تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۹۳۶۴

افغانستان برزخ جنگ و صلح


اردشیر زارعی قنواتی

اوضاع داخلی در افغانستان طی هفته‌های اخیر به وخامت گراییده و سطح درگیری‌ها به مرز غیرقابل کنترل رسیده است.

اینکه طی یک هفته اخیر 5 مورد عملیات انتحاری در این کشور انجام گرفته که هولناک‌ترین آن کشته شدن 35 تن و زخمی شدن ده‌ها نفر در انفجار اتوبوس افسران پلیس در کابل بوده است، دلیل اصلی وخامت اوضاع این کشور نیست. اینکه در حمله نیروهای ائتلاف به رهبری ناتو در این کشور به بهانه سرکوب شورشیان طالبان 7 کودک در والسوالی زرغون از توابع پکتیا کشته شده‌اند، برهان قاطعی برای وضعیت وخیم این کشور تلقی نمی‌شود. اینکه در روز 19 ژوئن مقامات افغان اعتراف کرده‌اند که یک والسوالی در ایالت قندهار به تصرف نیروهای طالبان درآمده است، تنها دلیل بروز این وخامت اوضاع نیست. اینکه بالاخره بعد از مدت‌ها «حامدکرزی» رئیس‌جمهور افغانستان در جمع سران اقوام این کشور به صراحت اذعان می‌کند مشکلات افغانستان ریشه داخلی دارد و تا زمانی که قانون رعایت نشود جلوگیری از دخالت بیگانگان، تحکیم صلح، ثبات و پیشرفت ممکن نیست نیز تمام واقعیت موجود نخواهد بود.

حتی انتشار بیانیه 94 تشکل امدادرسان و حقوق بشری تحت نام «اکبر» در خصوص نقض حقوق غیرنظامیان توسط طالبان، نیروهای خارجی مستقر در افغانستان و دولت مرکزی این کشور، دخالت کشورهای همسایه و فضای ملتهب منطقه‌یی و همچنین واقعیت افزایش 60 درصدی تولید و قاچاق مواد مخدر هم نمی‌تواند توجیه کننده چنین وخامت اوضاعی باشد.

ولی همه این حوادث در چارچوب شرایط عینی افغانستان و منطقه خاورمیانه و همچنین روند رو به تشدید امور ناخوشایند در چرخه بحران این کشور، می‌تواند در کنار هم و طی یک ارتباط دیالکتیکی به عنوان دلیل اساسی وخامت اوضاع در افغانستان تلقی شود. بعد از گذشت 5 سال از سقوط طالبان و حضور نیروهای ایساف و ناتو برای حفظ ثبات و نظم در افغانستان، امروزه در این کشور روندی شکل گرفته است که به جای سامان یافتن اوضاع همگان به وخامت اوضاع اذعان می‌کنند. هرگز نمی‌توان چنین شرایطی را به قدرت سخت‌افزاری طالبان و شورشیان قومی این کشور در مقابل دولت مرکزی و ائتلاف نیروهای خارجی مربوط دانست چرا که از هر نظر حامیان نظم از این لحاظ نسبت به دشمنان نظم از قدرت مطلوب و بهتری برخوردارند. یا اینکه سرمایه‌گذاری نیروهای بین‌المللی و در رأس آن ایالات متحده به لحاظ مالی در قمار افغانستان نسبت به رقیب خود طالبان هرگز قابل مقایسه نخواهد بود. هر آنچه که امروز در افغانستان می‌گذرد بیش از هر چیز به ضعف مدیریت بحران در خصوص رعایت منافع مردم افغانستان در ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی در چارچوب منافع عینی و اخلاقی آن است که تاکنون نادیده گرفته شده است.

تا به امروز بیش از 100 میلیارد دلار فقط خرج و هزینه اقدامات نظامی و امنیتی در افغانستان شده است در شرایطی که هنوز اکثریت جمعیت این کشور از حداقل شرایط زیستی مرحوم هستند. در شرایطی که این کشور در منطقه نیمه خشک جهان قرار دارد و احتیاج مبرمی به تامین شبکه‌های علمی آبیاری برای توسعه دارد تاکنون هیچ اقدام اساسی در این خصوص انجام نگرفته است، چنانچه بسیاری از کشاورزان حتی در شمال این کشور نیز گفته‌اند که به جهت عدم کارایی کشت جایگزین به اجبار تمایل به کشت خشخاش پیدا کرده‌اند.

بدون شک امنیت در افغانستان ارتباط مستقیمی با اقتصاد عقب ‌افتاده این کشور داشته و تا زمانی که موضوع مواد مخدر به صورت ریشه‌یی حل نشود هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد. بافت فرهنگی و سیاسی این کشور در منطقه‌یی که بنیادگرایی اسلامی هر لحظه حالت تثبیت شده‌تری به خود می‌گیرد و از دانشکده تروریست‌سازی عراق نیز ارتزاق می‌کند، قدرت مانور برای تاثیرگذاری دموکراتیک و هنجارمند را سلب کرده است.

حماقت غرب مختص به امروز نیست و ریشه در بدنیتی و بدکرداری آنان طی سه دهه گذشته دارد که برای منکوب کردن بلوک سیاسی رقیب خود از ارتجاعی‌ترین جریانات سیاسی، قومی و مذهبی سوء استفاده کرده‌اند. روندی که حتی با توجه به تجارب پیش رو هنوز نیز توسط آنان در بالکان، عراق، لبنان و فلسطین دنبال می‌شود و جامعه جهانی را در آینده با بحران‌های تشدید یابنده‌تری روبه‌رو خواهد کرد. در شرایطی که مردم افغانستان و خاورمیانه بیش از همیشه نسبت به اهداف غرب و به خصوص ایالات متحده مظنون هستند، ازدیاد نیروی نظامی و دخالت‌های بیشتر آنان نه تنها راه حل موضوع نخواهد بود بلکه خود به نوعی ریشه مشکل است.

اینکه نیروهای ناتو در افغانستان هر روزه از آمار تلفات ده‌ها نفری طالبان سخن می‌گویند و از آن طرف اوضاع این کشور به سمت وخامت بیشتر و قدرت‌یابی شورشیان طالبان سوق می‌یابد یا نشان دهنده یک دروغ بزرگ است یا اینکه افغانستان امروز آن اندازه طالبانیزه شده است که این همه تلفات نیروی آنان هیچ تحول مثبتی را در اساس قضیه ایجاد نمی‌کند. به همین دلیل در هر قالبی که بحران افغانستان مورد ارزیابی قرار گیرد، نشان عدم موفقیت و تا حدود زیادی شکست ائتلاف ضدتروریستی موجود است.

خطری که امروز بیش از هر چیز دیگر افغانستان و به خصوص کابل را تهدید می‌کند نمونه‌برداری از شورش‌های عراق و تحرک طالبان برای تطبیق‌سازی کابل با بغداد است که در صورتی موفقیت می‌تواند فاجعه را عمیق‌تر کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات