صلاحالدین هرسنی*
بحران مالویناس بدان جهت به استراتژی برای بودن و حیات تعبیر میشود که دولت گالتیری را در مشکلات ناشی از یک بحران مزمن قرار داد. دولت آرژانتین از مدتها قبل دستخوش بیثباتی ناشی از نظامیگری و خودکامگی روسای جمهوری قبل از گالتیری بود، لذا به کارگیری گالتیری نتوانست متضمن ثبات برای جامعه لجام گسیخته آرژانتین باشد. گالتیری تنها راه برای برونرفت از وضعیت موجود را در آن دید که بخواهد دولت محافظهکار تاچر را در جهت خروج از مجمعالجزایر فالکلند به چالش بطلبد. این اقدام گالیتری موجد احیای سنت شووینیسمی برای ملت آرژانتین شد و گالتیری که این اقدام را برای انحراف افکار عمومی از مسائل و مشکلات داخلی به انجام رسانید، سربازان آرژانتینی را برای بازپس گیری جزایر به مالویناس گسیل داشت. استراتژی گالتیری سبب شد تا به اختلافنظرهای داخلی موجود در حیات سیاسی آرژانتین، پایان مقطعی داده شود و ملت آرژانتین را برای نیل به اهدافی مطلوب و بالاتر شایق کند، اما دیری نپایید که آرژانتین شکست سختی را بعد از 72 روز نبرد از انگلیس متحمل شد و متعاقب آن، موجبات برکناری گالتیری فراهم آمد.
شکست آرژانتین از انگلیس طی بحران مالویناس، قطع روابط دیپلماتیک را به دنبال آورد، اما آرژانتین به جهت تلافی از شکست مالویناس تصمیمات شدیدی را علیه کشورهای عضو پیمان ناتو و همپیمان با انگلیس اتخاذ کرد. لیکن به تدریج اثرات نامطلوب این تصمیم اقتصاد نابسامان آرژانتین را بار دیگر در این اقدام مورد تهدید قرار داد تا مقدمهیی برای تغییر در استراتژی دولتمردان آرژانتین و شروعی برای عادیسازی این کشور در حوزه روابط خارجی با کشورهای دیگر باشد. تردیدی نیست که بحران مالویناس، شروعی برای دوران گذار در حیات سیاسی آرژانتین بود که به حکومتهای دیکتاتورمآبانه و سیاستهای وحشتآلود حاصل از آن پایان داد و مردم این کشور را در آزمون و محک بودن و توانستن به حیات سیاسی، به میدان لیبرالیسم و دموکراسیخواهی فرستاد.
استراتژی تقابلی بحران
تردیدی نیست که جنگ افغانستان با آرژانتین بر سر جزایر مالویناس (فالکلند)، رویداد مهم دولت محافظهکار تاچر است. پس از اشغال جزایر فالکلند توسط آرژانتین در دوم آوریل 1982، دولت محافظهکار تاچر به مقابله نظامی با آرژانتین برخاست و به مدت 72 دو روز جنگ، به اشغال جزایر مالویناس خاتمه داد.
اتخاذ این استراتژی از سوی تاچر که متاثر از سنت دفاعی بریتانیا در حوزه سیاست خارجی این کشور بود، در پیروزی تاچر در انتخابات قانونگذاری سال 1983 بیتاثیر نبود. هماینک با وجود گذشت یک ربع قرن از بحران مالویناس، سیاست تقابلی بحران، بیش از گذشته پررنگتر میشود، به طوری که مقامات آرژانتینی این جزایر را بخشی از قلمرو سرزمینی خود قلمداد میکنند. این ادعایی است که پایه و اساس منطقی دارد، اما قضایای پیدا و پنهان حاکم بر بحران، چنین ادعایی را بیاساس ساخته است. هنگامی که دولت گالتیری سربازان آرژانتین را برای بازپس گیری جزایر به مالویناس گسیل میکرد، کمتر صدای همنوایی را در همسویی با خود میشنید و در فرآیند این جنگ دنیایی را در مقابل خود میدید. هماینک مقامات آرژانتینی در تلاشند خاطره شکست مالویناس را به فراموشی بسپارند. شاید دولت نسترکرچنر بتواند با اتخاذ رهیافت مسالمتآمیز به خواسته منطقی مردم آرژانتین جامه عمل بپوشاند و مجمعالجزایر مالویناس را به سرزمین یادها و خاطرههای مردم آرژانتین مبدل کند.
استراتژی ترضیه فراروی سیاست خارجی فعلی بریتانیا
هماینک نشانههای استراتژی ترضیه، فراروی دستگاه سیاست خارجی بریتانیا هویدا است. نشانههای این استراتژی ابتدا در مواضع وزیر خارجه وقت بریتانیا خود را نشان داده است. آنچه این فرضیه را قوت میبخشد به اعلام مواضع مارگرت بکت باز میگردد که خواستار دلجویی خانوادههای نظامیان آرژانتینی بحران مالویناس و خواهان از سرگیری مناسبات بیشتر دیپلماتیک بین دو کشور است. اما ملاحظات موجود در حیات سیاسی جزیره از شرایط دیگری حاکی است که همسو با مقاصد بکت نیست و این بیشتر بدان رو است تا حیات حزب کارگر در واپسین لحظات صدارت بلر در عمارت داونینگ استریت به وهن نگراید. دولت کارگری بلر بیشتر از دوران گذشته صدارت خود به گرامیداشت بحران مالویناس بها داده است، لذا حمایت خود را از دولت وقت به منظور بازپس گیری این جزایر از آرژانتین اعلام کرده است. البته اتخاذ چنین موضعی از سوی بلر، تنها نشانه استراتژی ترضیه فراروی حیات سیاسی بریتانیا نیست. اقدام 16 ژوئن ملکه انگلستان در اعطای لقب شوالیه و سر به سلمان رشدی، نمود دیگر از استراتژی ترضیه است که تصمیم آن نه در کاخ باکینگهام ملکه، در عمارت شماره 10 داونینگ استریت گرفته شد. شاید حاکمان ساکن در عمارت داونینگ استریت از پیامدهای نامطلوب دیگر این استراتژی غافلند. مسلم است که در نگاه نخست، پیامد حاصل از اتخاذ و اعمال این استراتژی از سوی رهبران لندن، چیزی جز تیرگی روابط در مناسبات دیپلماتیک دو کشور آرژانتین و انگلیس نخواهد بود که از سال 1990 در فرآیندی دوباره از سر گرفته شد. پیامد نامطلوب دیگر این استراتژی چیزی جز یک قمار خطرناک و ایجاد دیوار بیاعتمادی در عرصه حیات سیاسی جزیره نیست که مقدمات آن به وسیله این رهبر نومحافظهکار اروپایی صورت گرفته است. شاید گوردون براون که بعد از بلر به عمارت شماره 10 داونینگ استریت میرود بتواند به ترمیم لایههای چنین دیواری همت گمارد و از مالویناس بادبانی بسازد که بتواند کشتی بحرانزده دیپلماسی بریتانیا را به ساحل نجات رهنمون دارد.