* هرگاه صحبت از تهدیدات و چالشهای جمهوری اسلامی میشود بحث آمریکا و مشکلاتی که از ابتدا برای جمهوری اسلامی بوجود آورده است مطرح میگردد. به نظر شما علت این تهدیدات از جانب آمریکا چیست؟
** مشکل آمریکا با نظام جمهوری اسلامی ایران از فردای پیروزی انقلاب آغاز شده است و بدون توقف ادامه دارد. ما در مرکز بررسیهای استراتژیک در حال مطالعه یکی از طرحهای جورج بوش تحت عنوان PSI هستیم. این طرح در سال 2003 توسط رییسجمهور آمریکا مطرح شده است و در حال اجرای آن نیز هستند. در واقع با اجرای این طرح رفتارهای سایر کشورها توسط آمریکا و همپیمانانش کنترل خواهد شد. هدف اصلی این طرح متوقف ساختن محمولههای سلاحهای کشتار جمعی در هر نقطه از جهان است. نهایت این طرح نیز کنترل به ویژه در عرصههای سیاسی در کشورهایی است که در مقابل آمریکا و سیاستهایش مقاومت میکنند. به زودی و پس از تمام مطالعات توسط این مرکز جزییات بیشتری از طرح را در اختیارتان قرار خواهیم داد.
گرچه مشکل آمریکا نه تنها با ایران بلکه با دنیای اسلام است آنها اسلام را به عنوان یک چالش اساسی در مقابل خود میدانند. مشکل آمریکا فراتر از مباحث جاری است. مشکل آمریکا با اسلام بر سر مساله هویت است. به نظر من مشکل فراتر از مسایل استراتژیک است و به نوعی فوق استراتژیک به شمار میرود. در واقع آمریکا با اندیشهای در حال چالش است که بروز و ظهورش در انقلاب اسلامی است.
*بحث حمله نظامی آمریکا و سیاستهایی که در قبال جمهوری اسلامی در پیش گرفته است را چگونه ارزیابی میکنید؟
** موضوعی که این روزها بسیار میشنویم بحث حمله آمریکاست. چند سالی است که این تبلیغ به منظور جنگ روانی توسط آمریکاییها مطرح میشود هر چند این مساله توسط این مرکز به صورت جدی در حال بررسی و مطالعه است. اما آمریکا با این بحث اتحاد و انسجام مردم و نیروهای نظام را از بین میبرد. نیروهای درون نظام دچار پراکندگی میشوند و حساسیت مردم نیز نسبت به مسایل انقلاب و کشور کاهش مییابد و مردم منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح خواهند داد. آمریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی از سیاستهای خاصی پیروی میکند که برخورد نظامی هم یکی از این سیاستهاست. اما بررسیها نشان میدهد هدف اصلی آمریکا استفاده از استراتژی نرم و هوشمند است. آمریکاییها با توجه به شرایطی که در منطقه خاورمیانه دارند ترجیح میدهند از استراتژیهای نرم به جای جنگ و برخورد سخت بهره ببرند. در برخورد نظامی طرفین جنگ حرکات یکدیگر را زیر نظر دارند و در آمادگی به سر میبرند. اما در استراتژی نرم شرایط متفاوت است و هر آن امکان شکست وجود دارد. در این استراتژی بحث تغییر رژیم در آخرین مرحله است و به طور کلی این نوع برخورد خطر بیشتری دارد.
آمریکاییها اقدامات خود جهت جنگ- استفاده از لفظ جنگ به دلیل برخورد فیزیکی جالب نیست استفاده از مقابله بهتر است- با ایران را شروع کردهاند. اولین اقدام آنان استفاده از تحریمهای پلکانی است. هر چند قطعنامههای مختلفی نیز علیه جمهوری اسلامی به تصویب رساندهاند و فشارها بیشتر شده و از این بیشتر نیز خواهد شد. هدف آمریکاییها از اعمال تحریم بیشتر اثرگذاری بر دولتمردان است. این مقابله مدتهاست که شروع شده و از نظر آمریکاییها نتیجه اقداماتشان که فروپاشی جمهوری اسلامی است جواب خواهد داد.
* چگونگی تاثیر این چالشها را برایمان شرح دهید؟
** من سعی میکنم هر کدام از چالشهای فوق را به طور جداگانه تحلیل کنم:
تحریم و انزوای بینالمللی: پس از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل و به بنبست کشاندن مذاکرات ایران و اروپا غرب به طور جدی به منظور مهارت فعالیتهای هستهای- نظامی ایران و کاهش قدرت آن در منطقه به طور جدی مکانیسم فشارهای بینالمللی و انزوای ایران در جهان را در دستور کار خود قرار داده است. اگرچه دامنه تحریم کم شدت است اما با تداوم روند کنونی امکان گسترش جدی آن وجود دارد. به صورتی که اردوگاه دشمن بر این باور است که اگر دامنه تحریمها گسترش یابد و مسایلی مانند تولید، صادرات نفت و سرمایهگذاری خارجی در کشور به ویژه در صنعت نفت را در برگیرد کشور با مشکلات گستردهتری روبهرو خواهد شد. حداقل آن است که میزان تمایل کشورها و شرکتها جهت سرمایهگذاری خارجی دشوار و امکان دسترسی ایران به تکنولوژی غرب محدود خواهد شد.
چرا که ایران به دلیل نیازی که به سرمایهگذاری خارجی و روابط با دنیای غرب دارد یکی دستیابی به تکنولوژی که منبع عمده آن غرب است و دیگری توسعه زیربنایی مانند صنعت نفت که نیازمند سرمایهگذاری است.
* این سرمایهگذاری گذشته از آن که به توسعه بخشهایی از صنعت کمک خواهد کرد به کاهش بیکاری و کنترل آن نیز خواهد انجامید. احتمال دارد با گسترش دامنه تحریمها و ایجاد فضای نامناسب علیه کشور تمایل به سرمایهگذاری در کشور کاهش پیدا کند.
** آنچه که مد نظر غرب و در راس آن ایالات متحده است این است که علاوه بر تحریم بینالمللی کشور به لحاظ سیاسی نیز دچار انزوا شود. چنین انزوایی به این صورت ایجاد محدودیت خواهد کرد که کشورهای دیگر ایران را به عنوان بازیگری تعیین کننده قبول نخواهد داشت، افزون بر این غرب تلاش دارد تا با تاکید بر غیر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران، تهدیدزا بودن ایران برای کشورهای عرب منطقه، دخالت بیثباتسازی در عراق، لبنان و منطقه خلیج فارس و اصرار بر احتمال فعال شدن شکاف میان شیعه و سنی کشورهای منطقه را علیه ما متحد کند.
*تهدید نظامی علیه ایران:
** ایالات متحده در طول دو سال گذشته بر احتمال به کارگیری نیروی نظامی علیه ایران تاکید داشته است. اگرچه کاخ سفید در حال حاضر راهبرد خود را بر اقدام سیاسی متمرکز بینالمللی تمرکز داده است، اما گزینه نظامی هم میتواند به عنوان یک خطر مورد لحاظ قرار گیرد. گزینه نظامی به دو صورت امکان تحقق دارد: یکی حمله نظامی گسترده یعنی اشغال سرزمینی مثل عراق و افغانستان و دیگری حمله محدود به این معنا که تاسیسات هستهای و بخشی از پایگاههای نظامی و یا تاسیسات زیرساختی کشور مورد هدف قرار میگیرد.
به نظر میرسد حمله نظامی- اعم از گسترده و محدود- تا زمانی که تلاشهای آمریکا در شورای امنیت به بنبست نرسیده باشد منتفی است. آمریکاییها زمانی که به این جمعبندی برسند و فعالیت دیپلماتیک بینالمللیشان بیفایده و حرکت ایران به سوی تکمیل فعالیتهای هستهای ادامه یابد، احتمالا وارد فاز نظامی شوند. در حال حاضر به نظر میرسد بنا به دلایل متعدد آمریکا درصدد حمله نظامی علیه ایران نیست. اما آن را هم از دستور کار خود خارج نکرده است.
*روند صلح خاورمیانه:
** ایالات متحده به همراه برخی از کشورهای منطقه پس از جنگ 12 جولای لبنان در سال 2006 تلاشهایی را برای صلح در خاورمیانه آغاز کردهاند. آن چه در این روند احتمال دارد برای ما تهدیدزا باشد تلاش اعراب برای ورود سوریه به روند صلح خاورمیانه است. اعراب از این منظر به دنبال این هدف هستند تا سوریه را از انزوا خارج کنند. استدلال این کشورها بر این پایه استوار است: پیشرفت هر گونه روند صلح و توافقی بین اعراب و رژیم صهیونیستی بدون سوریه امکانپذیر نیست. با خروج سوریه از انزوا این کشور مسوولیت و تعهد بینالمللی را پذیرا خواهد شد و در نیتجه به ائتلاف و اتحاد خود با ایران پایان خواهد داد. با ورود سوریه به این روند ائتلاف سهگانه ایران – سوریه - حزبالله از هم فرو خواهد پاشید. نفوذ ایران در لبنان فلسطین و منطقه کاهش خواهد یافت و امکان خلع سلاح حزبالله میسرتر میباشد. سفر پلوسی به دمشق را باید در این چارچوب ارزیابی کرد.
*پس از بحث درباره چالشهای منطقهای و بینالمللی درباره تهدیدات و چالشهای داخلی نیز توضیح دهید؟
**در بحث تهدیدات داخلی شرایط متفاوت است و با چالشهای گوناگونی روبهرو هستیم. در یک تقسیمبندی کلان این تهدیدات در دو لایه نخبگان فکری سیاسی و قومیتها که هر کدام زیرمجموعههایی دارند برنامهریزی شده است. تحرکاتی مثل جنبشهای کارگری و زنان از این جا منشا میگیرد. مسائل قومیتی هم که بخشی از آن در داخل و بخش عمده آن در خارج انجام میشود. در واقع چالشهای قومی - فرقهای که میتواند اتحاد ملی و یکپارچگی کشور را تحت تاثیر قرار دهد. گسترش دامنه تحریمهای بینالمللی و افزایش نارضایتی داخلی شکاف دولت ملیت گرچه تهدیدات روزبهروز بیشتر میشود ولی توان ملت ما و قدرت و نفوذ آن هم در داخل و هم خارج افزایش مییابد. گسست بین مردم و حاکمیت در حوزههایی اتفاق میافتد که به عموم مردم مربوط میشود مثل معیشت مردم و کالاهای اساسی و مسکن اگرچه بعدی اقتصادی دارد ولی میتواند تلقی ناکارآمدی از حاکمیت را القا کند. بیکاری و تورم: بحرانهایی که برای جامعه عمومیت داشته باشد، بتواند شکننده باشد و مقام را آسیبپذیر کند. هر چند به مواردی چون نفوذپذیری مرزهای ایران در غرب و شرق کشور نیز میتوان اشاره کرد.
* با توجه مطالبی که مطرح کردید آیا در مرکز بررسیهای استراتژیک اقدامات، مطالعات و یا سیاستهایی برای کمک به دولت جهت مقابله با این تهدیدات انجام شده است؟
** این مرکز به دلیل وظایفی که دارد تمامی مسایلی که به لحاظ استراتژیک برای کشور مهم باشد بررسی خواهد کرد و کارشناسان مرکز به تجزیه و تحلیل خواهند پرداخت. در همین راستا برای اولین بار سند امنیت ملی کشور در این مرکز تدوین شده است و به زودی جهت تصویب تقدیم هیات دولت خواهد شد. در این سند که کشورهای معدودی در جهان از آن بهره میبرند وضعیت کشور در شرایط فعلی، آینده و چالشها و تهدیدها و راههای مقابله و برون رفت از آنها اشاره شده است.