همایش بینالمللی امام خمینی(ره) و قلمروی دین (کرامت انسانی) صبح روز گذشته با حضور بیش از یکصد چهره سیاسی و مذهبی داخلی و خارجی برای دومین روز در سالن همایشهای صدا و سیما به کار خود ادامه داد. مهدی کروبی رئیس سابق مجلس و دبیرکل حزب اعتماد ملی در این همایش از دیدگاه امام(ره) نسبت به نقش و جایگاه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و از تلاشهای امام(ره) برای دفاع از حقوق مردم سخن گفت: متن کامل سخنرانی بدین شرح است:
یکی از رایجترین سخنان در زبان انسانها مردم است و کسانی که خواسته و مطالباتی دارند همواره از مردم حرف میزنند.
خطبا، جامعهشناسان، فعالان اقتصادی، نظامیان و سیاستمداران که به دنبال کسب قدرت هستند به هر مناسبتی دم از مردم میزنند و از این سرمایه عظیم و زوالناپذیر اجتماعی میگویند؛ با این تفاوت که مقصد و مقصودشان از تکرار واژه «مردم» یکی نیست. چه بسیار سوءاستفادههای فریبکارانهای که از واژه مقدس «مردم» از سوی سیاستمداران و حکمرانان شده و بسان سرمایهای برای حفظ بقا و اقتدار آنان به کار رفته و نام مردم یدک کشیده شده تا آنان بار حکومت خود را با اتکا به آن پیش برند و به عبارت دیگر از مردم استفاده ابزاری میکنند اما منظری که پیامبران، امامان و مردان الهی از آن به مردم مینگرند با هدف خدمت به آنان و نجاتشان و تامین سعادت جامعه است و در حقیقت به طور دائم دغدغه تربیت اخلاقی، پیشرفت اجتماعی، تامین امنیت و رفاه و آسایش مردم را دارند. امیرالمومنین(ع) میفرمود حکومت و امارت هیچ ارزشی ندارد مگر آنکه وسیلهای برای اقامه حق و مبارزه با فساد و باطل در خدمت مردم باشد. تفاوت دیگر در تکرار کلمه مردم این است که سیاسیون مشخص و دنیاطلبان که مردم را سنگر نموده و از آنان خرج میکنند، حضورشان در نزد مردم و اهمیتی که به آنان میدهند فصلی و موسمی است؛ در هنگامه نیاز برای پیروزی و پیشرفت مقاصد دم از مردم میزنند ولی وقتی کارشان راه افتاد مردم را به کناری نهاده و حتی در مواردی به تعبیر زیبا و عرفانی امیرالمومنین مثل گرگ درنده به جان مردم میافتند. استفاده فصلی از مردم و توجه به حقوق آنان در شدائد و هنگامه نیاز تا حدی رایج است که حتی شاه مخلوع هم در مواجهه با موج خروشان و توفنده انقلاب و خشم ملت با صدای بلند اعلام کرد من صدای انقلاب شما را شنیدم این دروغ بزرگ و زمان آن گذشته و دیر شده بود. اما مردان حق به تناسب حق مردم و نیاز آنان از مردم سخن میگویند و بر عکس قدرتهای مادی که زمان نیاز و احتیاج بر آستان مردم زانو میزنند، آنان در موقعیت اقتدار، مردم و جامعه را فراموش نموده و یا علیه آنان میشورند. مردان الهی در اوج قدرت بیشتر در اندیشه مردم میباشند و آنگاه است که سخن از مردم گفتن در طایفه الهیون رو به رشد است و در قبیله مادیون رو به تنزل. منشاء این تفاوتها در آن است که اگر با دیدی تجاری و کاسبکارانه و بازاری به مردم بنگریم بیشک برای آن تاریخ مصرف تعیین کردهایم ولی اگر با نگاه اعتقادی و باور وجدانی به بطن مردم رویم، آنگاه جاودانه در بطن و متن مردم خواهیم بود. نگاه و توجه مردان الهی به مرم منشاء اعتقادی داشته و به عنوان ماموریتی الهی در فرهنگ بدر فرهنگ ادیان نهادینه شده است. بهترین جلوه آن قرآن مجید است که با یاد و نام خدا آغاز میشود و با نام مردم خاتمه مییابد و کلمه ناس سخن آخرین در قرآن کریم است.
از این منظر است که میتوان جایگاه و نمود الهی واژه مردم را در امام راحل درک کرد؛ کرامت مردم و سخن از ایشان چنان جایگاهی نزد امام امت و رهبر کبیر انقلاب داشت و عشق به مردم چنان در وجودش موج میزد که در تمام فراز و نشیبها و مقاطع مختلف عمر شریف و پر برکتشان، برای مردم دل سوزانده و از آنان میگوید و ادعای گزافی نیست اگر بگوییم پس از کلمه خدا و تاکید بر خواست و اراده او و اظهار عشق به اولیا حق، کلمه مردم و انس با آنان بیشترین فضا را در خلوتگاه نورانی فکر و اندیشه امام به خود اختصاص داده بود و هوای ارشاد و هدایت مردم و دفاع از آنان و خدمت به ایشان و تکیه بر خواست و اراده آنان نزد امام در بالاترین جایگاه خود قرار دارد. امام تلاش داشته که حقوق مردم در انحصار عدهای نباشد و کرامت انسانی گرامی داشته شود و حقوق هر فرد رعایت گردد که کرامت هر فرد فقط به زندگی روزمره و خورد و خوراک نیست بلکه به عقلانیت و اختیاراتش است. همین انسان اگر بنا باشد محدود شود و کرامتش نادیده گرفته شود آنگاه به ابزاری در دست قدرتها تبدیل میشود و اربابان قدرت به دیگران امان نخواهند داد. توجه به کرامت انسان در جای جای عمر شریف آن حضرت به روشنی خورشید میدرخشد. نمونههایی از این عشق و عقیده قلبی و جاری و ساری در بیانات و سکنات آن بزرگوار در سه دوره مشخص و مجزا در زندگی امام قابل بررسی است:
دوره اول تجلی و انعکاس مردم در شخصیت روحانی و عرفانی امام در دورانهای دور و هنگام جوانی در این مرحله و در سال 1314 شمسی در نامهها و اجازاتی که برای شاگرد شایستهاش مینویسد، ایشان و مردم را چنین تعریف میکنند: فان الانسان ممتاز عن سایر الموجودات باللطیفه الربانیه و الفطره الالهیه، و انسان را عهدهدار فطرت الهی معرفی میکند.(صحیفه امام ج1، ص5)
مقطع دوم، نهضت و انقلاب و دوره مبارزات است. در این دوره اگر تمام بیانات امام را جمع کرده و بررسی کنیم حاصل آن دو کلمه است؛ عشق، اطاعت در برابر خدا و دوم مردم و نجات آنان و در این برهه است و امام هیچگاه به دنبال قدرت نبود. زمانی که امام مشغول تدریس بوده نامهای از ایشان به یادگار گذاشته شده که ایشان در جریان جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی آرزوی مرگ نموده و چنین میفرماید: «من میخواهم چه کنم این زندگی را، مرگ بر این زندگی من. آنها خیال میکنند که من از این زندگی خیلی خوش دارم میمیرم که تهدید میکنند» ادامه میدهند تا آنجا که علت این آرزو را اینگونه بیان میفرمایند که هر روز ناله مردم را میشوند. سپس میفرماید: جشن برای حضرت امیر باید بگیرند که در زیر شمشیر او مردم در پناه هستند. مردم در امان هستند. هیچ کس نمیترسد از حکومت الا از خودش (صحیفه امام جلد 2، ص367) اتفاقا در نگاه و باور امام مردم از هر گروه و یا هر اعتقاد، کرامت خاص خود را دارند. در همان سخنرانی چنین میفرمایند: «جشن برای آنها باید گرفت که برای اینکه یک خلخال از پای یک نفر معاهد (معادهده) در میآورند آرزوی مرگ میکند. (صحیفه امام جلد 2، ص363) حقیقتا بین امام و امت عشق و باور دو سویهای وجود داشت و غالبا جلوههایی از آن را در یاد و خاطره خود دارید. از جمله حماسه ورود امام در روز 12 بهمن 57 و آن محشر عظیم فرودگاه تا بهشتزهرا و نمایش اوج عشق و ایثار و بیان معروف امام «من تو دهن این دولت میزنم. من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین میکنم. به واسطه اینکه ملت مرا قبول دارند.» (صحیفه امام ج 6، ص16)
مقطع سوم دوران پیروزی رهبری نظام توسط امام است. در این مرحله برخلاف سیاستمداران حرفهای که وقتی حاکم میشوند مردم را فراموش میکنند امام ارتباط نزدیکی با مردم داشتند و مردم نه تنها از یاد نمیروند بلکه جایگاه آنان در نزد امام به نقطه اوج میرسد و در این مرحله است که امام علاوه بر تعبیرهای معروف ولی نعمت ما هستند یا اینکه اگر به من خدمتگزار بگویند بهتر است تا اینکه رهبر بگویند. در یک دیدار مردمی و در اوج قدرت و محبوبیت و شهرت کمنظیر جهانی چنین میگویند: «من خدمتگزار ملت ایران هستم. من خدمتگزار جوانان ایران هستم. من خدمتگزار بانوان ایران هستم.» (صحیفه امام ج 6، ص 364)
از اعتقاد امام به کرامت انسان و جایگاه و حق مردم و تعهد و وفاداریشان به یک قرارداد نانوشتهای که با ملت داشتند یاد کنم. امام موکدا تذکر میدهند اگر برای کشف خانههای تیمی و مراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی، از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل کار کسی وارد شوند و در آنجا با آلت لهو قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل موادمخدره برخورد کردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند؛ چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعهدی از ضوابط شرعیه نماید. در آخرین ملاقاتی که من به همراه موسوی خوئینیها با امام داشتیم ایشان به موسوی دادستان کل کشور گفتند که چرا افرادی مدتها بلاتکلیف در زندان میمانند. نباید اینطور باشد و باید حرمت مردم حفظ شود و بدین ترتیب امام در تمام مراحل حقوق مردم را حفظ میکرد. ایشان در تمام دوران حیات خود هیچگاه اجازه نداد تا فردی از خانوادهاش وارد مراکز قدرت شود یعنی همه چیز را در اختیار مردم میگذاشت. امام سرنوشت جامعه را نیز به تصمیم آحاد آن پیوند داده و میفرمایند: «انتخابات در انحصار هیچ کس نیست، نه در انحصار روحانیون است و نه در انحصار احزاب و نه در انحصار گروهها. انتخابات مال همه مردم است. سرنوشت مردم در دستان خودشان است و انتخابات برای تاثیر سرنوشت شما و ملت است.» امام فراتر از توجه به افراد و گروهها یا زبان و نژاد و حتی مساله مذهب خطاب به همه مردم ایران که در بین آنان اقلیتهای دینی هم حضور داشته و حق رای دارند برای تعیین نوع حکومت و در آستانه رفراندوم نظام چنین میفرمایند: «آزادند هرچه میخواهند بنویسند و به صندوق بریزند. اگر چنانچه رایشان نه باشد آزادند هرچه میخواهند بنویسند.» پس امام همواره تاکید میکرد که رای من این است و مردم آزادند و البته ابزارهای فعلی هم وجود نداشت. ایشان میگفت من به این رای میدهم شما به هرکس میخواهید رای دهید و اگر نمیخواهید نه بگویید. و نتیجه این همدلی و همراهی رای 98 درصدی مردم به نظام مورد توجه و خواست امام بود. بنابراین امام وقتی به قدرت میرسد حقوق مردم را رعایت میکنند و از حق آزادی مردم دفاع میکنند. ایشان همواره خطاب به وزرا و نهادهای حکومتی میگفت: «اینجا آرای ملت حکومت میکند و این ارگانها را ملت انتخاب کردهاند و تخلف از حکم ملت برای هیچ کس جایز نیست.»