ادعای اهانت به مقدسات در دوره حاکمیت اصلاحطلبان، از سوژههایی است که تعدادی از تریبونداران جریان محافظهکار بارها به آن اشاره و برای آن ارقامی تا حدود 5000 مورد نیز ذکر کردهاند. اخیراً یک نماینده اصولگرای مجلس با ارتقای 80 درصدی، تعداد اهانت به مقدسات در دوره اصلاحات را حدود نه هزار مورد دانسته است. تمام مدعیان نیز تنها به چند نمونه انگشتشمار اشاره میکنند و احتمالاً آنها، موارد اهانت را در تیراژی که خودشان برای «رسانه منتشر کننده اهانت» قائل هستند ضرب کرده و به این ارقام رسیدهاند!
اما آنچه موضوع را با تردید اساسی مواجه میکند این است که از میان دهها نشریه توقیف شده ـ وابسته به اصلاحطلبان ـ هیچ یک در مراجع رسمی قضایی به اتهام «اهانت به مقدسات دینی» محاکمه و محکوم نشدهاند و تنها در یک مورد، مقاله یکی از روزنامهنگاران اصلاحطلب، تشکیک در «حکم اسلامی قصاص» تلقی و موجب محکومیت او به زندان گردید. در همان مورد هم، در میان صاحبنظران امور فقهی، در خصوص اطلاق عنوان «تشکیک در حکم اسلامی» نظر واحد وجود نداشت.
البته وجود مقالات و اظهارنظرهای سخیف و بعضاً اهانتآمیز، موضوعی است که در آن «کمیت» اهمیت زیادی ندارد و حتی یک مورد اهانت به مقدسات نیز بایستی مورد سرزنش قرار گیرد. اما اکنون باید از مدعیانی که اصلاحطلبان را به ترویج اهانت به مقدسات ـ یا سکوت در برابر آن ـ متهم میکنند سوال کرد که این پنج هزار یا 9 هزار اهانت در کدام نشریات بوده و از میان قلم به دستانی که مرتکب 9 هزار مورد اهانت به مقدسات اسلامی شدهاند، چند مورد توسط دستگاه قضایی نظام اسلامی، دستگیر و محاکمه شدهاند؟ راستی آیا سکوت در برابر 9 هزار اهانت به مقدسات، خود جرم بزرگی نیست؟
این مدعیان، همچنین باید پاسخ دهند اگر دستگاه قضایی در این مورد کوتاهی کرده است، خود آنها برای رفع شبهات ناشی از اهانتهای ادعایی، از کدام روش فرهنگی استفاده کردهاند و چند مقاله و سخنرانی مستدل در برابر اهانتهای تردید برانگیز ارائه نمودهاند؟
سوال دیگری که مدعیان باید پاسخگوی آن باشند این است که «آیا مجموع اهانتهای مورد ادعای آنها، میتواند با اهانتهای اخیر به ساحت رسول گرامی اسلام (ص) برابری کند؟» از کسانی که ادعا دارند در زمان اصلاحطلبان هزاران بار به مقدسات اسلامی اهانت شد، تاکنون چند نفر حاضر شدند در برابر اهانتهای سخیف و نابخشودنی به رسول اکرم(ص) فریاد بزنند؟
اگر مقصود از اهانت به مقدسات، برخی مقالات، کاریکاتورها و سخنرانیهاست که بعضی از روحانیون نزدیک به جناح محافظهکار را نشانه رفته بود، آیا همه آنها با آنچه که سال گذشته توسط یک مسئول فرهنگی نسبت به مراجع تقلید بیان شد، قابل مقایسه است؟ اگر اهانت به مسئولان نظام جمهوری اسلامی قبیح است، آیا هاشمیرفسنجانی و خاتمی که در قبل و بعد از انقلاب زحمات زیادی برای نظام کشیدند و هر دو از حمایتها و تأییدات رهبر فقید انقلاب برخوردار بودند در حدی نیستند که امروز تا این حد با اتهامافکنی و عقدهگشاییهای فراوان مواجه شدهاند و کسی دم بر نمیآورد؟ اشتباه نشود! نگارنده نه خاتمی را جزء مقدسات میداند و نه هاشمیرفسنجانی را همانطور که هیچگاه تصور نمیکند که انتقادات شدید و همراه با هتاکی به آنها، ارکان زمین و آسمان را به لرزه درمیآورد. اما کسانی که به خاطر کاریکاتور علیه یک روحانی همفکر خود، تهران و قم را به یک پارچه آتش تبدیل و آن را نشانه اهانت به مقدسات میدانستند، چرا امروز در برابر اهانتهای بیسابقه به بعضی از روحانیون خوش سابقه و خدمتگزار دیگر ـ که البته مصون از خطا نیستند ـ سکوت میکنند؟
نکته پایانی نیز در خصوص تأثیر برخی اهانتهاست. کسانی که ادعاهای فراوان در خصوص اهانت به مقدسات در زمان حاکمیت اصلاحطلبان مطرح میکنند، آیا هیچگاه به این نکته اندیشیدهاند که «برخی مقدس سازیهای رایج سالهای اخیر و پیوند زدن مسئولان زمینی به تأییدات آسمانی، هزینه عملکرد همین مسئولان زمینی را به پای مقدسات خواهد نوشت و این کار، بزرگترین وهن مقدسات است؟» کسانی که نگرانی نسبت به مقدسات، آنها را به تکرار آمارهای تأیید نشده و اغراقآمیز وادار میسازد، کمی هم به این نکته بیندیشند که این سخن آنها، بزرگترین اهانت به ملتی است که به خاطر دفاع واقعی از مقدسات، بارها تا پای جان ایستاد و ادعاهای اخیر در مورد اهانتهای فراوان، به معنای کاهش غیرت همین ملت و سکوت آنها در برابر اهانتهایی است که ظاهراً با گذشت 2 سال از حاکمیت اصلاحطلبان، رقم آن هنوز در حال افزایش است!