تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۴:۴۹  ، 
کد خبر : ۲۹۲۵۷
گفت‌وگو با سعید مدنی درباره رفتارهای سیاسی و انتخاباتی ایرانیان

ملتی با رفتارهای پیچیده

پروین بختیارنژاد مقدمه: زنگ انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی به صدا در آمده است. جریانات و احزاب سیاسی مختلف آرام‌آرام از برنامه انتخاباتی خود سخن می‌گویند. از برنامه‌ریزی برای انتخابات، ‌از ائتلاف، از اختلافات، اما آنچه که در این اعلام نظرها مغفول مانده، واکاوی رفتارهای سیاسی مردم است. کسی نمی‌داند این بار مردم چه روشی را در انتخابات پیش خواهند گرفت. آیا رفتار سیاسی و انتخاباتی آنها فعال و اکتیو خواهد بود یا منفعل و سرخورده. آیا سیاستمداران می‌توانند این رفتارها را پیش‌بینی کنند یا قادر به پیش‌بینی آن نیستند. این موضوعات از جمله مواردی هستند که با سعید مدنی، فعال سیاسی و کارشناس ارشد روان‌شناسی، به بحث گذاشته شده، البته تلاش شده این موضوع از منظر روان‌شناسی سیاسی مورد بررسی قرار گیرد که در پی می‌آید.

زمانی که صحبت از جامعه غیرقابل پیش‌بینی می‌کنیم، باید منظور خود را از واژه غیرقابل پیش‌بینی تعریف کنیم. در روان‌شناسی، غیرقابل پیش‌بینی به معنای عدم استمرار و پیوستگی در رفتار است. مثلاً یک نفر آدم خونسردی است، یک دفعه و به صورت ناگهانی عصبانی می‌شود و اقدام به رفتار خشونت‌آمیز می‌کند. در این مورد می‌گویند او رفتار غیرقابل پیش‌بینی دارد.

یا جامعه‌یی که غیرسیاسی است و کنش سیاسی ندارد ولی در بزنگاهی، یک دفعه به صورت انفجاری واکنشی از خود نشان می‌دهد که در این صورت می‌گویند این جامعه غیرقابل پیش‌بینی است. باز در اینجا هم منظور، عدم استمرار و پیوستگی در رفتار است. رفتاری که واقع می‌شود در مسیر و استمرار در رفتار قبلی نبوده. مانند رفتارهای مردم در جریان سهمیه‌بندی بنزین.

برخی مواقع رفتارهای هیجانی را رفتار غیرقابل پیش‌بینی می‌گویند، منظور از رفتار هیجانی، رفتار اغراق‌آمیز است.

برخی مواقع رفتار فرد یا جامعه دارای قانونمندی، ضابطه یا معیاری نیست. به این معنی که این رفتارها تابعی از قوانین خاص نیست. یک نوع اغتشاش در آن وجود دارد. مثلاًً نظرسنجی با آنچه که محقق می‌شود هیچ سنخیتی ندارد. برخی همین اصل را ملاک می‌گیرند و می‌گویند جوامعی مثل جامعه ایران، رفتارش تابع ضابطه و قانونی نیست. در واقع غیرقابل پیش‌بینی است.

گاهی وجود یک عامل خارجی رفتار فرد یا جامعه را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. مثلاً امکان تهاجم یک کشور بیگانه ممکن است بسیجی را در جامعه به وجود آورد که این هم باز فرضیه غیرقابل پیش‌بینی بودن فرد یا جامعه‌یی را تقویت می‌کند. حال در پاسخ به این سوال که رفتار جوامع قابل پیش‌بینی است یا خیر می‌توان به آن، دو جواب متعارض داد.

رفتار همه انسان‌ها قابل پیش‌بینی است زیرا که اولاً رفتار همهه انسان‌ها تابع قوانین روان‌شناختی است و همه جوامع هم تابع قوانین جامعه‌شناختی است.

*پس شما بر این عقیده هستید که ما چیزی به نام جوامع غیرقابل پیش‌بینی نداریم؟

** بله، نداریم به این معنا که همه جوامع رفتارشان تابع قواعد و قوانینی است که این قوانین می‌تواند وضعیت جوامع را توضیح دهد. فقط در برخی موارد جامعه‌شناسان و روان‌شناسان آن قواعد را خوب نمی‌شناسند، یا نسبت قواعد خاص هر جامعه شناخت خوبی ندارند پس می‌توان گفت اشکال در کسانی است که باید رفتار و واقعه را پیش‌بینی کنند. باید ببینیم که رفتارهای واکنشی یا کنش‌هایی که در جامعه اتفاق می‌افتد تابع چه عواملی است. اگر این عوامل را بشناسیم حتی اگر در جامعه B.A رفتارهای متفاوتی وجود داشته باشد، ولی قواعد رفتاری ثابتی در آن حکمفرماست. اما روش شناخت آنها یکسان است و روش پیش‌بینی آنها هم یکسان است. در پاسخ سوال شما نیز می‌توان گفت رفتارهای جامعه‌یی می‌تواند غیرقابل پیش‌بینی باشد، به این صورت که ممکن است بنیان‌های رفتاری یک جامعه به شدت پیچیده باشد و درک آن پیچیدگی‌ها برای متخصصین مشکل است. همچنین ممکن است بنیان‌های رفتاری یک فرد و جامعه‌یی به شدت درونی و پنهان باشد. در نتیجه کار را دشوار می‌کند.

مثلاً در جوامع غربی که مرز بین حوزه خصوص و حوزه عمومی خیلی به هم نزدیک است و تفاوت‌های اساسی ندارم و افراد برای بیان نظرات‌شان و انجام رفتارهای مورد نظرشان، فیلترهای مشخصی ندارند. پیش‌بینی رفتارهای آنها به مراتب آسان‌تر است تا جامعه شرقی که مرز حوزه خصوصی با حوزه عمومی خیلی با هم متفاوت است.

*  برگردیم به جامعه ایران، حالا جامعه ما تا چه حد قابل پیش‌بینی است؟ رای دادن یا رای ندادن، این در واقع نشان از عدم تعادل یا عدم توانایی در تحلیل و وقفه در چرخه اطلاعاتی که به فرد می‌رسد دارد، زیرا در این صورت شخص منطقی برای آنالیز کردن اطلاعات ندارد. در جوامعی که امکان بروز خواست‌ها و تمایلات به طور کامل وجود ندارد در نتیجه آن بخش پنهان ذهن، آن بخش پنهان شخصیت بزرگ می‌شود. در این شرایط فرد به محض اینکه احساس کند سانسوری در مورد او وجود ندارد، تمایل واقعی و آن نیمه پنهان ذهنش فعال می‌شود. برای همین هم شاهد رفتارهای غیرمنتظره هستیم.

**رفتارهای انتخاباتی نیز تابع این شرایط است. در اینجا لازم می‌دانم نکته‌یی را متذکر شوم و آن هم طرح نظام شخصیت ملی است. نظام شخصیت ملی به معنی آن ویژگی‌های عام رفتاری است بر یک جامعه حاکم است.

از این جهت و منش و شخصیت ایرانی هم مورد بررسی قرار می‌گیرد به این معنی که آیا این منش و شخصیت ایرانی، چقدر نیمه پنهان و چقدر نیمه آشکار دارد.

در یک مطالعه که فردی به نام یاتسن روی مردم ایران انجام داده، آمده منابع و مآخذ ادبیات ایران را مورد مطالعه قرار داده و با برخی از مردم هم گفت‌وگو کرده. او در مورد مردم ایران چنین می‌نویسد: ایرانی، زرنگ، حسابگر، فرصت‌طلب، متظاهر، چرب‌زبان و ... است. از نفر دیگر می‌پرسد که ایرانی کیست. فرد دوم می‌گوید:‌ حساس، با عاطفه، دلسوز، خونگرم وفادار و معتقد به عالم روحانی... است.

این محقق از همین جا دو نوع الگوی شخصیتی را درک می‌کند. یکی الگوی لوطی‌گری و دیگری الگوی درویشی و می‌گوید جامعه ایران را از طریق این دو الگو می‌توان تحلیل کرد.

الگوی لوطی‌گری برون‌گراست. هیجانی است، تعهد دارد، ریسک بالا دارد، از خود گذشتگی دارد. در مقابل آن، الگوی درویشی، آرامش و متانت و انزوا دارد و معطوف به افکار عالم پیرامون است.

همین طور فردی به نام «بی‌من» گفته که ایرانیان نوعی عدم اعتماد به نفس دارند. در همه دوره‌های تاریخ ایران فقدان اعتماد به نفس را می‌توان دید. او می‌گوید از ظاهر جملات فرد، معنای اصلی آن سخن را نمی‌توانید حدس بزنید. زرنگی را مطرح می‌کند و می‌گوید استنباط ایرانیان از زرنگی این است: ‌رفتاری را که انجام می‌دهند و آنچه که مورد نظر خودش از آن رفتار است دیگران استنباط نمی‌کنند. می‌بینیم اینجا هم یک تعارض بین رفتار ظاهری و خواست باطنی افراد مطرح می‌شود.

نکته دیگری که مطرح می‌کند، می‌گوید:‌ ایرانیان سه ویژگی را در کنار هم دارند؛ اقتدار، اطاعت و زرنگی. بر اساس این سه ویژگی ایرانیان یک نوع سلسله مراتب را حفظ می‌کنند. کسی که در بالا دست قرار دارد با فرد فرودست خود کاملاً مقتدرانه برخورد می‌کند و با بالادست خود کاملاً رفتار مطیعانه‌یی دارد و در اولین فرصت هم سعی می‌کند از فرد بالادست خود خودمختار شود. شما در آن واحد نمی‌توانید حدس بزنید که این فرد مقتدر است، مطیع است یا چیزی بین این دو.

در این تحقیق بسیار تاکید شده که جامعه ایرانی بیشتر از آنکه یک جامعه عقلانی باشد، یک جامعه احساساتی است. تا حد زیادی هم تابع عمل خارجی است.

محافظه‌کاری هم به عنوان یک ویژگی جدی جامعه ایرانی شناخته شده. ایرانی تمایل به حفظ وضع موجود دارد. برای تغییر خیلی کند پیش می‌رود. برون‌گرایی در آن خیلی پایین است و در مقایسه با خیلی از جوامع، این برون‌گرایی پایین، آثار مشخصی را روی رفتار آنها به جا می‌گذارد. در واقع فیلترهایی که در درون خانواده و کل جامعه وجود دارد، بیشتر سعی می‌کند به گرایش‌های درون‌گرا بپردازد.

نکته اثرگذار دیگر، نقش اطلاعات است. میزان اطلاعات و کیفیت آن و سرعت اطلاعات می‌تواند روی رفتار جوامع تاثیرگذار باشد. به هنگام انتخابات رفتارهای معلق در بین ایرانیان زیاد دیده می‌شود. تا چند روز قبل از انتخابات میزان این رفتارها بیش از 50 درصد است. چون فقر اطلاعات وجود دارد و اساساً فرد حقوق خودش را در انتخابات نمی‌شناسد یا بازیگران انتخابات را نمی‌شناسند درلحظه آخر می‌خواهد اطلاعات به دست آورد تا بتواند آنالیز کند. در نتیجه شما می‌بینید که در دقیقه 90مکانیسم‌هایی برای دادن اطلاعات دروغ بسیار فعال می‌شوند تا از این خلاء اطلاعاتی و تحلیلی استفاده کنند.

* جناب مدنی صدر و ذیل بحث شما قدری با هم متفاوت یا حتی متناقض است. شما در آغاز مصاحبه گفتید که جوامع را می‌توان پیش‌بینی کرد و الان با دلایل مختلف ثابت می‌کنید که این پیش‌بینی رفتار سیاسی مردم بسیار سخت و دشوار است؟

بالاخره من متوجه نشدم که رفتارهای سیاسی جامعه ایران قابل پیش‌بینی است یا خیر؟‌

**ببینید بحث من بر این اساس است. که همه جوامع را می‌توان پیش‌بینی کرد، ولی بحث بر سر دشواری این پیش‌بینی در برخی جوامع است. برخی جوامع به سادگی قابل پیش‌بینی‌اند و جامعه ایران جزء جوامعی است که پیش‌بینی رفتار آنها بسیار دشوار است.

* شما روی روش‌ها هم صحبت نکردند، من متوجه نشدم بر اساس چه متدی می‌توان جامعه پیچیده ایرانی را پیش‌بینی کرد؟‌

** یک فرد غربی که در جریان یک نظرسنجی، کاملاً رها و آزاد است و هیچ احساس خطری از بیان نظرش نمی‌کند، پیش‌بینی رفتار سیاسی او بسیار راحت است، ولی در جامعه ایرانی که در واقع فرد احساس می‌کند پاسخش می‌تواند نوع دیگری برداشت شود و خیلی عوامل دیگر، جوابش می‌تواند متفاوت باشد و پیش‌بینی آن سخت باشد.

همچنین لازم به ذکر است که پیش‌بینی رفتارهای انتخاباتی آینده بدون مطالعه رفتارهای انتخاباتی گذشته قابل بررسی نیست. شناخت روش‌های پوزیتیویستی (کمی) کفایت نمی‌کند. یک نظرسنجی صرفاً حقیقت را به ما نشان نمی‌دهد. یک نظرسنجی صرفاً حقیقت را به ما نشان نمی‌دهد. روش‌ها باید جنبه پنهان افکار مردم را در نظر بگیرد و آن جنبه‌های پنهان رفتار را مورد مطالعه قرار دهد.

* در یک سال‌هایی می‌توانیم بگوییم که رای دادن مردم ارتباط با حقوق سر ماه آنها داشت. ولی الان که این مسائل کم رنگ شده و مردم در هر جا، در هر صنف، در هر مکانی مسائل خودشان را مطرح می‌کنند، آیا شناخت لایه ظاهر و پنهان افکارشان مشکل است؟

** ببینید در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، مواضع دکتر معین، مواضع مترقیانه‌یی بود ولی مبتنی بر شناخت واقعی از مطالعات مردم نبود. بنابراین نتوانست در مقابل شعارهای رقیب، تاب بیاورد. ناگفته نماید که اظهارات، برنامه‌ها، رفتارهای بازیگران سیاسی، نقشی را در ذهن عموم مردم در رفتارهای انتخاباتی مردم حک می‌کند که خیلی اثرگذار است.

* به نظر شما روشنفکران به چه دانش و ابزاری برای درک منویات و خواست‌های مردم نیازمند هستند؟

** در اینکه مطالبات مردم باید یک بخش جدی از رویکرد نیروی سیاسی باشد، حرفی نیست. مشکل اطلاح‌طلبان براساس یک مدل نظری که اساساً مستقل از جامعه ایرانی است، وجود دارد، اصلاح‌طلبان کل فعالیت خود را براساس توسعه سیاسی سامان دادند.

اگر تلاش می‌شد که مدل توسعه سیاسی برپایه مطالبات ایرانی، بومی شود و بازبینی شود، یکی از این وجوه تناسب بین مطالبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است که باید به وجود بیاید.

نکته مهم دیگر آن است که پیشبرد اصلاحات نیاز به یک بدنه اجتماعی دارد که این نیروی اجتماعی براساس رویکرد و شعارهای اصلاحی شکل می‌گیرد و به این نکته بی‌توجهی شده و مغفول ماندن این نکته مهم باعث ریزش نیروهای اصلاحات می‌شود.

روی این نکته مهم می‌خواهم تاکید و تصریح کنم که مطالبات مردمی وجود دارد ولی یک جنبش اجتماعی حامی این مطالبات وجود ندارد. در واقع کسانی هستند اعم از نخبگان، صاحبنظرانی که به این مطالبات فکر می‌کنند، ولی وجود نیروی اجتماعی باعث تحقق آن مطالبات می‌شود. هر نیروی اجتماعی که به وجود بیاید یا در درون نیروی سیاسی یا بیرون آن، به طور قطع نیازمند یک بدنه یا نیروی اجتماعی است.

این به معنای این است که یک جنبش اجتماعی باید از مطالبات مردمی پشتیبانی کند. ما هنوز در مرحله پیش از جنبش قرار داریم.

* اگر اصلاح‌طلبان منویات واقعی مردم را بشناسند و برای آن برنامه‌ریزی کنند ولی نتوانند برنامه‌های خود را عملی کنند، دچار پسرفت و سرخوردگی نمی‌شوند؟

** بهترین اصطلاح برای این موضوع ناکامی است. ما احساس ناکامی را بعد از دوم خرداد هم می‌بینیم. احساس ناکامی، احساسی است که از شکاف بین نیازها و راه‌های معمول برای تامین آن به وجود می‌آید. یکی از نشانه‌های آثار ناکامی، رفتاری است که مردم در انتخابات نهم ریاست جمهوری از خود نشان دادند. در مواجهه‌های سیاسی یک نیروی تحول‌خواه وجود دارد و یک نیروی غیرتحول‌خواه که هر دو گروه کار خودشان را می‌کنند. مهم این است که کدام یک از این دو سو با شناخت رفتارهای اجتماعی مردم، اثرگذار شوند؛ به خصوص در مقاطع خاص، مخصوصاً در دوره‌های انتخاباتی. نکته آخر آنکه از یاد نبریم روشنفکران ما بخشی از جامعه ما هستند. همین طور از جهت جامعه‌شناسی مردم و نخبگان تا حدود زیادی شبیه به هم حرکت می‌کنند و باید بدانیم که روشنفکران گرفتار همان قواعد و ضوابطی هستند که سایر مردم گرفتار آنند. به همان میزان عوامل فیلترگذار بر آنها عمل می‌کند که بر مردم عمل می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات