«استقبال گستره اتحادیه اروپا و آمریکا از تشکیل دولت اضطراری فلسطین و شکسته شدن تمامی موانع موجود بر سر راه روابط این کشورها با دولت جدید فلسطین از جمله از سرگیری کامل روابط دیپلماتیک و پایان دادن به محاصرههای اقتصادی موجود به همان اندازه که میتواند افق روشنی در حل قضیه فلسطین تلقی شود به همان اندازه میتواند برای این قضیه خطرساز و ویران کننده باشد.
نباید فراموش کنیم که پیش از این همین کشورها بودند که دست محمود عباس (ابومازن) را برای هرگونه پیشبردی در قضیه فلسطین بسته بودند، همین کشورها بودند که تا به امروز مسوول اصلی گرسنگی و آوارگی بسیاری از کودکان و زنان و مردان فلسطینی هستند. چه دلیل و عاملی باعث تغییر سریع موضعگیری این کشورها و اتخاذ تاکتیکهای جدید رد قبال قضیه فلسطین شده است. این سوالی است که فلسطینیها و تمامی رهبران منطقه قبل از انجام هر اقدامی باید به آن درست بیندیشند.»
به گزارش ایسنا روزنامه البیان با ارایه تحلیلی در ارزیابی اوضاع جاری در فلسطین با تیتری تحت عنوان «از توطئه غرب نسبت به فلسطین بر حذر باشیم» مینویسد: «این که آمریکا و کشورهای اروپایی به این سرعت خارقالعاده از تشکیل دولت جدید یا دولت اضطراری فلسطین استقبال کردهاند و آمادگی خود را برای انجام هر گونه تعامل سیاسی و اقتصادی با این دولت اعلام کردهاند امر بسیار مشکوکی است که مطمئنا محقق ساختن اهداف خاصی را دنبال میکند و گرنه همین کشورها در سابق عامل بسیاری از سنگاندازیها بر سر راه تشکیلات خودگردان جهت برقراری توافق ملی میان احزاب و گروههای مختلف فلسطینی بودند.
این کشورها همان کشورهایی هستند که با اتخاذ سیاستهایی چون تحریم اقتصادی و سیاسی علیه دولت فلسطین منجر به ایجاد شکاف میان فلسطینیان و در نهایت به راه افتادن درگیریهای مسلحانه در فلسطین شدند.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «برغم آن که تا دیروز بحران اقتصادی مردم فلسطین، اهمیتی در سیاستهای اروپا و آمریکا نداشت امروز این کشورها از تلاش گسترده خود برای فعال کردن اقتصاد فلسطین و ارایه بسیاری از خدمات اقتصادی به کارمندان فلسطینی سخن میگویند. هر چند سیاستهای متناقض و دوگانه غرب در رأس آن آمریکا نسبت به قضیه فلسطین بر همگان روشن است و دیگر هیچ کس را در منطقه یارای اعتراض به این سیاستها نیست زیرا همه خسته شدهاند اما این تغییر بسیار سریع در سیاستهای اروپایی و آمریکایی بسیار سوال برانگیز و شکبرانگیز است. کشورهای اروپایی و آمریکا در توضیح تغییر تاکتیک ناگهانی خود نسبت به قضیه فلسطین و عادیسازی روابط خود با تشکیلات خودگردان این چنین میگویند: «مانع اصلی بر سر راه متوقف ساختن روابط دیپلماتیک و اعمال تحریم اقتصادی و سیاسی علیه فلسطین یعنی حماس منتفی شده است و دیگر دلیلی برای ادامه این تحریمها و اعمال فشارها نیست.»
البیان در این تحلیل خود مینویسد: «این موضعگیری کشورهای اروپایی و آمریکا نسبت به سابق بدتر و خطرناکتر است زیرا در سابق هدف اصلی این اعمال فشارها و تحریمها به زانو درآوردن کل ملت فلسطین بود اما امروز این تهدید بزرگتر است، امروز این سیاست غرب متفاوت از سیاستهای متناقض و دوگانه سابق آن نسبت به قضیه فلسطین نیست زیرا این سیاست جدید بیشتر در چارچوب اهداف و خواستههای جدید اسراییل یعنی انتقال مرکزیت فلسطین به کرانه باختری و منتفی کردن و به حاشیه کشیدن نوار غزه تعریف میشود. درست در زمانی که ما هم اکنون شاهد دو دولت فلسطینی در نوار غزه و کرانه باختری هستیم تزیپی لیونی، وزیر خارجه اسراییل از جدا ساختن غزه و کرانه باختری سخن میگوید. وی در دیدار با خاویر سولانا، مسوول سیاست خارجی اروپا اظهار داشت: «باید میان نوار غزه و کرانه باختری که تحت اداره تشکیلات خودگردان است تفاوت قائل شد و تعریف مشخصی نسبت به حمایت از حاکمیت سیاسی و حاکمیت جغرافیایی داشته باشیم به طوری که من معتقدم این دو موضوع کاملا از هم جدا است و بر همین اساس وضعیت نوار غزه با کرانه باختری بسیار متفاوت است.»
در این تحلیل آمده است: «هر چند اروپاییها به ظاهر با این استراتژی و خواست اسراییل مخالفت کردهاند و تاکید داشتهاند که نوار غزه و کرانه باختری باید تحت یک رهبریت سیاسی قرار گیرند و حتی نسبت به جداسازی سیاسی نوار غزه از کرانه باختری هشدار دادهاند اما گویا تلآویو بیشتر به کمک و همکاری همپیمان اصلی خود آمریکا در این زمینه اعتماد دارد و ایهود اولمرت، نخستوزیر اسراییل نیز برای فراهم ساختن زمینه لازم جهت محقق ساختن این هدف خود یعنی جداسازی نوار غزه از کرانه باختری و در نهایت محو ساختن نوار غزه از تمامی معادلات سیاسی و راه کارهای موجود برای حل بحران اسراییل و فلسطین به واشنگتن رفت و به دنبال کسب نتایج ملموسی در این زمینه از کاخ سفید است. برای اثبات این موضوع یعنی استراتژی اسراییل برای جدا ساختن نوار غزه از کرانه باختری کافی است به اظهارات محمود عباس (ابومازن) رییس تشکیلات خودگردان اشاره کنیم. وی در واکنش سریع نسبت به این اظهارات لیونی طی تماس تلفنی با بوش اعلام کرد: «قضیه فلسطین قضیه واحدی است همان طور که تمامی مردم فلسطین بر تمامیت ارضی خاک خود در این قضیه تاکید دارند.»
ابومازن در این گفتوگوی تلفنی با توجه به خطرناک بودن استراتژیهای جدید تلآویو رسما از بوش خواست که فشارهای لازم به اولمرت جهت از سرگیری گفتوگوهای دوجانبه در نزدیکترین زمان ممکن را اعمال دارد. همچنین رییس تشکیلات خودگران خطاب به بوش گفت: «باید هر چه سریعتر طرح تشکیل دو کشور مستقل فلسطینی و اسراییلی به جریان افتد و مطمئنا کشور فلسطین با تمام حاکمیت سیاسی و اقتصادی خود بر خاک نوار غزه و کرانه باختری تشکیل خواهد شد.»
موضعگیری تند ابومازن نسبت به این موضوعات بیدلیل انجام نگرفته است بلکه اساسا در این میان چیزی آن سوی درهای بسته وجود دارد که رییس تشکیلات خودگردان از آن مطلع است.»
روزنامه البیان در پایان این تحلیل خود مینویسد: «حوادث اخیر نوار غزه و اعلام تشکیل دولت اضطراری از سوی ابومازن در کرانه باختری آن هم در زمانی که دولت سابق فلسطین به ریاست هنیه در نوار غزه همچنان فعال است به مثابه بزرگترین هدیه مجانی به اسراییل برای محقق ساختن اهداف دیرینهاش بود به خصوص آن که اسراییل پیش از این نسبت به وجود شکافها و اختلافات جدی میان فتح و حماس بارها سخن رانده بود و در حال حاضر نیز در زمان مناسب قصد دارد برگه برنده نهایی را رو کند. تلآویو منتظر است تا به موقع میوه رسیده بحران حماس و فتح را بچیند. مردم فلسطین در رأس آنها مسوولان برجسته فتح و حماس چون ابومازن و مشعل هنوز همزمان را برای جلوگیری از وقوع این حادثه تلخ در اختیار دارند.
حلوفصل کردن قضیه فلسطین براساس حفظ تمامیت ارضی کشور مستقل آینده فلسطین در نوار غزه و کرانه باختری بهترین راهکار و راه حل برای این بحران است. فلسطین نباید فراموش کند که با دشمنان قدر و زیرکی چون تلآویو و کاخ سفید مواجه است؛ پس برای پیروزی در این میدان باید هوشیارتر از دشمن بود.»