بسماللهالرحمنالرحیم
بدون تردید، اجرای طرح سهمیهبندی بنزین یک اقدام لازم و ضروری و منطبق با منافع ملی کشور است. هر چند در جریان اجرای این طرح، مشکلاتی برای مردم پدید آمده اما اگر دستاندرکاران با تلاش و تدبیر بتوانند بر عوارض منفی آن فائق آیند، قطعاً همه مشکلات برطرف خواهند شد و آثار مثبت طرح، رضایت همگان را جلب خواهد کرد.
با توجه به این واقعیت، همه باید به دولت و دستاندرکاران اجرای طرح سهمیهبندی بنزین کمک کنند تا این طرح هر چه بهتر اجرا شود، عوارض منفی آن هر چه زودتر برطرف گردد و نتایج مثبت آن زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دهد. برای رسیدن به این هدف، علاوه بر مردم، خود دولت نیز وظایفی دارد که باید به آنها عمل نماید. مهمترین وظیفه دولت در این زمینه، استفاده از تجربیات موجود است.
سهمیهبندی، بطور عام و سهمیهبندی بنزین بطور خاص، اقدامی نیست که اکنون برای اولین بار در کشور ما در حال اجرا باشد. ما دوران 8 ساله جنگ تحمیلی را با سهمیهبندی بنزین و کالاهای اساسی سپری کردیم. در آن سالها حتی قند و شکر مصرفی مردم، کوپنی بود و ما برای پشت سر گذاشتن دوران جنگ به چنین اقدامی نیازمند بودیم. خوشبختانه، سهمیهبندی در آن زمان یک تجربه موفق و کم عارضه بود و علیرغم نوپا بودن نظام جمهوری اسلامی، مشکلات زمان جنگ و مبتدی بودن همه مدیران و دستاندرکاران اجرائی کشور، دولت مهندس موسوی، که دولت دوران دفاع مقدس نام گرفت، توانست با اجرای سهمیهبندی سوخت و ارزاق عمومی، کشور را با کمترین عارضه اداره کند.
یادآوری این قطعه از تاریخ نظام جمهوری اسلامی به این خاطر است که به دولتمردان کنونی گوشزد نمائیم میتوانند برای کاهش عوارض منفی اجرای طرح سهمیهبندی بنزین از تجربیات دوران دفاع مقدس استفاده نمایند. کشوری که 8 سال جنگ را با چنین تجربه موفقی پشت سر گذاشته، نباید برای اجرای طرح سهمیهبندی بنزین که فقط بخش کوچکی از سهمیهبندی گسترده سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است دچار اینهمه عوارض منفی شود.
اکنون اطلاعات پراکنده اما برآمده از متن جامعه نشان میدهد اکثر مردم از طرح سهمیهبندی بنزین ناراضی هستند. هر چند آماری در دست نداریم که درصد مشخصی را اعلام نمائیم، اما هر کس در متن جامعه زندگی کند و با عموم مردم حشر و نشر داشته باشد این واقعیت را به روشنی درک میکند که میزان نارضایتی بالاست.
در پاسخ به این سئوال که این نارضایتی از کجا ناشی میشود، اگر گفته شود مردم از اصل سهمیهبندی ناراضی هستند قطعاً به خطا رفته است. واقعیت اینست که مردم اصل طرح را قبول دارند و آماده همهگونه همکاری با آن هستند، لکن مشکلی که دارند به ضعفهای اساسی آن مربوط میشود. این نکته نیز قابل درک است که هر طرحی در آغاز راه دچار ضعفها و اشکالاتی است که در جریان اجرا برطرف خواهد شد. با اینحال ضعفها و اشکالات طرح سهمیهبندی بنزین چون بیش از اندازهی طبیعی است، مردم را با مشکلات زیادی مواجه نموده و این نارضایتیها را فراهم ساخته است. هر چه بیشتر به عمق جامعه وارد شوی، مشکلات را بیشتر لمس میکنی. در شهرها کمبود واقعی سهمیه بعضی دستگاهها، سوءاستفادهها و مفاسد ناشی از خرید و فروش غیر قانونی سهمیهها بخشی از مشکلات را تشکیل میدهند و در روستاها درماندگی مردمی که در فصل کار و تلاش و برداشت محصولات کشاورزی و رفت و آمدهای ضروری یکباره با کمبود سوخت مواجه شدهاند.
تلاش بعضی دستگاههای تبلیغاتی برای عادی جلوه دادن اوضاع، قطعاً هیچ کمکی به دولت و دستاندرکاران طرح سهمیهبندی بنزین نخواهد کرد. برعکس، اگر ضمن تشریح اصل ضرورت و منافع کلان طرح سهمیهبندی، واقعیتهای مربوط به نارسائیها، سوءاستفادهها و مشکلات بیان شود، این اقدام کمک خوبی خواهد بود به دولت و دستاندرکاران طرح تا بتوانند در نقاط ضعف را شناسائی کنند و سریعتر برای برطرف ساختن آنها اقدام نمایند. مسئولان نباید در توهم بسر ببرند و نباید انتقادها و بیان ضعفها را به حساب دشمنی و مخالفت بگذارند. به مردم فرصت بدهید آنچه را لمس میکنند بیان نمایند و از مردم فرصت بخواهید تا مشکلاتشان را برطرف نمایند.
اساسیترین ضعف دولت نهم اینست که خود را از تجربیات گذشته بینیاز میداند. دولتمردان کنونی ما باید با تمام وجود باور نمایند که اولاً مدیران گذشته تجربیات ارزشمندی دارند، ثانیاً آمادگی دارند این تجربیات را در اختیار دولت فعلی قرار دهند و ثالثاً به این کشور و این ملت و این نظام وفا دارند و موفقیت این دولت را نیز موفقیت نظام و ملت و کشور میدانند.
اگر دولتمردان کنونی به این باور برسند، از آنهمه تجربه مدیران گذشته، که توانسته کشور را در برابر توطئههای رنگارنگ دشمنان کینهتوز حفظ کند، بسازد و به نقطه افتخارآمیز کنونی برساند، استفاده خواهند کرد و نه تنها در موضوع بنزین بلکه در همه زمینهها با موفقیت به پیش خواهند رفت.