مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی اقدامی در مدیریت دشمنی و حرکتی خوب و مناسب است چرا که امروز ما محتاج آمریکا نیستیم و این مذاکره به معنای مستاصل بودن با نیست و اتفاقاً آمریکاییها نیاز سنگینی به این مذاکره دارند.
ما نیز در این مذاکرات نفع داریم. هیچ اشکالی ندارد که دو کشور که با هم تخاصم سنگین دارند، در یک برههیی بر سر مواضعی منافعشان متقارت شود. کار سیاست همین است که روی نقاط متقارب کار کند.
امروز برای منافع ما بسیار مهم است که دولت دموکراتیکی در عراق بر سر کار باشد و گروههای بعثی و تندرو که به کشورهای مختلف وابستگی دارند و از قتل هیچ کس ابایی ندارند، بساطشان برچیده شود. باید کمک کنیم حکومت فعلی عراق مستقر شود و این در حالی است که این موضوع برای آمریکا هم، اگر صادق باشد، باید هدف مهمی تلقی شود.
این مقوله خود به اندازه کافی مهم است که مذاکرات جدی با آمریکا داشته باشیم. البته هیچ دلیلی نمیبینیم که فقط به این نکته توجه کنیم؛ همان دلیلی که سبب شده ما راجع به عراق با آمریکا صحبت کنیم. مسائل دیگری نیز وجود دارد که برای ما، منطقه و دنیای اسلام بسیار مهم است که از این استدلال در اینجا نیز میتوان بهره برد.
این روش با عزت و بدون عجله در مذاکره با آمریکا باید گسترش یابد و این در حالی است که اگر آمریکاییها در مذاکره جدی باشند و قدمهای معقولی در جهت رفع مسائل بردارند هیچ بعید نیست که ما در مسیر سایر مسائل نیز بتوانیم قدمهایی برداریم.
با این تفاصیل مذاکرات عراق تست بسیار مهمی برای آمریکا است که باید تلاش کند در آن جدی باشد و مذاکرات را با توفیق مواجه کند.
البته هر مذاکرهیی باید فلش آن به سمت منافع ملی ما باشد، اما در مورد عراق که محور مذاکره است منافع ملی ما در این است که حکومت عراق که یک حکومت دموکراتیک است مستقر و امنیت در عراق ایجاد شود.
این گفتوگوها باید بتواند در این زمینه توفیقات داشته باشد و این از طرف آمریکا باید بعد از مذاکره، با قدمهای ملموسی همراه باشد و گرنه فقط به مذاکره برای مذاکره تبدیل میشود که آینده خوبی ندارد. این مساله در کشور ما مورد بررسی قرار گرفته و با یک آرامش خاصی تصمیمسازی شده و این بسیار خوب است. اینکه سطح مذاکرات در چه سطحی باشد، سفیر فعلی بسیار توانمند است و سطح مذاکرات الان مشکلی ندارد، اما اگر لازم باشد، مذاکرات در دورههای آینده در سطوح بالاتری میتواند پیگیری شود. البته ما با آمریکا در سطوح مختلفی اختلافنظر، تقابل و دشمنی داریم و این پرسش مطرح است که این مذاکرات تا چه حد میتواند منافع ملی کشورمان را تامین کند؟ پاسخ روشن است به رغم تمام سائل فیمابین، به نفع هر دو کشور است که این تخاصمات را مدیریت کنند و نگذارند تنش بالاتر رود بلکه باید پایینتر بیاید و در آینده کاهش جدی پیدا کند چرا که وضعیت آمریکا در عراق، بدتر از وضعیت شوروی سابق در افغانستان است و دلیل این امر این است که آمریکاییها احساس میکنند که هر چه را میخواهند میتوانند به دست بیاورند و این شکستها درس بسیار بزرگی برای آمریکا است. آمریکاییها وقتی وارد منطقه شدند، از خاورمیانه بزرگ سخن گفتند و تغییر حکومت کشورهای منطقه را مطرح کردند و دلیل آن این بود که شرایط را به این شکل نمیدیدند، اما امروز که با واقعیت روبهرو میشوند طبیعی است که قدمهای معقول بردارند.
در داخل آمریکا هر مباحثه و مناقشه بالا گرفته است. دموکراتها و بخش خوبی از جمهوریخواهان میخواهند از این مخمصه خارج شود که خارج شدن از آن مقدماتی میخواهد و این مقدمات بسیار دقیق و پیچیده است و اگر در این مذاکرات سطح تنش را پایین بیاوریم برای منافع ملی خودمان، منافع مردم عراق و منطقه دستاورد خوبی است. هر چند این مشکلات باعث شده که آمریکاییها مسالهیی مجازی به نام خطر شیعی را مطرح کنند تا از این طریق جلوی آن پدیده را بگیرند و بگویند که قضیه بسیار حساس است. در مساله خطر شیعی برخی عناصر آمریکاییها نیز نقش دارند و یک جبهه ضدشیعه را تقویت میکنند.
به دلیل وجود این وضعیت، آمریکا و صهیونیستها قصد دارند لوله تفنگ القاعده را به سمت کسانی که دوست ندارند، هدایت کنند. یعنی این کشورها سعی دراند جهت ضدیت با شیعه را تقویت کنند و امروز لحن آنها کمسابقه است. حتی آمریکاییها از القاعده ضرر ببینند، ولی این خطر را نیز دارند که اگر لوله تفنگ القاعده 10 تا به سمت آنها شلیک میکند، 5 تا هم به سمت ایران بزند؛ اما این دیدگاه پیروز نمیشود، چون ضدیت با ایران مساله منطقه نیست و مساله منطقه استقرار حکومت مردمی در عراق است.
این یک توطئه از پیش هدایت شدهیی است که اغراض برخی کشورهای غربی، صهیونیستها و عربی پشت آن است. پس مذاکرات ایران و آمریکا از این جهت نیز مهم است. باید یکی از فواید این مذاکرات این باشد که کاملاً برای آمریکا روشن کند که نقش ما در عراق نقشی نیست که بخواهیم به زور ایجاد کنیم و نقش ما استفاده از نفوذ طبیعیمان برای استقرار و امنیت در منطقه است و آمریکاییها نباید گولی که در افغانستان در مورد ایجاد طالبان خوردند باز در عراق تکرار کنند، چرا که این مساله گریبان آنها را میگیرد و و خطراتش از القاعده فعلی بیشتر است.