دبیر سیاسی
موضوع فروش سلاحهای آمریکایی به اسرائیل و برخی کشورهای عربی به یکی از مهمترین مباحث سیاسی در عرصه رسانههای غربی و عربی تبدیل شده است. براساس آخرین اخبار، قرار است آمریکا معادل 20 میلیارد دلار به عربستان، 30 میلیارد دلار به اسرائیل و 13 میلیارد دلار سلاح به مصر و دهها میلیارد دلار هم به بحرین، قطر، کویت و... تحویل دهد و از قرار معلوم سلاحهای تحویلی به اسرائیل و مصر بهصورت رایگان خواهد بود! و احتمالا هزینه آن را دولتهای عربی مثل عربستان و... تأمین میکنند. به نظر میرسد دولت آمریکا از بستن این قرارداد سنگین فروش سلاح سه هدف اساسی را دنبال میکند:
1- تهدید جمهوری اسلامی برای پذیرفتن تعلیق هستهای
پس از شکست مفتضحانه واشنگتن و همپیمانانش در وادار کردن ایران به پذیرفتن تعلیق فناوری هستهای و بیاثر بودن قطعنامههای شورای امنیت در اعمال تحریمها علیه تهران، دولتمردان آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که صدور اینگونه قطعنامهها هیچگونه تاثیری بر کاهش سرعت هستهای شدن جمهوری اسلامی نداشته و نتوانسته است اثری بر اقتصاد ایران داشته باشد؛ بنابراین باید راهکار دیگری برای فشار علیه تهران پیدا کنند و آن اینکه با فروش حجم گستردهای از سلاحهای پیشرفت به اسرائیل و برخی دول عربی، جمهوری اسلامی را با روشهای غیرمستقیم نظامی تهدید کنند تا بتوانند در مذاکرات از ایران امتیاز بگیرند و حداقل این کشور را وادار کنند تا به آنچه تاکنون دست یافته است ـ 3000 سانتریفوژ ـ بسنده کند و حرکت رو به پیشرفت خود را متوقف نماید.
2. آیا بوش پس از اشغال عراق بهرغم غارت منابع نفتی آن کشور، هزینه سنگینی بیش از 500 میلیارد دلار بر اقتصاد آمریکا تحمیل کرده، بهگونهای که وضعیت اقتصادی این کشور در بدترین شرایط ـ از دوران به قدرت رسیدن بوش پدر و پسر ـ بهسر میبرد. براساس نظرسنجیهای انجام شده، محبوبیت حزب جمهوریخواه نیز در برابر دموکراتها به دلیل همین عملکرد، کاهش شدیدی داشته بهطوری که پیشبینی میشود در انتخابات آینده، کاخ سفید در اختیار دموکراتها قرار گیرد. بوش با بستن قرارداد 63 میلیارد دلاری با اسرائیل، مصر و عربستان، درصدد است در آستانه انتخابات، تاحدودی این وضعیت آشفته را سامان بخشد.
3. تقویت روحیه رژیم صهیونیستی
مهمترین هدف آمریکا برای فروش سلاح به اسرائیل، مصر و عربستان، تقویت روحیه رژیم صهیونیستی و توان نظامی آن است. روحیۀ دولتمردان رژیم صهیونیستی پس از شکست مفتضحانه از حزبا... در جنگ 33 روزه، به شدت ضعیف شده بهطوری که تاکنون چندین نفر از چهرههای مؤثر آنها میدان سیاست را رها کردهاند و هر کدام تقصیر را به گردن دیگری میاندازد. این وضعیت در میان فرماندهان و نیروهای ارتش این رژیم به مراتب بدتر است. افزایش میزان بستری شدن نظامیان به دلیل بیماریهای روانی و فرار آنها از پادگانها، این رژیم را دچار بحران بزرگی کرده است. زیرا با تمام وجودی احساس کردهاند که نه ناوچههای جنگیشان میتواند در برابر موشکهای حزبا... مقاومت کند و نه تانکهای مرکاوا و نه موشکهای ضدموشک! پس از جنگ هم نه دلارهای آمریکایی توانست به پیکر بیجان این رژیم حیاتی دوباره بخشد و نه بحران فتحالاسلام ـ بخوانید القاعده آمریکایی ـ توانست حزبا... را به چالش کشاند. بنابراین، چنانچه این وضعیت ادامه یابد، طولی نخواهد کشید که پیشبینی امام خمینی(ره) ـ اسرائیل باید از روی نقشه جغرافیایی حذف شود ـ تحقق خواهد یافت؛ از اینرو واشنگتن درصدد برآمده تا با واگذاری 30 میلیارد سلاح پیشرفته به ارتش رژیم صهیونیستی به تقویت روحیه این رژیم بپردازد و آن را از مرگ حتمی نجات دهد. البته برای جلوگیری از اعتراض کشورهای عربی به این اقدام، آمریکا فروش سلاح به عربستان سعودی، مصر و برخی دول عربی را نیز در دستور کار قرار داده است.
نظریه:
1. به نظر میرسد هیأت حاکمه آمریکا در هدف دوم یعنی راهاندازی چرخه اقتصادی خود تاحدودی موفق شود ـ گرچه بعید است که در عرصه انتخابات آینده بتواند حزب جمهوریخواه را پیروز انتخاب سازد ـ ولی در اهداف اول و سوم، هیچگونه موفقیتی نخواهد داشت؛ زیرا ملت و دولت ایران، هرگز از اینگونه تهدیدها نمیهراسند. فناوری هستهای یک خواست ملی است و همه تا رسیدن به آخرین مرحله آن یکپارچه تا پای جان ایستادهاند. ایران اسلامی علاوهبر در اختیار داشتن سلاحهای پیشرفته ساخت داخل، سرمایه عظیم نیروهای شهادتطلب را در اختیار دارد که با وجود آنها همه معادلات دشمن به هم میریزد.
2. اسرائیل نیز بسیار ضعیفتر از آن است که با دریافت این حجم از سلاح، روحیه بگیرد. این رژیم بهرغم در اختیار داشتن پیشرفتهترین سلاحهای آمریکایی نتوانست در برابر گروه کوچک اما با ایمان حزبا... که نه ارتش دارد و نه هواپیما و نه ضدهوایی و... مقاومت کند. بنابراین آنچه ارتش اسرائیل نیاز دارد، ایمان و انگیزه است، نه سلاح و مهمات بیشتر و این چیزی نیست که آمریکاییها بتوانند در اختیار رژیم صهیونیستی قرار دهند؛ چرا که خود نیز از نداشتن آن در عراق و افغانستان به شدت رنج میبرند.
3. فروش این حجم از سلاح به کشورهای عربی را نیز به فال نیک میگیریم؛ چرا که افکار عمومی کشورهای اسلامی عربی هرگز اجازۀ به کار بردن آنها را علیه ایران اسلامی صادر نخواهد کرد؛ چنانکه در جنگ 33 روزه اسرائیل با حزبالله نیز سران کشورهای عربی نتوانستند آشکارا علیه حزبالله موضع بگیرند و آنهایی که موضعگیری کردند، زیر فشار افکار عمومی ملت خود، ناچار به عقبنشینی و عذرخواهی شدند. بنابراین، دولتمردان عربی حتی اگر بخواهند، نمیتوانند این حجم از سلاح را علیه ایران اسلامی به کار گیرند. البته تجربه ژاندارم شدن صدام و محمدرضا پهلوی و مزدوری آنها برای آمریکا میتواند تجربهای بسیار آموزنده برای سران عرب باشد. از سوی دیگر، سلاحهای پیشرفتهای که در اختیار کشورهای عربی قرار میگیرد، میتواند تحولات منطقه را به نفع اسلامگرایان تغییر دهد؛ زیرا حرکت اسلامگرایی در منطقه نشان میدهد پادشاهان منطقه در آیندهای نزدیک باید قدرت را به ملتهایشان واگذارند. در این صورت است که مانند ایران پس از فرار شاه، سلاحهای پیشرفته در اختیار اسلامگرایان قرار میگیرد و سرعت تحولات را افزایش خواهد داد.