تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۹۲۷۴

امپریالیسم نفت و انرژی


پروفسور حمید مولانا

در چند دهه گذشته دخالت نظامی آمریکا در دنیا اغلب برای دسترسی و کسب چاه‌های نفت و منابع انرژی بوده است. وضعیت فعلی امپریالیسم نفت و انرژی آمریکا شباهت زیادی به سیاستگذاری و نقشه‌ای دارد که لرد کرزون پس از پایان جنگ جهانی اول برای امپراتوری بریتانیا در ممالک عربی و خاورمیانه تنظیم کرده بود دارد. طبق نقشه لرد کرزون سیاستمداران آن زمان انگلیس، دستگاه دولتی اعراب تحت کنترل و نفوذ بریتانیا و به دست مسلمانان بومی و تاحد امکان توسط کارمندان عربی اداره خواهد شد. تسخیرکنندگان این سرزمین‌ها (یعنی امپراتوری بریتانیا) نباید این کشورها را به مستعمرات رسمی خود را ملحق کند بلکه آن‌ها باید به صورت تحت‌الحمایه و زیر نظر و کنترل و نفوذ و در صورت احتیاج توسط نیروی نظامی که به‌ظاهر استقلال دارد مورد حفاظت قرار گیرند.» این نقشه را آمریکائی‌ها می‌خواهند این روزها در عراق انجام دهند ولی موفقیت چندانی پیدا نکرده‌اند.

در حمله آمریکا به عراق به مدت چند روز موزه ملی و باستانی عراق در بغداد مورد هجوم قرار گرفت و بسیاری از آثار تاریخی آن ربوده شد. بر دیوارهای این موزه نقشه‌های قدیمی سرزمین عراق یعنی تمدن سومری‌ها و قوانین فرمانرویان حمواربی آویزان بود که قشون اشغالگر آمریکا از آن‌ها محافظت نکرد. هدف اصلی قشون آمریکا طبق دستور و فرمانی که از واشنگتن دریافت کرده بودند محافظت از وزارت نفت عراق و دسترسی به نقشه‌ها و منابع و چاه‌های نفت بود و به همین جهت تنها ساختمانی که در بغداد اصلا صدمه و خسارت ندید همین وزارتخانه و آرشیو و اسناد آن بود.

دومین نقشه مهمی که آمریکائی‌ها در حمله و تسخیر به عراق تهیه کرده و در دست داشتند نقشه‌ای بود که «گروه سیاستگذاری توسعه انرژی ملی» به ریاست معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، دیک چنی، و در سال 2001 با ملاحظه نقشه امنیت ملی آمریکا از احتیاجات انرژی آمریکا برای قرن بیست‌ویکم تهیه شده بود. نقشه آمریکا این بود که با تسخیر کشورهای نفت‌خیز «یاغی و سرکش» و دسترسی کامل به چاه‌های نفت و گاز طبیعی آن‌ها احتیاجات انرژی و اهداف امنیت ملی آمریکا را تأمین کنند. آمریکائی‌ها برای این منظور عراق و صدام را هدف قرار دادند.

گرچه آمریکا و انگلیس پس از حمله به عراق در سال 1990 میلادی از دستیابی صدام حسین به چاه‌های نفت کویت جلوگیری کرده و صدور نفت عراق را طبق قطعنامه شورای امنیت قدغن اعلام کرده بودند، ولی در اواخر این دهه عراق با مذاکره با بیش از 60 شرکت و کمپانی فرانسوی، روسی، چنی، هندی، ژاپنی، اندونزی، کانادائی و آلمانی تصمیم داشت این تحریم را شکسته و با موافقت سه عضو دائمی شورای امنیت یعنی چین، فرانسه و روسیه بتواند آمریکا و انگلیس را مات کند. مثلاً کمپانی نفت فرانسوی توتال قرار بود چاه‌های نفت 23 میلیارد بشکه‌ای ذخیره‌ای نواحی مجنون را به‌دست بگیرد. ولی این بازی صدام حسین به مذاق آمریکا و انگلیس خوشایند نبود. نقشه آمریکا این بود که عراق را به یک پایگاه بزرگ انرژی نفت و نظامی درآورده و از آن طریق به ایران فشار آورد و در صورت امکان نظام جمهوری اسلامی ایران را براندازد.

در سال 2003 دیوید فروم نویسنده سخنرانی‌های کاخ سفید بوش در کتاب خود تحت عنوان «مرد درست» نوشت که «جنگ علیه ترور برای این ساخته و تزئین شده بود تا ثبات جدید یک‌چهارم از کره زمین که همیشه با خشونت آمیخته است حفظ شده و از طریق امنیت انرژی و نفت برای همه ما سعادت جدید بیاورد». یک سال بعد در 2004 میلادی میکال کلر یکی از نظریه‌پردازان انرژی و نفت آمریکا وضعیت منابع نفت و گاز دنیا را از دیدگاه آمریکا این‌طور خلاصه کرد: نفت دیگر تنها یک کالا نیست بلکه یک موضوع امنیت ملی است که تحت‌نظر و نظارت و کنترل وزارت دفاع قرار گرفته و برای حفاظت آن دخالت نظامی به هر بهائی لازم شده است.

دخالت نظامی آمریکا در سومالی که به نام کمک‌های امدادی و انسانی انجام گرفت طبق تحقیقات و مقالاتی که روزنامه لس‌آنجلس تایمز انجام داد در حقیقت برای حفظ منافع نفتی آمریکا در آن منطقه بود. وقتی که دولت طرفدار غرب در اوائل 1990 در سومالی سقوط کرد در واقع منافع چهار کمپانی نفتی آمریکا یعنی شورون، آماکو، کونوکو و فیلیپس را به خطر انداخت. حمله نظامی آمریکا به ناحیه بالکان و یوگسلاوی (سابق) در سال‌های 1997 و 1998 آن‌طور که کارشناسان گزارش داده‌اند به جهت حفاظت مناطق جنوبی یوگسلاوی بود که لوله‌های گاز و نفت دریای خزر را از بلغارستان به دریای سیاه و از آلبانی به دریای آدریاتیک وصل می‌کرد. در سال 2002 نشریه «آسیا تایمز» مدعی شد که تمام مناطق و کشورهائی که لوله‌کشی گاز و نفت از آن‌ها عبور می‌کند مورد حمله قرار گرفته‌اند: چچن، گرجستان، کردستان عراق، یوگسلاوی و مقدونیه. مذاکرات و سازش آمریکائی‌ها با گروه طالبان در افغانستان قبل از سال 2001 میلادی بیشتر برای حفاظت از لوله‌های گاز و نفت از ترکمنستان به افغانستان و پاکستان بود که شرکت آمریکائی یونوکال به عهده داشت.

واحدهای فرماندهی نیروهای نظامی آمریکا در مناطق جنوب دنیا (از جمله آمریکای لاتین) منافع نفتی کمپانی اکسیدنتال پترولیوم آمریکا در کلمبیا و لوله‌های نفت و گاز آن نواحی را محافظت می‌کند. گارد ملی کشور کلمبیا نیز که توسط آمریکا حمایت می‌شود کارآموزی و تمرین خود را در پایگاه‌های نظامی آمریکا بویژه در ایالت کارولینای جنوبی تکمیل کرده‌اند. طبق نوشته وال‌استریت ژورنال، ارگان نخبگان بازرگانی و مالی آمریکا، یکی از وظایف قوای نظامی آمریکا در آفریقا حفاظت از منابع و چاه‌های نفتی نیجریه است که حدود 25 درصد از نفت وارداتی آمریکا را تأمین می‌کند.

دیک چنی معاون کنونی ریاست جمهوری آمریکا و یکی از معماران اصلی حمله به عراق که در زمان بوش (پدر) وزارت دفاع آمریکا را به عهده داشت در نطقی که در سال 1999 در انستیتوی پترولیوم (نفت) لندن ایراد کرد از راز نقشه‌های آینده خود پرده برداشت. او گفت: «به تخمین برخی، در سال‌های آینده مصرف نفت دنیا 2 درصد سالیانه اضافه خواهد شد و این با 3 درصد تقلیل در تولید امروزی نفت همراه خواهد بود. بدین‌معنی در سال 2010 میلادی ما احتیاج به 50 میلیون بشکه نفت در روز داریم.» در آن موقع «چنی» از عراق و کشور بخصوصی صحبت نکرد ولی بر اهمیت گاز طبیعی بعنوان یک منبع آلترناتیو تأکید کرد. او به خوبی می‌داند که گاز طبیعی در قرن بیست‌ویکم همان‌قدر حیاتی خواهد بود که نفت در قرن بیستم بود و منابع گاز طبیعی دنیا خارج از قاره آمریکای شمالی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات