تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۴  ، 
کد خبر : ۲۹۲۶۵

شریعتی روشنفکر؛ ویژگی‌ها و دغدغه‌ها


 هادی خانیکی

بازشناسی و بازخوانی شریعتی با سه مولفه «شریعتی دانشگاهی»، «شریعتی روشنفکر» و «شریعتی انقلابی» به واقعیت نزدیک‌تر است چون او با دغدغه‌های بسیار به سه حوزه «دانشگاه»، «اندیشه» و «جامعه» پرداخت و در هر سه حوزه به سطح تاثیرگذاری‌های منحصر به فردی در دوران خویش دست یافت. برای شناخت هر یک از این چهره‌ها در آغاز نیازمند فهم «گفتمان مسلط دوران شریعتی» و «گفتمان شریعتی» هستیم. در تحلیل گفتمان باید برای بررسی یک متن گفتاری و یا نوشتاری به فراتر از حوزه متن رفت و بافت یا زمینه آن را یافت. صورت زبانی بخشی از شبکه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، از این رو هر متنی از یک سو بر اساس روابط درون متنی و از سوی دیگر با تکیه بر موقعیت متن و بافت‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی مورد داوری قرار می‌گیرد. گفتمان «فرایند» و متن «فرآورده» آن است،‌ لذا نباید گفتمان را با متن‌های ایستا و جامعه اشتباه گرفت؛ باید رابطه دیالکتیکی میان ساختارها، کنش‌ها و زبان را جست و به مدد توصیف متن (شناخت اجزاء)، تفسیر (یافتن نسبت متن با گفتارهای جاری دیگر) و تبیین آن (شناخت موقعیت و زمینه‌های اجتماعی و سیاسی)، از گفتمان و متن رمزگشایی کرد و به توانش دریافتی (ارتباطی) همسنگ رسید. گفتمان مسلط دوران شریعتی- به ویژه شریعتی متاخر گفتمان مبارزه است که در صورت‌بندی یک دشمن- امپریالیسم- و یک رقیب- مارکسیسم- به تعبیر خود او به تصویر در آمده. البته این گفتمان مسلط سیاسی با تنازع دیرین میان مدرنیته است و سنت نیز در عرصه فرهنگ و اجتماع روبه‌رو بود.

دکتر شریعتی از پایگاه و منظر دین به میدان آمد و تلاش‌های فراوانی کرد تا کارایی و کارآمدی دین را در مبارزه علیه امپریالیسم، در رقابت با مارکسیسم و در پاسخ به مدرنیته نشان دهد. «شریعتی روشنفکر» در این میانه قابل فهم و شایسته داوری است. شریعتی خود مفهوم روشنفکر را در کنار قید مذهبی آن با حساسیت به خدمت می‌گیرد:‌ «من یک اصطلاح کاملا تازه، یک معنی تازه‌ای برای این کلمه بسیار حساس به کار می‌برم که احتیاج به یک دقت زیادتری دارد.» «روشنفکر عبارت است از اصطلاحی دست در کنار "مذهبی" (فعلا روشنفکر مذهبی را دارم معنی می‌کنم) که آدم خودآگاهی است، در برابر فیلسوف که جهان آگاه است و عالم که آگاه به قوانین است و تکنسین که آگاه به تکنیک است. ... روشنفکر انسان آگاه به وضع اجتماعیش است، آگاه به جایگاه خود است (نه بمعنای جایگاه، بلکه جای به معنی مکان و گاه به معنای فرمان).» در این نگاه شریعتی با روشنفکری مترادف روشن‌بینی و صنفی برای تفکرات در برابر نتلکتوئل که صفتی است برای شغل، در جاهای مختلف دکتر شریعتی از روشنفکران بعنوان «هدایت‌گری» نه «ذهنیت سازی»، «پامبری» نه «فیلسوفی، «خودآگاهی دادن به متن جامعه» نه «رهبری کردن سیاسی» ، «پل زدن از دنیای اسرارآمیز به متن مردم»، انتقال تضادها از جامع به ذهنیت»، «کشف روح غالب زمانه»، گریز از تقلید و سطحی‌نگری» و تعابیری از این دست یاد کرده است. شریعتی را می‌توان نماد و نماینده نسل دوم روشنفکران مسلمان معاصر در ایران دانست، نسل اول که مهندس بازرگان آن را به خوبی نمایندگی می‌کند، در برابر گفتمان مسلط زمان خویش به علم- به معنای تجربی آن- تکیه دارد و علم را صورت عینی تعقل و خرد انسانی و مایه اعتبار بخشی به عقل می‌داند. نسل دوم بیشتر در پی جستجوی نظم و مشیت الهی در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی به جای جهان منظم و فراخوان عمومی برای سامان‌دهی آرمانی عرصه عمومی است.

در این پارادایم می‌توان گفت شریعتی روشنفکر با دو پیش فرض «ناظر به ارزش» و «ناظر به واقع» روبروست. با پیش فرض نخست شریعتی دغدغه‌های کاهش دردها و رنج‌های مردم را دارد، از این رو مرزهای او با عالم که تنها دغدغه‌اش کشف حقیقت است متمایز می‌شود و پا به میدان سیاست می‌نهد (مواجهه با دشمن و رقیب) با پیش فرض دوم شریعتی دغدغه آگاهی بخشی و تغییر وضع و حال انسان و جامعه را دارد که از مسیر تغییر وضع و حال درونی و ذهنی می‌گذرد و در همین جا مرزهای اندیشه و رفتار او با انقلابیون که یگانه علت را در حوزه سیاست می‌جویند مشخص می‌شود (مواجهه انتقادی او با سنت و مدرنیته). به این ترتیب روشنفکری شریعتی با تامل او در مساله آغاز می‌شود و تلاش او این است که «مساله» را از «مساله‌نما» یا «شبه مساله» چه در حوزه ذهن و چه در عرصه عینیت تفکیک کند. در این مسیر می‌توان شریعتی را به عنوان یک روشنفکر دیندار از جمله احیا‌گریان مساله محور دانست. او با دو نظریه «بازگشت به خویش» و «تصفیه و استخراج منابع فرهنگی» به تنگناها و مسایل جامعه ایرانی از زاویه جدیدی می‌نگرد. او از جمله کسانی است که معتقد است «حقیقت» در «آزادی» روشن می‌شود، نه آنکه با ادعای مالکیت مطلق حقیقت، مدعی اعطای آزادی شد. در این مسیر می‌توان «شریعتی روشنفکر»‌را از پیشگامان تفکر دمکراتیک کردن فهم دینی دانست که با نقش دشوار و پر هزینه فهم رایج از دین و نهادهایی که پیرامون دین شکل گرفته بوده، تجلی یافت استخراج و تصفیه منابع فرهنگی که کاری  فراتر از تفسیر و تشریح منابع دینی بود هم در مقام نظر و هم در مقام عمل اهتمام به انتخاب و ارائه روزآمد عناصری از دین و فرهنگ بود که ما «مساله زمان و مکان» تطابق بیشتر داشته باشد. این شناخته شدن‌ترین چهره شریعتی روشنفکر است که با دردمندی و دردشناسی و دلیری دنبال می‌شود. او در مواجهه با این راهبرد است که به نشان دادن وجوهی از دین می‌پردازد که شناخت آنها از طریق تعلیم و تعلم‌های سنتی بر نمی‌آید، نقد، نوآوری و روی آوردن به منابع و افق‌های باز دیگر از همین جا آغاز می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات