مکرر بزرگان جبهه اصلاحات نشان میدهد که آنها به دلیل آنچه خود فقدان سازمان منسجم و هدایتکننده در درون اردوگاه میخوانند، هنوز به یک ائتلاف حداکثری نرسیدهاند و در صورت رسیدن به این مرز نیز امیدی به ادامه راه ندارند.
در ادوار گذشته انتخابات مردم چند بار طعم رأی به کسانی که تنها به خاطر «نه» به دیگری با همدیگر همراه شده بودند را چشیدند. جالب اینجاست که خود گروههای اصلاحطلب در برابر این پرسش که اگر دگر بار با اقبال مردم مواجه شوند چه تضمینی برای عدم تکرار گذشته به مردم میدهند؟ اغلب سکوت اختیار میکنند یا میگویند تا زمانی که سازماندهی مناسب میان تمام نیروهای دوم خردادی به وجود نیاید، تکرار اشتباهات و اتفاقات گذشته امری دور از دسترس نیست. ترجمه دیگر جملاتی از این دست این میشود که هیچ امیدی نباید به ائتلافهای موسمی اصلاحطلبان داشت، چرا که مروری بر کارنامه اصلاحطلبان نشان میدهد آنها دیرجوش در همگرایی و زودجوش در واگرایی هستند و بنا به اعتراف رسمی خود در صورت تصدی دوباره مجلس و دولت به همان راه میروند که قبلاً رفتهاند. البته اگر این اعترافات نیز نبود پی بردن به شکنندگی و ترد بودن ائتلافهای مصلحتی میان گروههای دوم خردادی کار سختی نبود؛ چراکه خیز گرفتن اصلاحطلبان برای بازگشت به قدرت تنها از مسیر تخریب دولت و بلندتر کردن دیوار بیاعتمادی رسانههای همراه میگذرد. تجربه ائتلاف حول محور مسائل سلبی و نه ایجابی به مردم نشان داده که این قبیل ائتلافها اتحاد نیست، بلکه بید ظریفی است که با هر بادی حتی جریان هوای گامهای مخالف هم میلرزد. هنوز هیچ اتفاقی در راستای یک اجماع فراگیر در ارودگاه اصلاحات رخ نداده است که باز زمزمههای تکروی برخی گروههای دوم خردادی پیشرو بلند است و همین امر نیز حکایت از این مهم دارد که نمایش ائتلاف میان آنها در اصل یک سناریوی سیاسی برای بر هم زدن آرایش انتخاباتی رقیب است.
شاید اکنون دیگر همه حتی عقلای اصلاحطلب نیک به این امر واقفند که چرا در مقابل درخواستهای مکرر این طیف، آنها از رفتن به ته چاه ریزش کرده اصلاحات با طناب پوسیده ائتلافهای فصلی گریزانند.
اصلاحطلبان بعد از سالهایی دور از قدرت و در یک دگردیسی ناگهانی که خود نیز هرگز آمادگی و نیز باورش را نداشتند به قدرت رسیدند. اصولگرایان بر عکس آنها ابتدا از شوراها شروع کردند بعد مجلس و سپس به دولت رسیدند. همین مسأله هم آنها را برای سکانداری کشتی قدرت آماده کرده بود و از نظر ذهنی میدانستند که دولت را برای چه میخواهند. بر کرسی نشستن یک شبه اصلاحطلبان بدیهی بود که سالیانی کشور را با یک نوع کمای بیبرنامگی و اغمای سیاستزدگی دچار کند. در عین حال هم هر گروهی از ساختار تا حدودی ناهمگن اصلاحات نیز در این میان سهم خود را از قدرت میطلبید و سهمخواهی گروههای دیگر را زیادهخواهی مینامید.
به هر حال در مسیر ناگزیر ائتلاف اصلاحطلبان که بسیاری از این تحریکات شیخوخیت مآبانه زیر پوستی را حرکت با چراغهای خاموش یاد میکنند و معتقدند در نیمه شب تاریک اجماع شاید آنها برای در امان ماندن از دامنههای امواج تند تخریب و کیش مهرههای اصولگرایان در صفحه شطرنج انتخابات ناچارند اینچنین حرکت کنند تا حدی غیر قابل باور به نظر میرسد؛ چرا که میتوان از همین الان حدس زد که باز قبل از روشن کردن این چراغها هر آن امکان دارد در برخورد به دیوار خود رایی و ترکتازی بشکند.