علی قنادی
دولت مالکی در وضعیت سرنوشتسازی قرار گرفته است. اگر نشست رهبران سیاسی عراق که از دیروز برای خروج از بحران سیاسی شروع شده به توافق قابل قبولی ختم شود، احتمال نجات دولت نوری مالکی وجود دارد، ولی اگر این توافق به وجود نیاید، از همین حالا باید سقوط کابینه را به عنوان یکی از گزینههای مهم در نظر گرفت. جدای از وضعیتی که دولت عراق در اوضاع کنونی با آن روبهرو است، پاسخ به این پرسش هم که سیاست آمریکاییها در قبال نوری مالکی و کابینهاش چیست، مهم به نظر میرسد. اگر بوش و کاخ سفید از دولت مالکی حمایت کنند، احتمال سقوط آن کمتر خواهد شد، ولی اگر آنها دست از حمایت کابینه عراق بردارند، احتمال سقوط آن بیشتر میشود، هر چند نباید وقوع چنین سناریویی را قطعی تلقی کرد.
واقعاً موضع کاخ سفید درباره مالکی و کابینهاش چیست؟ آیا بوش از او حمایت میکند یا اینکه به دنبال سقوط کابینه اوست؟
جواب دادن به این پرسش کمی پیچیده است. هفته پیش وقتی که شش وزیر جبهه التوافق عراق (بزرگترین تشکل سنیها) از کابینه مالکی استعفا کردند، آمریکاییها در مقابل این عمل موضع نگرفتند. اما آیا این معنی حمایت آنها از سقوط کابینه اوست؟ بوش، کاخ سفید و نومحافظهکاران خیلی خوب میدانند که فرو غلطیدن عراق در دامان جنگ داخلی فراگیر، منطقه را به آشوب خواهد کشید. نتیجه وقوع چنین سناریویی قطعاً با منافع ملی آمریکا که چهار سال قبل یک تنه جنگ عراق را شروع کرد، مطابق نیست. اگر این اتفاق بیفتد به اصطلاح همه کاسه کوزههای چهار سال جنگ و حوادث بعدی به گردن آمریکاییها خواهد افتاد و این موضوعی است که نه فقط بوش و گروهش موافق آن نیستند، بلکه دموکراتها هم با آن مخالفند.
پس چرا آمریکا قاطعانه از مالکی که میخواهد ناآرامیها را از بین ببرد حمایت نمیکند؟ آیا کاخ سفید به دنبال به قدرت رساندن سنیان است؟ قطعاً چنین سناریویی نه ممکن است و نه دموگرافی و شرایط فعلی عراق به آمریکاییها چنین اجازهای میدهد. پس آمریکا واقعاً به دنبال چیست؟ آمریکاییها در عراق به دنبال نوعی «ثبات جهتمند» هستند، بدین معنی که برقراری امنیت و ثبات به دلایلی که در بالا ذکر شد با منافع آنها سازگار است، ولی چنین ثباتی باید براساس ترتیباتی که خودشان آن را تعریف و نهادینه میکنند، برقرار شود. مالکی به دنبال ثبات عراق است ولی جهتمندی ثباتی که او و کابینهاش مدنظر دارند، با ترتیباتی که آمریکا در سطح عراق و منطقه به دنبال آن است، همخوانی کامل ندارد. نوری مالکی هفته پیش در اوج بحران کابینهاش راهی تهران شد و مقامهای ایرانی به صراحت از او حمایت کردند. فقط سه روز بعد تمام شدن سفر مالکی، جریان صدر اعلام کرد که شش وزیر مستعفی خود را به کابینه عراق باز خواهد گرداند. ایران با نفوذی که روی گروههای عراقی دارد، توانست کابینه مالکی را تا حدی از سقوط نجات دهد، هر چند وقوع سناریوی سقوط هنوز هم منتفی نیست.
نفوذ و بازیگردانی ایران در عراق همان چیزی است که آمریکاییها با آن موافق نیستند. آمریکا و ایران برای برقراری ثبات در عراق منافع مشترکی دارند؛ ولی جهتمندی این ثبات از نظر هر کدام از دو کشور فرق دارد. ایالات متحده در چارچوب ترتیبات گسترده منطقه خاورمیانه، در عراق از دولتی با ویژگیهایی خاص حمایت میکند که مالکی و کابینهاش با این ویژگیها مطابقت کامل ندارند. برقراری حکومتی سکولار به دور از جهتگیریهای مذهبی شیعه یا سنی و حرکت در جهت ترتیبات منطقهای منهای ایران (و احتمالاً سوریه) دو ویژگی مهمی است که آمریکاییها برای دولتهایی که در عراق به قدرت میرسند، مدنظر قرار میدهند. در مقایسه با کابینهای مثل کابینه ایاد علاوی، مالکی و کابینهاش از دو ویژگی بالا بهره کمتری بردهاند. علاوی در طول 9 ماه نخستوزیری، هیچگاه به ایران سفر نکرد، ولی نوری مالکی در اوج بحران سیاسی کابینه عراق برای جلب کمک ایران به تهران آمد. به علاوه اوج رویارویی دولت عراق با شیعیان و نزدیکی با سنیان سکولار در دوران نخستوزیری ایاد علاوی کلید خورد و این همان ویژگی دوم مدنظر آمریکاییها برای دولتهایی است که در عراق روی کار میآیند. ترجیح ایالات متحده در عراق به قدرت رسیدن کابینهای با ویژگیهای کابینه ایاد علاوی است. سیاست فعلی کاخ سفید در قبال مالکی و کابینهاش، سیاست «حمایت کنترل شده» است. آمریکاییها تا جایی از مالکی حمایت میکنند که مطمئن باشند سقوط او ناآرامیهای عراق را به میزان قابل ملاحظهای افزایش نخواهد داد، اما همین که مطمئن شوند انحلال کابینه فعلی تبعات امنیتی ندارد و باعث روی کار آمدن فردی مثل ایاد علاوی میشود، از حمایت مالکی دست بر میدارند. استعفای شش وزیر سنی جبهه التوافق و تحریم جلسات کابینه توسط وزرای گروه علاوی، همگی سیگنالهای غیرمستقیم ایالات متحده برای تغیر رفتار مالکی بود.