علی کرمی
ناامنی در عراق همچنان قربانی میگیرد. با گذشت 4 سال و اندی از حضور نظامی آمریکا در عراق به بهانه ایجاد دموکراسی، هنوز مساله امنیت یک چالش اساسی است. به همین دلیل روزانه دهها عراقی به هر طریقی از جمله بمبگذاری، عملیات انتحاری و نبرد نیروهای اشغالگر با شبهنظامیان و القاعده کشته میشوند. فقط در یک مورد عملیات انتحاری در کرکوک حدود 500 عراقی کشته و زخمی شدند.
به راستی گذار از حکومتهای دیکتاتوری به حکومتهای دموکراتیک بیانگر مدل عراق است؟ چه فرقی بین مردم عرب عراق با دیگر مردم عرب کشورهای عربستان، مصر، اردن و غیره است که زیستن مردم این کشورها زیر لوای حکومتهای نیمه دیکتاتوری حامی آمریکا مورد تایید طراحان جنگ عراق است!! اگر فرض بر این باشد که جنگ عراق بر اساس طرح خاورمیانه بزرگ صورت گرفته و مدل عراق الگوی دموکراسیسازی در خاورمیانه است، باید منتظر این باشیم که دیگر کشورهای عربی با وجود وابستگی سیاسی به آمریکا، الگوی عراق را تجربه کنند، یا اینکه مردم عراق قربانی ایستادگی صدام حسین در برابر سیاستهای تجاوزکارانه آمریکا شدند برای اینکه دیکتاتور بعث عراق جزو معدود سران عربی بود که در طول صدارتش چالشی برای منافع آمریکا، بخصوص اسرائیل در خاورمیانه بود. شاید اگر صدام حسین، دیکتاتور منفور عراق چرخشی در سیاست خارجی خود در قبال آمریکا میداد و مثل دیگر کشورهای عربی به تمکین کننده بیچون و چرای سیاستهای بوش تبدیل میشد، امروز اینچنین مردم عراق به بهانه داشتن سلاحهای کشتار جمعی صدام، مبارزه با تروریسم و در نهایت تجربه دموکراسیخواهی هزینه نمیدادند.
با این وجود تایید صددرصد دوران حکومت صدام و خط مشی وی درست نیست، از طرف دیگر وضعیت کنونی عراق نباید مهر تاییدی بر گذار از حکومت دیکتاتوری به حکومت دموکراتیک باشد. آنچه از تحولات اخیر خاورمیانه از فلسطین و لبنان گرفته تا عراق بر میآید، این است که بهترین مکانیسم برای حل بحرانهای منطقهای و مرحله گذار، همکاری و همگرا بودن دولتهای عربی و منطقه است. تا زمانی که کشورهای عربی و غیرعربی خاورمیانه به یک اتحاد و انسجام سیاسی و اسلامی دست پیدا نکنند، مدل عراق اولین و آخرین الگو از سوی آمریکا در خاورمیانه بهانه دموکراسیسازی نخواهد بود و کاخ سفید با استفاده از شکاف بین کشورهای منطقه آن سیاستی را پی میگیرد که اسرائیل 60 سال است در سرزمینهای اشغالی اجرا میکند!! از طرف دیگر نگاه قدرتهای خارجی به خاورمیانه به خاطر منابع سرشار انرژی، پروژهای و کوتاه مدت نیست که وابستگی صرف کشورهای عربی با آمریکا بتواند نویددهنده پیشرفت و ترقی برای جامعه آنها باشد. هر حرکت رفرم و اصلاح شده در جهت دموکراسیخواهی باید سنگ بنای آن به دست خود حاکمان و مردمان عرب گذاشته شود تا آزادی و استقلال در کشورهای عربی معنای واقعی پیدا کند. در غیر این صورت پروژه دموکراسیسازی آمریکا در خاورمیانه علاوه بر هزینههای جانی و مالی، مثل مدل عراق، یک نوع وابستگی سیاسی مادامالعمر هم به همراه خواهد داشت که میتوان از آن به عنوان «دموکراسی دستوری» نام برد. اگر این مدل دموکراسی در خاورمیانه نتیجه دهد باید سالیان سال شاهد بحرانهایی از جنس عراق در کنار حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه باشیم. این نوع دموکراسی به همراه اهرم نظامی در خاورمیانه تنها نتیجهای که به ارمغان میآورد مدل عراق است. مردم عراق از سال 2003 تاکنون به امید تجربه حکومت دموکراتیک به جای دیکتاتوری صدام از سوی بوش تنها چیزی که برای آنها مسجل شده «کشته شدن» است. دموکراسیسازی آمریکایی در خاورمیانه تعریف جدید از تئوری امپریالیستی نوینی است که هنوز قدرتهای برتر با ادبیات جدید به دنبال سیطره خود بر بخشهای مختلف جهان هستند به خصوص خاورمیانه.