صباح زنگنه*
روند جدید سیاستهای دولت آمریکا در منطقه حاکی از تغییر در تاکتیکهای اساسی ایالات متحده به لحاظ نظامی است که به موازات تلاش برای استمرار سلطه و هژمونی خود در خاورمیانه، درصدد احیای سیاست چندپایهای برآمده است. سیاست چندپایهای که در سالهای پیش از انقلاب بر دو ستون ایران و عربستان سعودی استوار بود، امروز با جایگزینی مصر که به لحاظ جمعیتی هموزن ایران است در حال نوزایی است. این سیاست که در راستای حفظ مطلق منافع آمریکا در منطقه و تضمین برتری اسرائیل در منطقه است، از یک سال پیش و با حمله اسرائیل به حزبا... لبنان زمینهچینی شد. در گام دوم پس از شکست اسرائیل، آمریکا درصدد تعریف متحدینی برای اسرائیل برآمده که با اعمال فشار و ایجاد توهم نفوذ ایران در منطقه سعی کرد رهبران برخی کشورهای عرب را به این سمت سوق دهد که اعراب هیچگونه دشمنیای با اسرائیل نداشته و این ایران است که تهدیدآفرین است. آمریکا در گام جدید خود با دعوت به برگزاری اجلاس 1 + 2 + 6 در ماه سپتامبر درصدد دستیابی به چند هدف است (گفتنی است 6 نمایانگر اعضای شورای همکاری خلیجفارس، 2 بیانگر مصر و اردن و منظور از یک آمریکاست). این اهداف عبارتند از: 1ـ فیصله دادن به موضوع فلسطین، 2ـ اعمال فشار بر مردم لبنان و تلاش برای پذیرش دولت فواد سنیوره یا مشابه آن، 3ـ برگزاری انتخابات در سرزمینهای اشغالی، غزه و تحکیم موقعیت محمود عباس و 4ـ ایجاد تغییراتی در ساختار سیاسی عراق. مجموعه این اهداف نیازمند بسیج جدیدی برای حمایت از سیاستهای آمریکا در منطقه است که با انعقاد قراردادهای تسلیحاتی بین آمریکا و کشورهای حوزه خلیجفارس، مصر و اسرائیل پیگیری میشود. از علل تغییر هدف آمریکا، شرایط داخلی ایالات متحده و تلاشی است که نومحافظهکاران آمریکا در ماههای پایانی دوره ریاست جمهوری بوش برای فعال کردن سازوکارهای فروش اسلحه به عمل میآورند. این سازوکار معطوف به فروش خارجی سلاح خواهد بود که جایگزین خرید داخلی سلاح میشود. از دیگر دلایل آمریکا برای تزریق حجم عظیمی از تسلیحات به منطقه، ناتوانی آمریکا در عملیات نظامی در عراق و افغانستان است که آمریکا با این رویکرد جدید سعی میکند کشورهای منطقه را برای تحمل هزینههای مالی و انسانی هژمونی خود در منطقه شریک کند، اما این قرارداد بعد دیگری دارد؛ چنانکه کمکهای تسلیحاتی آمریکا به اعراب نبایستی از لحاظ حجم و کیفیت از تسلیحات رژیم اسرائیل برتری پیدا کند و فرماندهی عملیاتی آن نبایستی در اختیار دولتهای عرب قرار گیرد. با اینگونه ضمانتهاست که اسرائیل با فروش تسلیحات به مصر و عربستان موافقت کرده است.
روند تاریخی این تحولات از همان زمانی آغاز شد که ملک عبدا... دوم پادشاه اردن بحث هلال شیعی را مطرح کرد و پس از آن دیک چنی معاون رئیسجمهور و کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا خواستار اتحاد کشورهای عرب در مقابل ایران شدند و از 2 + 6 برای تشکیل یک کمربند امنیتی از کشورهای به اصطلاح معتدل در برابر ایران و سوریه و حزبا... لبنان دعوت کردند. تا آن زمان تصور غالب بر این بود که این کشورها به لحاظ سیاسی، تبلیغاتی و امنیتی (اطلاعات امنیتی) در مقابل ایران ایستادگی میکنند اما مرحله جدید همکاریها در بعد قرارداد ارسال تسلیحات نظامی، این نوع اتحاد را به مرحله بالاتری رسانده که اتحاد نظامی است.
آنچه تناقض موجود در رویکرد جدید آمریکا را نمایان میسازد، در اظهارات رایس وزیر خارجه و گیتس وزیر دفاع آمریکا مشهود است که قراردادهای تسلیحاتی را به بهانه مقابله با نفوذ ایران و مبارزه با تروریسم توجیه میکنند. حال آنکه به اعتراف مقامات نظامی آمریکا با تروریسم نمیتوان از طریق نظامی برخورد کرد و راههای دیگر از جمله سیاسی، امنیتی، تبلیغاتی و اقتصادی باید مدنظر باشد. تناقضات موجود در گفتار و رفتار آمریکا برخاسته از چندگانگی رفتاری دستگاههای سیاسی ـ دیپلماتیک و نظامی ـ امنیتی واشنگتن است که عملکرد متفاوت و بعضا متناقض هم برای آمریکا و هم برای کشورهای خاورمیانه خطری بزرگ محسوب میشود.
آمریکا میکوشد اضافه درآمد نفتی حاصل از افزایش بهای جهانی نفت را از طریق فروش سلاحها به کشورهای شورای همکاری خلیجفارس بازپس گرفته و مسابقهای تسلیحاتی در منطقه ایجاد کند که از طریق هراسافکنی و توهمسازی حاصل میشود.