«جنگ سرد میان شوروی و آمریکا یک امر ساده و بدون پیچیدگی بود و توان نظامی دو طرف به دلیل توانایی تخریب یکسان دوجانبه متعادل شده بود. دو طرف با یکدیگر مشاجره میکردند همدیگر را میترساندند و برای یکدیگر افسانه میساختند.»
به گزارش ایسنا تاد لفکو، تحلیلگر پایگاه اینترنتی «مسکو نیوز» پس از تنشهای اخیر میان آمریکا و روسیه بر سر مسایل مختلف و بروز گمانهزنیها در مورد بروز یک «جنگ سرد جدید» به تحلیل این موضوع پرداخته است.
لفکو در این تحلیل مینویسد: «دنیا مناقشات سخت را پشت سر گذاشته است؛ مطمئن هستم که روسیه و آمریکا عقلانی عمل میکنند. از حوادث و مناقشات سخت هراس داریم اما معتقدیم که گذر زمان بار دیگر باعث میشود این دو قدرت جهان بار دیگر با یکدیگر نزاع داشته باشند. رقابتها در امور نظامی، ایدئولوژی و سیاستها است. فقط دو رقیب وجود دارد با کشورهایی که نقش حامی را ایفا میکنند. امروزه شکل جنگ سرد نیز ادامه دارد؛ سخنورهای تند، اقدامات تحریکآمیز، زیر سوال بردن اعمال و رفتار طرفین و تلاش برای به وجود آوردن بحثها و نزاعهای دیگر. بیشتر شرکتکنندگان در این بحثها به یکدیگر اعتماد ندارند. نزاعهای سیاسی در انگلیس، فرانسه و آلمان به همراه تغییرات قریبالوقوع در روسیه و آمریکا این گفتوگوها و بحثها را پیچیده میکند. اما این جنگ سرد جدید یک جنگ سرد متفاوت است.
آمریکا پیشنهاد استقرار سپر دفاع موشکی را مطرح میکند به طوری که این پروژه دفاعی بیشتر ارزش سمبلیک دارد تا ارزش نظامی. آمریکا در تصویب عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی تاخیر میاندازد. رهبران جدید اروپا به جای رهبرانی که به دنبال روابط نزدیک با روسیه بودند، در عرصه قدرت حضور مییابند. اقدامات علیه اعضای جدید اروپا مانند ممنوعیت واردات گوشتهای لهستان به روسیه توسط مسکو، تنش ایجاد شده میان روسیه و استونی به دلیل جابجایی بنای یادبود یک سرباز شوروی سابق و متوقف شدن تامین نفت لیتوانی توسط روسیه به موضوعاتی تبدیل شده است که اروپا و آمریکا را درگیر آن کرده است. در همین حال کشورهایی که زمانی به شوروی سابق تعلق داشتند از جمله گرجستان و اوکراین در مسیر پیوستن به سازمانهای غربی قرار دارند.»
این تحلیلگر در ادامه عنوان میکند: «اروپا مستقل باقی میماند. اما وابستگی به حفاظت ارتش آمریکا علیه شوروی سابق جای خود را به وابستگی فزاینده به منافع انرژی دشمن سابقشان داده است. از سوی دیگر با رشد اتحادیه اروپا، واحد پول یورو، قدرت اقتصادی آلمان، شرکتهای اروپایی و بازارهای مالی لندن، اروپا خود را به عنوان قدرتی معرفی کرده است که باید به آن احترام گذاشت. اروپا قصد ندارد وابسته باشد اما این موضوع را درک میکند که آینده اقتصادیش به منابع انرژی روسیه وابسته است. در حال حاضر آلمان 40 درصد از گاز موردنیاز و 30 درصد از نفت خود را از روسیه وارد میکند. به طوری که رقم واردات گاز آلمان از روسیه تا سال 2025 به 60 درصد خواهد رسید. در حقیقت با این حال که روسیه به بازار اروپا نیاز دارد و اروپا نیز به همان مقدار به نفت و گاز روسیه نیازمند است اما این روسیه است که توانایی این موضوع را داشته تا نزاعها و بحثها را در دستانش قرار دهد. آنچه بیشتر اروپا را آزار میدهد درک این موضوع است؛ هیچ پیشنهاد و چارهای کامل که مورد استفاده در کوتاهمدت باشد وجود ندارد. اروپا فاقد اراده سیاسی برای توسعه سیاستهای امور انرژی و یا سیستمهای دفاعی است.»
این تحلیلگر در ادامه مینویسد: «آمریکا به این موضوع پی برده است که واشنگتن نسبت به گذشته و در زمان جنگ سرد پیشین، در حال حاضر از قدرت کمتری برای رهبری در دنیا برخوردار است. آمریکاییها به این موضوع پی بردهاند که منزوی شدهاند و به قدرتی تبدیل شدهاند که قدرتشان در مسیر افول قرار دارد. حدود و توانایی ارتش آمریکا در حال حاضر در جنگ عراق و افغانستان به نمایش گذاشته شده است. آمریکا با وابستگیهای فزایندهای در امور واردات نفت، بدهیهای فزاینده، کسر درآمد تجارت خارجی روبرو است اما این کشور بیشتر از نبود یک اراده سیاسی برای حفظ شرایط خود به عنوان یک ابرقدرت جهانی رنج میبرد. چرا تغییری در فقدان توانایی آمریکا در پیشبینی اقدامات دیگر کشورها به وجود نیامده است؟ سالها است که این موضوع بازتاب این اعتقاد آمریکا است که کشورهای دیگر فقط به سیاستهای آمریکا عکسالعمل نشان دادهاند و نه آنها را به وجود آوردهاند. به نظر میرسید معماران سیاست آمریکا به دلیل نطق ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه در اجلاس اخیر امنیتی مونیخ شگفتزده شده بودند، این در حالی است که پوتین پیشتر سیاستهای آمریکا را با سیاستهای رایش سوم مقایسه کرده بود. آمریکاییها به سخنرانیهای تند علیه سیاستهای واشنگتن از طرف هوگو چاوز، رییسجمهور ونزوئلا و محمود احمدینژاد، رییسجمهور ایران عادت کرده بودند اما انتظار سخنان تند از طرف رییسجمهور روسیه را نداشتهاند.»
این تحلیگر پایگاه اینترنتی مسکو نیوز درباره روسیه مینویسد: «دیگر تغییرات مهم و چشمگیر، نقش و هویت مسکو به عنوان یک نیروی پویای جهانی است. رشد قاطعیت روسیه منعکسکننده تزریق یک اعتماد به نفس جدید به این کشور است. دوران قربانی شدن به پایان رسیده است و نقش این کشور (روسیه) به عنوان یک رهبر جهانی میتواند دست یافتنی باشد.
احساس این موضوع که روسیه نه متعلق به شرق و نه متعلق به غرب است بلکه یک کشور خاص است بار دیگر به میان زبانها افتاده است. براساس نظرسنجی اخیر مرکز اتحادیه اروپا ـ روسیه مشخص شده است که روسها در حال حاضر خود را جدا از اروپا میپندارند. بیش از نیمی از افرادی که در این نظرسنجی شرکت کردهاند معتقدند که اتحادیه اروپا یک تهدید جدی به حساب میآید، این در حالی است که 71 درصد نیز خود را جدای از اروپاییها میدانند.»
در انتهای این تحلیل آمده است: «آنچه غرب را هراسناک کرده است» ملی شدن منابع و اقتصاد» در اقدامات مسکو است.
از سوی دیگر وابستگی فزاینده دیگر کشورها در امور نفت و انرژی به روسیه؛ افزایش کنترل کرملین بر ذخایر امور انرژی آسیای میانه، تغییرات در سخنورهای سیاسی میان اتحادیه اروپا، آمریکا و کرملین باعث شده تا غرب توانایی کنترل و پیشبینی اقدامات مسکو را نداشته باشد.
طی جنگ سرد این حقیقت مشخص شد که اختلافات نیازمند یکسری راهحلها و توافقها است. با افزایش استقلال ملی امور در روسیه، تغییر رهبریها در غرب و افزایش سطح سخنوریهای تند و خشن امیدها به یافتن راهحلها و توافقها سختتر شده است.»